" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "
در سی سال آخر هزاره هوشیدرماه دختر پانزده ساله باکره‌ای به نام گواگ‌پد که از نسل زرتشت است با نشستن در دریاچه کیانسه - که در پست‌های قبل توضیح دادیم نطفه زرتشت پیامبر نگهداری1 می‌شود- آخرین منجی (سوشیانت) را حامله می‌شود.

سوشیانت دارای چهره‌ای نورانی و از فره ایزدی بهره‌مند2 است. با اینکه حیاتی دنیوی دارد اما ارتباطی قوی با جهان مینوی دارد.

اتفاقات روزگار سوشیانت
در روزگار سوشیانت، در روز «او» (سی روز) خورشید در میان آسمان ایستد، و این دفعت خورشید به جایگاه خویش شود، و بعد از آن 365 روز راست شود، و آفتاب از سرحمل تا حمل رسد، چنان که اکنون چهار یک شبانه روز بازپس افتد، آن زمان نباشد، کبیسه نکند.3

دیو آشموغ که مظهر دروغ و گمراهی است با دعای سوشیانت از بین می‌رود.

سوشیانت با نیروهای اهریمنی می‌جنگد و به کمک گرشاسب، کیخسرو و دیگران دیوان را از بین می‌برد. او با نگاهش جهان و موجودات را جاودانگی می‌دهد و نیروهای اهریمنی برای همیشه از صحنه روزگار محو می‌شوند.4
در کشور خونیروث5 ، خوی حیوانی از انسان دور می‌شود.
وظیفه آخرین منجی به کمال رساندن مردم است. در طی 58 سال تلاش آنچه که زرتشت آغاز کرده سوشیانت به پایان می‌رساند.
پس از به ثمر رسیدن تلاش سوشیانت فرشوکرتی6 آغاز می‌شود. در آن روز مردگان زنده می‌شوند. خداوند گناهکاران را از دوزخ نجات می‌دهد زیرا در بین زرتشتیان دوزخ همیشگی نیست. جهان به دوران جدایش (جدایی نیکی از بدی) می‌رسد که در آن از نیروهای اهریمنی خبری نیست مردم همان مینوان می‌شوند. خوراک آنان معنوی می‌شود. گیاهخوار می‌شوند و آب می‌نوشند و جهان از گناه پاک می‌شود.7

پی‌نوشت‌ها:
1- دینکرد سنجانا، کتاب7، فصل9، بند 15-19
2- همان، بند2
3- جاماسب نامه فارسی، ص89
4-دینکرد، کتاب7، فصل10 ، بند3
5- بخش میانی زمین که نیمی از همه‌ی زمین را تشکیل می‌دهد. قسمت‌های دیگر زمین که خونیروث را احاطه کرده‌اند همه، کشور خوانده می‌شود.
6- اصطلاحی که برای پایان جهان به کار می‌رود؛ روز رستاخیز.
7-گزیده‌های زادسپرم، فصل3، بند2


منبع:
برداشت از کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، بهار 1389.






طبقه بندی: منجی دین، 
برچسب ها: سوشیانت، آخرین منجی، زرتشت، کیانسه، کیخسرو، فرشوکرتی، پایان جهان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391 | توسط : قاسمی | نظرات()

شبهه‌ای دربارۀ امامت امام زمان (علیه‌السلام) وارد می‌کنند و آن اینکه می‌گویند تفاوت «امامی که نیست» با «امامی» که «نیست» در چیست؟ و یا امامی که امامت نکند، چگونه امامیست؟

 


ادامه مطلب


برچسب ها: غیبت، فوایدغیبت، حضور، امام زمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 18 مهر 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()

تا به حال از بالای قله کوهی به منظرۀ فرا روی خود نگاه کرده‌اید؟ شهری زیبا، دشت و باغ و درختان و رودهایی که چشم را خیره می‌کند و جان را صفا می‌بخشد، شما از بالای کوه مبهوت جمال دل‌پذیرِ صحنه‌هایی از زیبایی و طراوت و عشق هستید، با خود می‌گویید ای کاش من اهل این شهر و دیار بودم شما در یک نگاه از دور دست تمام دشت و شهر را نظر می‌اندازید و لذت می‌برید و آهنگ عزیمت به آنجا را در سر می‌پرورانید.

صفات کلی شیعیان همین چشم‌انداز زیبا را فرا روی انسان قرار می‌دهد، شهری زیبا و با شکوه که انسان دوست دارد اهل آنجا باشد، در آن زندگی کند و با آنان انس بگیرد. شهر شیعه، شهر کوچه‌های صداقت و وفا،  برزن‌های معرفت و دانایی و بوستان ایثار و از خود گذشتگی و خانه‌های بندگی و اطاعت است. شهر شیعه و اهالی آن با همین نشانه‌ها شناخته و ارزش و اعتبار می‌یابند.


ادامه مطلب


برچسب ها: شهرعشق، شیعه، صفات شیعه، ایده ال،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()

در هنگامه‌ای که جهان در آتش جهل مادی‌گری می‌سوخت و از طراوت اندیشه‌ها خبری نبود، گلی از گلستان مصطفوی شکفتن آغاز کرد. بالید و برآمد و رایحه روانبخش اخلاص، معنویت و توکل را در هر کران پراکند. آن روح قدسی و حقیقت همیشه زنده، غبار را از خورشید پر فروغ اسلام ناب محمدی (صلّ‌اللّه‌علیه‌واله) و فرهنگ پر بار قرآن و عترت زدود و درخششی جان‌بخش در برابر دیدگان جهانیان پدید آورد.
جد اعلای امام خمینی(سید دین علی) اصالتا نیشابوری بود و سپس به ایالت کشمیر از توابع هندوستان مهاجرت کرد و در زمرۀ علمای آن  ناحیه قلمداد گردید و در همان جا به شهادت رسید.



ادامه مطلب


برچسب ها: امام، خمینی، اجداد، پیشینه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()

اولین اختلاف بزرگی که بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله) بین مسلمانان بروز کرد، اختلاف در مسأله امامت و خلافت بود، که امّت اسلامی را به دو دسته کرد. مسأله خلافت و جانشینی پیامبر، فقط یک واقعه تاریخی نیست، بلکه اثر آن تا امروز باقی است و بعد از این باقی خواهد ماند. 

بحث برسر این مسأله است که مرجع علمی مسلمانان بعد از رحلت پیامبر، در مسائل و مشکلات علمی آنها کیست؟ و اینکه آیا پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شخص یا طایفه‌ای را به این مقام منصوب کرد یا خیر؟ و مسلمانان را که با خون دل و زحمات بی‌شمار به این جا رسانده بود، به حال خود رها کرد و به خودشان وا گذاشت یا نه؟

شیعه مدعی است که سنّت نبوی و احادیث پیامبر بر مرجعیت اهل بیت در زمینه عقاید و مسائل دینی و علمی تأکید کرده است و از واضح‌ترین این احادیث، حدیث ثقلین است که نزد شیعه و سنّی متواتر بوده و هیچ کس در صحت آن شکّی ندارد مگر اشخاص جاهل یا معاند. این حدیث به طرق متعدد از بیست و چند صحابی روایت شده است.

صاحبان صحاح و مسانید از پیامبر اکرم نقل کردند که فرمود: «ای مردم! همانا چیزی در میان شما باقی می‌گذارم که اگر به آن تمسک کنید هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا و عترت خود یعنی اهل بیتم»[1]

با تأمل و دقت در این حدیث، چندین مطلب فهمیده می‌شود:

الف) این حدیث، عصمت عترت طاهره را آشکار می‌کند، زیرا اگر عترت از خلاف و اشتباه، معصوم نباشند، چگونه است که تمسک کننده به آنها گمراه نمی‌شود؟

ب) این حدیث، گویای این مطلب است که راهیابی به قرآن و دسترسی به معارف و اسرار آن، نیازمند معلّم دانایی است که در فهم حقایق و تبین معارف آن، خطا نکند و چنین معلّمی کسی نیست جز عترت طاهره که پیامبر آنها را قرین و همنشین قرآن معرفی کرده است.
این اهل‌بیت و عترت پیامبر هستند که مرجع علمی و محل رجوع مردم به جهت هدایت یافتن و گمراه نشدن می‌باشند و اگر کسی بگوید که پیامبر، جانشین تعیین نکرد، خودِ این حرف، توهین و افترایست که به آن حضرت نسبت داده می‌شود؛ چرا که هر فرد عادی هم می‌داند که در صورت مسؤلیت داشتن، باید در نبود خود، کسی را جای خود بگمارد تا به امور رسیدگی کند و از هرج و مرج جلوگیری کند امّا پیامبر نعوذ‌بالله چنین مطلب پیش پا افتاده‌‌ای را نمی‌دانست.

حال سوال این است که آیا تقدیم مفضول بر فاضل، جاهل بر عالم و نادان بر دانا حماقت و جهالت نیست؟ و چرا اهل بیت که به اقرار همه و تاریخ در تمام زمینه‌ها سرآمد همه بودند کنار گذاشته شدند؟

--------------------------------
پی‌نوشت:
1. صحیح مسلم:7/122؛ سنن ترمزی:2/307؛ مسند احمد:3/17





برچسب ها: امامت، جانشینی، خلافت، پیامبر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()

دل‌نوشته‌ای برای مهربان‌تر از مادر

تو هرگز آغوش گرم و شیرینت را بروی ما نمی‌بندی، هر چند از ما جفا و نامهربانی می‌بینی. تو بر خلاف ما که غم‌خوار تو نبوده و در شادی‌هامان به یادت نیستیم، در غم‌های ما غمگین هستی و از آسایش و شادی ما خوشحال می‌شوی.

ای مظهر زیبایی و محبت خدا، بر خلاف ما، محبت شما نسبت به ما خالص‌ترین و شیرین‌ترین محبت‌هاست، چرا که هیچ نوع طمع و وابستگی در آن وجود ندارد و محبت و نگاه شما در همه ابعاد وجودی ما و نسبت شما به ما نزدیک‌تر و شدیدتر از نسبت پدر و مادر ماست؛ چرا که والدین ما اصل و ریشه جسمانی و مادی ما هستند و شما  اصل و حقیقت روح و ذات ما  و والدین قدسی و آسمانی ما هستید.

فرمودید: «ما امینی رفیق، پدری مهربان و شفیق و برادری همزاد هستیم، همانند مادری نیکوکار و مهربان نسبت به فرزند خردسال و پناه بندگان خداییم».[1]

ای امام عزیز! مهدی جان! ای مهربان‌تر از مادر،  در عوض تنها  چیزی که شما از ما خواستید این بود که این گوهر با ارزش انسانی و نفخه الهی که در ماست را ارزان نفروشیم و در همسایگی و همراهی شما، در جوار رحمت الهی و در ظرف ابدیت زندگی کنیم.
هر گاه که به خطا رفتیم و از شما دور شدیم از دوری ما غمگین و گریان شدید، چرا که خودتان در غم‌خواری نسبت به ما فرمودید: «به من رسیده است که گروهی از شما در دین به تردید افتاده و در دل، نسبت به اولیای امر خود به شک افتاده‌اند و این امر مایه غم ما به خاطر شما شد، نه به خاطر خودمان بلکه درباره شما ناراحت شدیم».[2]

آه از این همه مظلومیت و تنهایی که جدتان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)  درباره شما این چنین فرمودند: «صاحب این امر، امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌شریف) از شهر خود رانده و آواره و تنهای تنهاست».[3]
آری شما تنهای تنهایید و ما بی‌‌خیال و بی‌هیچ کنشی دست روی دست گذاشته‌ایم و... .

--------------------------------------

پی‌نوشت:
(1). تحف العقول،ص 439.
(2).بحارالانوار، ج 53، ص 178.
(3). دلائل الامامه، ص 290.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()

دین مانع پیشرفت؟

شبهه و یا سوالی که از دیرباز در دنیا مطرح بوده این است که چرا مسلمانان این قدر از علم و تکنولوژی عقب مانده‌اند و علت عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی به لحاظ علمی و صنعتی از دیگر کشورها چیست؟ آیا این فرضیه که ترک دین باعث پیشرفت غرب شده درست است؟

برخی از مادی‌گرایان مانند نویسندگان دایره‌المعارف فرانسه و هولباخ و... بر این باورند که دین، مانع پیشرفت و تکامل علوم می‌شود. همچنین بعضی از روشنفکران آن را به دین اسلام تسری داده و اسلام را مخالف و معارض با علم و تکنولوژی وصف کرده و عقب ماندگی مسلمانان را به اسلام نسبت می‌دهند.[1]

جواب این است که حداقل با نگاهی به پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرون متمادی و صدور آن به کشورهای دیگر، از جمله کشورهای اروپایی که به آن اشاره خواهیم کرد، در می‌یابیم که نه تنها دین موجب عقب ماندگی نمی‌شود بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن، سبب درجات بالایی از پیشرفت و رشد می‌گردد.

اسلام در راستای  بستر سازی برای ایجاد فرهنگ و تمدن، ابتدا انسان را تشویق به فراگیری علم و دانش نموده و دوم  کار و توسعه را ارج نهاده و نیروی کار و کارگر را مورد عنایت خود قرار داده به گونه‌ای که نفْس کار اقتصادی و توسعه را امری مقدس می‌داند[2].
این دو مهمترین عوامل  در توسعه و پیشرفت یک  ملّت هستند که اسلام توجه زیادی به آن  نموده است. از طرفی دیگر، دین در تدوین و رونق گرفتن علوم، نقش بسزایی داشته است، به عنوان نمونه واضع و موسس علم نحو، حضرت امیرالمومنین(علیه‌السلام)  بود.
در علم طب، جناب محمد بن زکریای راضی اصول و مبانی طب را در قالب کتابی پیاده کرد  چندین بیماری و ابزار پزشکی را کشف و ابداع کرد و ابوعلی سینا از دیگر دانشمندان اسلامی، جهان پزشکی را با کتابی همچون قانون، تحت تاثیر قرار داد؛ به طوری که کتاب‌های او به بیشتر زبان‌ها ترجمه شده و در تمام دانشگاه‌های فرانسه و ایتالیا و... تنها کتاب درسی می‌باشد.
در جراحی، چشم پزشکی، داروسازی و...  دانشمندانی همچون ابوالقاسم قرطبی، علی بن عیسی بغدادی و... کتاب‌های مرجعی تدوین  و ابداعات  فراوانی نموده‌اند.
در علم هیئت و نجوم، دانشمندان مسلمان بسیاری همچون  قیصر فرقانی، محمد بن ‌موسی خوارزمی و... تألیفات عدیده و خدمات ارزنده‌ای داشتند که به مدّت هفت قرن در آسیای غربی و اروپا مرجع و مورد استفاده بود.
در علم فیزیک و مکانیک، جابربن حیان، اسحاق‌بن کندی و چهره درخشان این علم؛ حسن بن هیثم که بیش از پنجاه رساله در این علم، تدوین نموده است.
و علم شیمی که به اذعان شرق و غرب  به ابتکار دانشمندان مسلمان پدید آمد.[3] (به دلیل کوتاهی سخن از ذکر و تفصیل بسیاری خود داری می‌شود [4])
 همه  اینها مختصری از گنجینه میراث اسلام است که تا ابد، جهان، خصوصاً مغرب زمین، به ملل اسلامی و دین مدیّون است.

حال به این سوال می‌رسیم که چرا با این وجود، اغلب کشورهای اسلامی، عقب مانده‌اند و برعکس اغلب کشورهای غیر دینی و سکولار پیشرفته وتوسعه یافته‌اند؟

حقیقت این است که مسلمانان با وجود داشتن دینی کامل و منابع عظیم، مثل قرآن و نهج‌البلاغه و... به واسطه عدم ثبات و پایداری در اعتقاداتشان عقب مانده‌اند.
فهم این مشکل چندان سخت نیست؛ مگر کسب علم از دستورهای اکید اسلام نیست؟ مگر دین ما بهترین دستورها را برای زیستن نداده است؟ پس چرا ما به جای عمل به دین، تنبلی و خستگی را پیشه خود ساخته‌ایم و خود را از دردسر اندیشه و عمل بیرون کشیده‌ایم.
بی‌تردید اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمی‌گرفتند و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می‌کردند، هم‌اکنون می‌توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند. سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ‌های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون ناسیونالیسم، پان عربیسم به جای تکیه بر اصول‌گرایی و اعتماد بین‌الملل اسلامی، چیزی جز عقب ماندگی فرهنگی و علمی ارمغان دیگری ندارد.

 

--------------------------------------
پی‌نوشت:
1).ارنست کلاسیر، فلسفه روشنگری، ص12
2).قرآن کریم، سوره نبأ، آیه11؛ مزمل،آیه 7؛ بقره،آیه 94
3).عطایی اصفهانی، خدمات اسلام به اروپا؛ حسن زاده آملی، شرح رساله رابطه علم دین
4).خوانندگان گرامی می‎‌توانند برای اطلاع بیشتر به کتاب‌های بالا مراجعه نمایند.



ادامه مطلب


برچسب ها: دین، پیشرفت، عقب ماندگی، تکنولوژی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()
در پست قبل با مذهب ویشنویی در آیین هندو آشنا شدیم و گفتیم که در این مذهب بیشتر به آموزه منجی پرداخته شده است. حال باید بدانیم که اندیشه موعود در کدامیک از متون مقدس هندو بیان شده است.

به طور کلی متون مقدس آیین هندو به دو دسته تقسیم میشوند:

1- شروتی : شروتی در لغت به معنای "شنیده شده" هست. اعتقاد هندویان بر این است که رازبینان باستان این سری از دانشها را شنیدهاند و نسل به نسل به برهمنان (روحانیان) رساندهاند. این متون به قدری نزد هندوها باارزش است که میتوان آن را به عنوان متون وحیانی نامید. البته این وحی به همان معنا که در ادیان ابراهیمی مطرح میشود نیست. ودهها، براهمنهها، آرنیکهها و اوپهنیشدها جزء متون شروتی هستند.

2- سمرتی: لغتی به معنای "در یاد آمده" هست که بخش بزرگی از متون هندویی را تشکیل میدهد. سمرتیها معمولا شرح و تفسیر متون شروتی هستند که خود به سه دسته تقسیم میشوند:

1- شاسترهها یا قانوننامهها مانند منوسمرتی
2- حماسهها مانند مهابهارته و رامایانه
3- پورانهها

معبد هندوها
معبد هندوها در بندرعباس

اندیشه منجی موعود در پورانهها بسیار پررنگ‌تر از دیگر متون هستند. معنای لغت پورانه شیء یا رویدادی مربوط به گذشته هست اما به طور خاص داستان یا افسانه کهن یا تاریخ سنتی باستان را پورانه میگویند.
پورانهها در واقع مجموعهای از متون هندویی هستند که به زبان ساده بیان شدهاند. پورانهها به موضوعاتی همچون آفرینشجهان، تبارشناسی خدایان، قواعد مربوط به زندگی، توصیف پایان جهان و موعودباوری میپردازند.
هجده پورانه اصلی و هجده پورانه ثانوی در دست است و از این جهت که هر گروه شش‌تایی از پورانههای اصلی، یکی از خدایان (ویشنو) را محور قرارداده است، به سه دسته تقسیم میشوند.

این متون مانند ویشنو پورانه اغلب به طور عمومی از طریق بلندگو در اماکن زیارتی قرائت میشوند. 


منبع
برداشت از کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، بهار 1389.





طبقه بندی: منجی دین، 
برچسب ها: برهمنه، پورانه، هندو، معبد هندو، مهابهارته و رامایانه، ویشنو، سمرتی و شروتی،
مطالب مرتبط: مذهب ویشنویی، منجی موعود در آیین هندو،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 25 دی 1391 | توسط : قاسمی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 15  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...