" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

ائمه اطهار(علیهم‌السلام) همان انسان‌های کاملی هستند که اشرف مخلوقات و برترین انسان‌ها در عالم خلقت می‌باشند، عالم هستی بالاتر و مقرّب‌تر از آنان به ذات اقدس حق را به خود ندیده است؛ و علم، قدرت، حکمت و دیگر صفات الهی در وجود آنان تجلی یافته است.

اما سوال یا شبهه‌ای که ممکن است به ذهن خطور کند این است که چگونه امامان معصوم با داشتن علم غیب و آگاهی از حوادث آینده، در برخی موارد به مانند یک انسان عادی رفتار کرده‌اند، به عنوان مثال چرا امام حسن مجتبی و امام رضا(علیهم‌السلام) زهر را نوشیدند؟ و یا امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) با این‌که می‌دانست کشته می‌شود چرا به مسجد رفت؟ آیا این موارد مصداق آیه «لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه[بقره/195] با دست خود، خود را در هلاکت نیاندازید» نیست و خودکشی محسوب نمی‌شود؟

 

پاسخ شبهه این است که:
اهل بیت(علیهم‌السلام) موظف نبوده‌اند که درمسائل عادی و خارج از حوزه امامت و ولایت، از علم غیب خود استفاده کنند و می‌بایست در عمل به تکالیف و امور عادی فردی و اجتماعی، به علومی که از طرق عادی کسب می‌نمودند عمل کنند. علّت آن هم این است که آنان الگویی برای بشریت هستند و اگر در زندگی و كارهای اجتماعی، به غیر این عمل می‌کردند، دیگر نمی‌توانستند الگویی برای انسان‌ها دیگر باشند، زیرا همه که علم غیب ندارند.

به عنوان مثال هنگامی‌که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می‌نشستند، مطابق قوانین قضایی اسلام حکم می‌کردند و از علم خدادادی خود استفاده نمی‌کردند و در موردی که دلیل شرعی و کافی، مثلا بر قاتل بودن متهمی وجود نداشته است، پیامبر یا امام معصوم(علیه‌السلام) با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمی‌کردند.[1]

بنابراین ائمۀ اطهار(علیهم‌السلام) با این‌که می‌دانستند به شهادت می‌رسند و با این که می‌توانستند جلوی تأثیر سم را بگیرند این کار را نکردند؛ چون این نوع علم در مورد آن‌ها تکلیف‌ آور نبود و موظف نبودند که به آن عمل کنند، چرا که  اگر بر طبق علم غیب خود عمل می‌کردند، این عمل:

1. موجب برهم زدن نظم اجتماعی و قوانین طبیعی و موجب اختلال در نظام هستی می‌شد، زیرا اراده خداوند براین تعلق گرفته است که امور بر اساس مجرای طبیعی و عادی بشر صورت گیرد.

2. با الگو و اسوه بودن آن‌ها برای بشر منافات دارد.

3. این عمل با سنت ابتلا و امتحان الهی در تضاد است، زیرا نظام آفرینش، نظام امتحان و آزمایش است « أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُون[عنکبوت/2] آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آورده‌ایم، به حال خود رها مى‏‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟». لازمۀ آزمایش و امتحان برخورداری از اراده و اختیار در انتخاب نیک و بد و جریان امور بر طبق روال عادی و رسیدن به نتیجۀ آن در سرای آخرت است. در حالی‌که استفاده از علم غیب و عمل بر طبق آن، زمینه آزمایش را از بین خواهد برد؛ زیرا مانع ادامه روند عادی کارها می‌شود.

بنابراین بر این اساس است که ائمه اطهار(علیهم‌السلام) با این‌که می‌دانستند شهید می‌شوند، اما باز آن کار را انجام می‌دادند؛ حضرت امیرالمومنین(علیه‌السلام) به محراب می‌رود، امام حسن و امام رضا(علیهم‌السلام) میوه زهر آلود را تناول می‌کنند و حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) وارد کربلا می‌شود و در صدد چاره‌جویی و دفع قضا و قدر الهی بر نمی‌آیند.

 

------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. الکافی، همان،ج7، ص415.





برچسب ها: امام، علم غیب، علم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 دی 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic