" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

انسان پرتو و شعاعى از وجود بی‌نهایت خداوند و عضو شاخص عالم خلقت است، به طوری که او تجلّى اسماء و صفات الهى و اشرف مخلوقات مى‌باشد. خداى متعال انسان ــ چه زن و چه مرد ــ را به زیباترین و بهترین صورت به تصویر كشیده است و نقصى در آفرینش آن‌ها وجود ندارد و هر آن‌چه كه لازمه وجودى او بوده را به او ارزانى داشته است.

از نظر اسلام، زن و مرد هر دو انسان هستند و هیچ یك از این دو بر دیگرى برترى ندارد،

مگر به تقوا، هم‌چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ؛[حجرات/13] اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یكدیگر شناسایى متقابل حاصل كنید، و ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست». و در جای دیگر می‌فرماید: «أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى؛[آل عمران/195] من كار و عمل هیچ كار كننده و عاملى از شما چه زن و چه مرد را ضایع نمى‌کنم».

پس آن‌چه که از این آیات به دست می‌آید، این است که اسلام بین مرد و زن هیچ‌گونه تفاوتی نگذاشته است و زن یک ركن اساسى اجتماع بشمار مى‏‌رود و هر یک از زن و مرد، در اصول وجود انسانی مثل آزادی اندیشه، اراده و اختیار، تدبیر امور و شئون زندگى و آن‌چه كه عامل قوام حیات انسانى است مساوی‌اند و هیچ‌گونه تفاوتى ندارند. و همان‌طور كه مرد در تصرف در جمیع شؤون حیات فردى و اجتماعى خود، به جز آن مواردى كه ممنوع است، استقلال دارد، زن نیز استقلال دارد، اسلام هم كه دین فطرى است این استقلال و آزادى را به كامل‌ترین وجه به زن داده است.[1]

از طرفی این سوال پیش می‌آید که چرا اسلام در وضع احکام و وظایف بین زن و مرد تفاوت گذاشته است؟

پاسخ این است که تساوی و برابری هر یک از زن و مرد به آن معنا نیست كه این دو به لحاظ ساختار وجودی با هم برابر باشند و هر آن‌چه از مرد خواسته‏‌اند از او هم خواسته باشند، بلکه از نظر روان‌شناسی این دو، هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت زیادى دارند؛ زنان معمولا به لحاظ مغز و قلب و شریان‌ها و اعصاب و عضلات بدنى و وزن، با مردان متوسط الحال تفاوت دارند، یعنى ضعیف‌تر هستند. و همین باعث شده است كه جسم زن لطیف‌‏تر و نرم‌‏تر، و جسم مرد خشن تر و محكم‌‏تر باشد و احساسات لطیف از قبیل دوستى و رقّت قلب و میل به جمال و زینت بر زن بیشتر از مرد باشد و در مقابل، نیروى تعقل در مرد، ب‏یشتر از زن باشد، پس حیات زن، حیاتى احساسى است، هم‌چنان كه حیات مرد، حیاتى عقلانى است.[2]

و به خاطر همین اختلافاتى كه در ساختار وجودی زن و مرد هست، اسلام در وظائف و تكالیف عمومى و اجتماعى كه قوامش به یكى از این دو چیز یعنى تعقّل و احساس است، بین زن و مرد فرق گذاشته، آن‌چه ارتباطش به تعقل بیشتر از احساس است (از قبیل ولایت و قضا و جنگ) را مختصّ به مردان كرد، و آن‌چه از وظائف كه ارتباطش بیشتر با احساس است تا تعقل مختص به زنان كرد، مانند پرورش اولاد و تربیت او و تدبیر منزل و امثال آن.

مگر نه این است كه باید طرف‌دار عدالت در اجتماع بود؟ آیا عدالت غیر از این است كه هركس به وظیفه خود پرداخته و از مواهب و مزایاى وجودى خویش بهره‏‌مند گردد؟!
آیا دخالت دادن زن در كارهایى كه خارج از تناسب روحى و جسمى اوست بر خلاف عدالت نیست؟

نتیجه سخن این‌که  اقتضاى وجودى هر كدام از زن و مرد، در نظام حكیمانه آفرینش و خلقت نوعى خاص و داراى ویژگی‌هایى است و ساختمان وجودى هر كدام عمل‌كرد و مسئولیت خاص را اقتضا مى‌كند تا هر دو جاى خویشتن را در نظام خلقت به نحو احسن پر كنند. و صحبت از تساوى و تفاوت زن و مرد، صحبتى جاهلانه است و مقایسه این دو حاكى از عدم درك صحیح از جهان آفرینش و نظام خلقت است.

 

-----------------------------------
پی‌نوشت:
[1].ترجمه تفسیر المیزان، ج2،ص396.
[2]برگرفته از سایت تبیان بخش خانواده و روان‌شناسی زن و مرد
 http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=263566





برچسب ها: رن، تبعیض، تفاوت، اسلام، عاطفه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 16 دی 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات