" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "
پیام آور رحمت

کتاب «پیام‌آور رحمت» تألیف «سید علی میر شریفی» از اساتید برجسته تاریخ حوزه علمیه قم است؛ این اثر، کتابی است مختصر درباره سیره پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که به زبان فارسی به رشته تحریر در آمده است. مؤلف، در این کتاب از شیوه معمول مورد قبول مورخان و محققان عرصه تاریخ که کشف حقیقت مبتنی بر نصوص تاریخی در پرتو قراین و شواهد است پیروی کرده و سعی نموده است تا ناگفته‏‌ها و مشکلات و معضلات سیره را بیان نماید. در انتخاب مطالب و گزینش مصادر، صرفا به منابع سیره و تاریخ اسلام بسنده نکرده، بلکه از کتب گوناگون از جمله تفسیر، حدیث، رجال، فضایل، ادبیات و غیره استفاده نموده و علاوه بر آن، برای تحقیق میدانی درباره جنگ موته به کشور اردن سفر نموده و از شهرهای «موته» ، «مَزار» ، «معان» ، منطقه «بَلقا» و «بندر عقبه» در نزدیکی مرز عربستان دیدن کرده است.
ادامه مطلب




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393 | توسط : محمد حسین كاظمی | نظرات()

تعریف دین:

دین در لغت به معنای ایمان، عقیده، پیمان، کیش و اطاعت و جزا آمده است. از این رو کسانی که مطلقاً معتقد به آفریننده‌ای نیستند و پیدایش پدیده‌های جهان را تصادفی ویا فعل و انفعالات مادی و طبیعی می‌دانند، «بی‌دین» نامیده می‌شوند. اما کسانی که معتقد به آفریننده‌ای برای جهان هستند، هرچند عقاید و مراسم آن‌ها توأم با خرافات و انحرافات باشد، «با دین» شمرده می‌شوند. [۱]

دین از منظر اسلام

واقعیت آن است که برای تعریف دین، باید بدون پیش‌داوری و اعمال سلیقه، به منابع دینی و کسی که دین را نازل کرده است رجوع کنیم. که در این صورت هم تعریف درست دین را متوجه می‌شویم وهم حق بودن ویا باطل بودن آن را متوجه خواهیم شد.

از منظر اسلام، ادیان به دو طیف تقسیم‌بندی می‌شوند:

ادیان توحیدی: ادیان توحیدی و الهی هستند که پایه و اساس آن‌ها بر وحی و پیام الهی استواراست که از سوی خداوند عالم به برای بشریت نازل‌شده است.

ادیان غیرتوحیدی: این قبیل ادیان ریشه در نیازها و خواسته‌های آدمی داشته و مصنوع و مخلوق بشر است. اعم از اینکه ابتدا ریشه الهی داشته و بعداً تحریف‌شده باشد ویا از اول بنای آن بر خرافات و تحریف بوده باشد. از این رو اسلام بر ویژگی «حقانیت» دین تاکید فراوان داشته و در صدد است تا تعریفی درست از دین ارائه بدهد.

علامه طباطبائی؛ در تعریف دین می‌فرماید: «دین عقاید و دستورهای علمی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خدا برای راهنمایی و هدایت بشر آورده‌اند» [۲]

شاخصه‌های حقانیت یک دین

شاخص‌ها و ویژگی‌های اساسی حقانیت یک دین چهار امر است.

۱ – بنیاد الهی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حقانیت یک دین این است که آسمانی و الهی باشد، نه زمینی و بشری و ساخته دست انسانی، که برای شناختن یک دین که آیا بشری است ویا الهی و یا دست بشر در آن دخالت داشته یا نداشته؛ چند امر را باید مدنظر قرارداد:

اول: مراجعه کردن به آموزه‌های آن دین، و سنجش این آموزه‌ها با عقلانیت و منطق بشری است و داشتن هماهنگی و انسجام درونی و پاسخ گوئی به نیازهای بشری و همراه با فطرت و ذات انسان است.

دوم: ازآنجا آموزه‌های دینی از طرف خداوند عالم به بشر رسیده است، همگی دارای یک نوع پیوند عمیق و مؤید و تکمیل‌کننده هم هستند. اگر دین قبلی این دین را تائید کرده باشد و پیشگوئی آن را کرده باشد این دین می‌تواند حق باشد.

سوم: معجزه: برای اثبات پیامبری از پیامبران الهی که از جانب خداوند عالم به‌طرف بشریت آمده‌اند، باید از طرف خداوندی که مدعی است تمام قدرت‌های عالم در اختیار اوست، باید بتواند رشحه‌ای از قدرت خود را برای بشریت به نمایش گذارد که ما به آن معجزه می‌گوییم تمام پیامبرانی که از طرف خداوند عالم آمده‌اند دارای چنین قدرتی بود‌ه‌اند.

چهارم: با رجوع به گزارش‌های تاریخی مستند، و معتبر می‌توان فهمید که آیا این دین دارای این ویژگی‌ها هست یا نه؟

۲ – تحریف ناپذیری

صرف بنیاد الهی بودن یک دین در اثبات الهی بودن آن کافی نیست. بلکه باید وثاقت کتاب آسمانی آن از جهت خطاپذیری نیز مصون باشد. که این ادعا را قرآن کریم در بسیاری از آیات خود دارد. که هیچ دینی چنین ادعائی ندارد.

۳ – نسخ ناپذیری

اگر دینی ادعا دارد که تا ابد نسخ ناپذیر است تمام ادیان قبلی و بعدی باطل خواهند بود. ادیان قبلی با آمدن دین جدید به خاطر کامل‌تر بودن از ادیان قبلی، آن‌ها نسخ خواهند شد. ادیان بعدی هم اگر این دین ادعای نسخ ناپذیری دارد، باطل خواهند بود. چون دین فعلی ادعا دارد که کامل‌ترین دین است. و به تمام پرسش‌های بشریت جواب خواهد داد.

۴ – خاتمیت

ادعای خاتمیت دینی که اصل الهی بودن و تحریف نا شدگی کتاب آسمانی آن اثبات‌شده باشد اگر ادعای خاتمیت کند، به لحاظ صدق قطعی این ادعا نسخ ناپذیری آن برای همیشه ثابت خواهد بود. و این ملاکی برای سنجش صدق و کذب و بطلان ادیان دیگر خواهد بود.

۵ – خردپذیری

یکی دیگر از شاخصه‌های حقانیت یک دین، عقلانیت، خردپذیری، و بالاتر از آن خردپروری آموزه‌های آن است. بسیاری از ادیان به‌رغم دارا بودن پیشینه الهی، در طول تاریخ دچار تحریفات چشمگیری شد‌ه‌اند که اصالت خود را ازدست‌داده‌اند. همین مسئله باعث شده است که آموزهای خردستیز بسیاری در این ادیان رخ نماید. [۳]

دین نبودن بهاییت

اکنون با توجه به تعاریف، و معانی و شاخصه‌های فوق اگر بخواهیم بدانیم که آیین بهاییت، «دین» است یا نه؟ و اگر دین است، آیا دین حق و از ادیان توحیدی است یا دینی باطل و مصنوع بشر؟ باید ابتدا دیدگاه خودمان را در مورد تعریف دین تبین کنیم:

۱ – بنا بر تعاریفی که بر حقانیت و الهی بودن دین تاکید دارند و بر اساس آیه «ان الدین عندالله الاسلام...» [آل عمران/۹۳] که مبین دین حق توحیدی است؛ و همچنین بنا بر تعریف برخی از متکلمین پیرامون دین- که عبارت است از قوانین الهی که وضع‌شده‌اند تا صاحبان عقل را با اختیار خودشان به خیر با لذات نائل سازند- [۴]

آئین بهائیت دین نبوده و امری جدا و بیگانه از دین می‌باشد؛ زیرا بررسی تاریخی و منابع مذهبی آن نشان می‌دهد که خاستگاه و قوانین آن الهی نیست و به هیچ‌وجه شاخص‌ها و ویژگی‌های اساسی حقانیت یک دین را برنمی‌تابد. بلکه آئین بشری است که از سوی استعمارگران و دست‌نشانده‌های آن‌ها در جهت ایجاد افتراق و اختلاف در بین مسلمانان به‌منظور تحقق مقاصد شوم استعمارگری خود آن را تأسیس کرده‌اند. [۵]

۲ – اما بنا بر معنای لغوی و اصطلاحی عام «اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان» یا به معنای «ایمان به یک یا چند نیروی فوق بشری که شایسته اطاعت و عبادت هستند» [۶] وبراساس آیه «لکم دین کم ولی دین» که خداوند مسلک مشرکان را نیز نوعی دین می‌شمارد، هم‌چنین بنا بر تعریف برخی از دانشمندان غربی همچون «درکیم» که دین را دستگاهی از باورها و آداب دانسته در رابطه به مقدساتی که مردم را به‌صورت گروه‌های اجتماعی به یکدیگر پیوند می‌دهد، [۷] آئین بهاییت نیز نوعی دین است و همانند دین مشرکین از ادیان غیر توحیدی و باطل می‌باشد.

پی‌نوشت‌ها:

 [۱]. آموزش عقاید، مصباح یزدی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳، ج ۱ ص ۲۸-۳۳

 [۲]. آموزش دین، علامه طباطبائی، قم، جهان آرا، [بی‌تا]، ص ۹

 [۳]. چرا اسلام؟، حمیدرضا شاکر ین، ماهنامه معارف، آذر ۱۳۸۶، ش ۵۱

 [۴]. کلام جدید، عبدالحسین خسرو پناه، قم، مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۹، ص ۳۷

 [۵]. فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵، ص ۸۷-۹۴

 [۶]. کلام جدید، پیشین، ص ۳۸

 [۷]. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۹، ص ۱۳

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 12 اسفند 1393 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()

سه اصل مهم اسلامی

در آیات قرآنی به سه اصل مهم اشاره شده است که در زندگی کاربرد زیادی دارد.

الف: هرکس مسئول گناهان خویش است [۱]

ب: بهره هرکس در آخرت‌‌ همان سعی و کوشش او است [۲]

ج: خداوند به هرکس در برابر عملش جزای کامل می‌دهد [۳]

قرآن از این طریق نه تنها عقیده مشرکان عرب را در زمان جاهلیت که معتقد بودند یک انسان می‌تواند گناهان دیگری را برعهده گیرد نفی می‌کند، بلکه قلم سرخ براعتقاد معروفی که میان مسیحیان رائج بوده و هست می‌کشد. که می‌گویند: خداوند فرزندش مسیح را به دنیا فرستاد تا بالای دار رود، و زجر کشد و شکنجه بیند و بارگناه گنه کاران را بردوش کشد!

همچنین اعمال زشت گروهی از کشیشان را که در قرون وسطی مغفرت نامه و اوراق استحقاق بهشت را می‌فروختند، و امروز هم به مسئله گناه بخشی ادامه می‌دهند محکوم

می‌کند.

منطق عقل نیز همین را اقتضا می‌کند که «هرکس مسئول اعمال خویش است و منتفع به اعمال خویش است»

این اعتقاد اسلامی سبب می‌شود که انسان به جای پناه بردن به خرافات و یا گناه خویش را به گردن دیگران بیاندازد، به سراغ سعی و تلاش و کوشش در اعمال خیر برود و ازگناه بپرهیزد و هرگاه لغزشی برای او رخ داد و خطائی دامان او را گرفت برگردد و توبه کند و جبران نماید.

تاثیر تربیتی این عقیده در انسان‌ها کاملا روشن و غیر قابل انکار است. همانگونه که اثر مخرب آن عقائد جاهلی نیز برکسی پوشیده نیست.

درست است که این آیه ناظر به سعی و تلاش برای آخرت و مشاهده پاداش آن در سرای دیگر است ولی ملاک و معیار اصلی آن، دنیا را نیز در برمی گیرد به این معنی که افراد با ایمان نباید در انتظار دیگران بنشینند که برای آن‌ها کار کنند، و مشکلات جامعه آن‌ها را حل نمایند بلکه خود دامن همت به کمر زده به سعی و تلاش و کوشش برخیزد.

هستند بسیاری از انسان‌ها که بدون تلاش، منتظرند که آسمان سوراخ شده و یک گونی پول برای آن‌ها فرو افتد، یا کتاب دعا بغل زده به امید یافتن گنجی به بیابان‌ها رفته، با اوراد و دعاهای مختلف می‌خواهد که خداوند یک شبه او را بدون تلاش و کوشش، صاحب گنجی بی‌پایان کند. یا شانس و اقبال به او روکرده در آن واحد برنده میلیون‌ها تومان پول شده تا بتواند بدون تلاش و کوشش به مشکلات عدیده زندگی خود خاتمه دهد. تمام این‌ها خرافاتی است که افراد جامعه دچار آن هستند. این اصل قرآنی تاکید می‌کند که هرکسی باید خودش تلاش کند تا خداوند هم نعمت‌هایش را به او ارزانی کند. صرف دعا کردن بدون تلاش هیچ فایده‌ای ندارد. هم تلاش باید کرد و هم دعا باید کرد تا خداوند عالم، اسباب لازم را جلوی پای انسان قرار دهد. حتی بعضی‌ها که می‌گویند کشورهای غربی با آنکه دین ندارند چطور خداوند این همه نعمت به آن‌ها داده است جواب آن را همین آیه داده است که هرکس که دراین دنیا تلاش کند بهره آن را خواهد دید و مختص به مسلمان و غیر مسلمان ندارد.

ازاین آیه یک اصل حقوقی هم در مسائل جزائی نیز استفاده می‌شود که همیشه کیفر‌ها دامان گنهکاران واقعی را می‌گیرد و کسی نمی‌تواند کیفر دیگری را به ذمه بگیرد ویا به گردن دیگران بیندازد.

بسیار مشاهده شده است که در دوران جاهلیت ویا حتی درعصر حاضر در قبائل مختلف، اگر فردی گناهی کرد و کسی را کشت از‌‌ همان قبیله یک نفر را می‌کشند و می‌گویند خون دربرابر خون، درصورتی که کسی که به جای گنه کار کشته می‌شود شاید هیچ گناهی نداشته باشد. که این آیه این اعتقاد خرافی را نیز باطل می‌کند.

پاسخ به چند سئوال

دراینجا سئوالاتی مطرح است که باید به آن پاسخ داد:

نخست اینکه اگر بهره هرکس در قیامت تنها حاصل سعی او است، پس «شفاعت» چه می‌شود؟ دیگر آنکه در آیه ۲۱سوره طه در مورد بهشتیان می‌خوانیم: «الحقنا بهم ذریتهم» ما فرزندان آن‌ها را نیز به آن‌ها ملحق می‌سازیم. درحالی که «ذریه» تلاشی در این راه نکرده‌اند.

از این گذشته در روایات اسلامی آمده که هرگاه کسی اعمال خیری انجام دهد، نتیجه او به فرزندان او هم می‌رسد.

پاسخ همه این سؤالات یک جمله است و آن اینکه: قرآن می‌گوید: انسان بیش از سعی و کوشش خود حق ندارد ولی این مانع از آن نخواهد بود که از طریق لطف وتفضل پروردگار، نعمتهائی به افراد لایق داده شود، «استحقاق» مطلبی است و «تفضل» مطلبی دیگر،‌‌ همان گونه که حسنات را گاهی ده‌ها برابر ویا هزاران برابر پاداش می‌دهند. شفاعت نیز بی‌حساب و کتاب نیست، آن هم نیاز به نوعی سعی و تلاش و ایجاد رابطه‌ای معنوی با شفاعت کننده دارد، همچنین در مورد الحاق فرزندان بهشتیان به آن‌ها نیز قرآن در‌‌ همان آیه می‌گوید: «واتبعتهم ذریتهم بایمان» این در صورتی است که فرزندان آن‌ها در ایمان از آن‌ها پیروی کنند. [۴]

پی نوشت‌ها:

 [۱]. أَلاَّ تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ [نجم/۳۸]

 [۲]. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏ [نجم/۳۹]

 [۳]. وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرى‏ [نجم/۴۰]

 [۴]. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج ۲۲، ص ۵۵۱-۵۵۵

 

 

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
كتاب

«كمال الدین و تمام النعمه» معروف به اكمال الدین صدوق، تألیف شیخ صدوق( رحمه‌الله‌علیه) از مهم‌ترین منابع روایی شیعه، در موضوع غیبت و ظهور امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است که با توجه به قدمت آن از ارزش بالایی برخوردار است.

ادامه مطلب


طبقه بندی: کتابشناسی،  دوران غیبت،  منجی دین،  فرهنگ انتظار، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393 | توسط : محمد حسین كاظمی | نظرات()

bolet

Top of Form

Bottom of Form

nesws

nesws

یادداشت امام موسی صدر درباره پیامبر

سیره محمدی(صلی الله علیه وآله و سلم) دومین رکن مکتب اسلام است و در مرتبه بعد از قرآن کریم و دانش‌های نهفته در آن قرار می‌گیرد. این سیره باید در سطح‌های گوناگون به قشرهای گوناگون مردم در هر کجا ارائه شود.

به گزارش «شیعه نیوز»، متن پیش‌ رو، مقدمه امام موسی صدر است به کتاب «سیرة الرسول» نوشته استاد زکی بیضون. این مقدمه را در تاریخ ۲۷رمضان ۱۳۸۹هجری (۱۳۴۸/۹/۱۶ شمسی) نگاشته است که با توجه به اتفاقات اخیر در فرانسه و توهین به ساحت مقدس پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله و سلم) بازنشر می‌شود:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب‌العالمین والصلوة علی قائد الخلق و الرسول الأمین محمد و آله الأطهار مصابیح الهدی وسفن النجاة.

یکی از اصولی که در سیره پاک محمدی به آن برمی‌خوریم، اصلِ حرکتِ پیوسته و ثمربخشیِ پیوسته است. پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) این اصل را چنین تبیین فرموده است: «اگر زمان مرگ انسان مؤمنی فرا رسد و در دست خود نهالی داشته باشد، پیش از آنکه بمیرد، آن را می‌کارد.» این حدیث پیامبر درباره مرد مؤمنی است که رسالت او در زندگی، کشاورزی و درخت‌کاری است. این مؤمن وقتی که در باغش در حال کار است و نهالی در دست دارد، مرگش فرا می‌رسد. آن‌گونه که پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) می‌گوید، این مؤمن در برابر مرگ تسلیم نمی‌شود، بلکه آخرین لحظه باقی‌مانده از زندگی خود را نیز غنیمت می‌‌شمارد. او جوهره همین یک لحظه را بیرون می‌کشد و آن را به حیات دائمیِ تازه‌ای تبدیل می‌کند. او زمان را در جایی که حقیقت زمان را جاودانه سازد، متوقف می‌کند.

در گفته پیشوای ما این مؤمن، نهالی را که در دست دارد، می‌کارد و حیاتی نو را بنیان می‌گذارد. با رشد نهال آن حیات نیز بالنده می‌شود و سایه‌سار آن درختِ دارای شاخه‌ها و برگ‌ها و میوه‌های گوارا، آسایش را برای خستگان فراهم می‌آورد و هوایی پاک و غذایی کافی به انسان و به کسانی که «شما روزی‌دهنده آنان نیستید» تقدیم می‌کند. بدین‌ترتیب، حیاتی که آن مؤمنِ درخت‌کار پدید آورده، در تولید بشری نمود پیدا می‌کند؛ تولیدی که از آسایش و غذا ابزاری برای دهش و بخشندگی فراهم می‌آورد و این چنین است که درخت پاک ما از خاک سر بر می‌آورد تا به آسمان برسد و لحظه‌ای گذرا از عمر انسانِ محمدی به جاودانگی تبدیل می‌شود.

این لحظه نمونه‌ای از آن عمری است که حضرت محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) برای امت خویش می‌خواهد: حرکتی پیوسته از گهواره تا گور؛ هر لحظه‌ای چشمه‌ای است؛ هر آنی کلیدی است برای جاودانگی. حیاتی معجزه‌گر؛ هر دمی فرصتی است برای محقق ساختن آرمان بی‌پایانی که آرام نمی‌گیرد و نمی‌ایستد و سیری‌ناپذیر است.

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) چنین حیاتی را به انسان مسلمان پیشنهاد می‌دهد. حیات او نیز حیات نمونه‌ای از همین رنگ بود: الگویی نیک برای انسان زنده. پیامبر بزرگوار اسلام همواره این اصل را در زندگی خود دنبال کرد و آن را به امت خویش نیز آموخت، همان‌گونه که همه دستورات خداوندی را به انسان ابلاغ کرد و خود نیز در حیات تابناکش آن‌ها را به کار بست و از این روست که زندگی او رسالتی الهی برای خوشبخت کردن انسان شده است. از این روست که مرتبه سیره پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) پس از قرآن کریم است و اعمال این آفریده با سخنان خداوند قرین می‌شود و قلب او چنان به وحی الهی نزدیک شد که پیام‌آورنده و پیام‌گیرنده با یکدیگر درآمیختند و عاقل و معقول با هم متحد شدند.

سیره محمدی دومین رکن مکتب اسلام است و در مرتبه بعد از قرآن کریم و دانش‌های نهفته در آن قرار می‌گیرد. این سیره باید در سطح‌های گوناگون به قشرهای گوناگون مردم در هر کجا ارائه شود تا سرتاسر زندگی مسلمانان را فراگیرد و آن را یک‌پارچه حرکت و دهش کند.

حال که گمشده مطلوب خود را در این کتاب ارزشمند می‌یابیم، احساس امید و اطمینان می‌کنیم، زیرا می‌بینیم که مؤلف ارجمند و فاضل آن کوشیده است که زندگی جوانان تحصیلکرده ما را آکنده از گل‌های خوشبوی محمدی کند و پرتوهای نور آن را بر عقل و دل توده‌های آگاه انعکاس دهد. خدا از او خوشنود باشد و پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) پاداش این کار را به او عطا فرماید.

خوشبختی امتی که خود را دنباله‌رو پیامبر می‌داند، دستاوردی بزرگ و هدفی شرافتمندانه است که استاد زکی بیضون در آن مشارکت جسته است و خودِ کتاب گواهی است بر تلاش گران‌قدر او.

آنچه در این کتاب شگفت‌انگیز است، اینکه‌‌ همان اصل محمدی که این گفتار را با آن آغاز کردیم، به شکلی کم‌نظیر در مقدمه آن نمود یافته است. مؤلف محترم این کتاب را به مرحوم حجةالاسلام علامه مجاهد سید اسماعیل صدر داد تا آن را بخواند و بر آن مقدمه و نقدی بنگارد و نظر خود را درباره آن بگوید، ولی زمان مرگ او فرارسید، در حالی که او این نهال، یعنی این کتاب را در دست داشت. او- که خدایش رحمت کند- در برابر مرگ تسلیم نشد و این نهال را کاشت و مقدمه و نقد خود را نوشت، و سپس، از دنیا رفت و این واژه‌ها و سطر‌ها را که آخرین لحظات زندگی او را به تصویر می‌کشد، از خود به جا گذاشت و از دنیا رفت و این‌‌ همان نهال است.

منبع: شیعه نیوز


تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۳

http://www.shia-news.com/fa/news/82770





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()


«الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد» اثر شیخ مفید، (۳۳۶-۴۱۳ هجری قمری) از چهره‌های برجسته علماء و فقهاى شیعه در قرن چهارم هجری می‌باشد که به زبان عربی نگاشته شده و بیشتر با نام «الإرشاد» شناخته می‌شود. کتاب «الإرشاد» تاریخ زندگانی ائمه (علیهم السلام) است که شیخ مفید با توجه به روایاتی که در اختیار داشته جمع‌آوری و تألیف نموده است. شیخ مفید در این کتاب به فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و یاران آنان نیز اشاره دارد.[۱] شیخ مفید این کتاب را در سال ۴۱۱ هجری قمری یعنی دو سال قبل از وفات و در اوج تجربه، پختگی، اشراف بر منابع و شهرت علمی به رشته تحریر درآورده است. این امور بر ارزش و اعتبار کتاب افزوده و آن را به‌صورت اثری ممتاز در میان آثاری ازاین‌دست مطرح نموده است.

ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 7 اسفند 1393 | توسط : محمد حسین كاظمی | نظرات()


امر به معروف و نهی از منکر در سیره رفتاری و کرداری امام علی (علیه السلام) تجلّی عینی یافته بود. چه حضرت (علیه السلام) به آنچه امر می‌فرمود، خود عامل بدان بود و از آنچه نهی می‌فرمود، خود از آن امتناع می‌ورزید. وصی و جانشین پیامبر اکرم (صلی الله علیه آله و سلم) در تمام مصادیق معروف، خود پیشتاز است که در این مختصر تنها به بیان نمونه‌هایی از آن بسنده می‌کنیم.

ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 5 اسفند 1393 | توسط : محمد حسین كاظمی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 21  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...