" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

اسلام

امروزه آزادی بیان، بیش از آن‌که وسیله‌ای برای نیل به صدق و حقیقت باشد و عاملی برای تعالی و شکوفایی شخصیت وجودی آدمیان، وسیله‌ایست برای از بین بردن حقوق و ارزش‌های انسانی و اخلاقی و جای خود را به دروغ، خرافه و توهین به مقدسات ادیان الهی و تخریب بنای ارزش‌ها و باورهای دینی داده است.

آزادی یکی از معدود واژه‌هایی‌ست که می‌توان از آن، معانی متعدّد و متفاوتی را بیان کرد؛ از این رو بیش از هر واژه و کلمه‌ی دیگری مورد سوء‌استفاده و تحریف واقع شده است. در واقع به کار گیری واژه آزادی، به ابزاری برای پیش‌برد اهداف شوم و ضد انسانی، توسط مستکبران و زورگویان عالم مبدل شده است.

آزادی بیان، به عنوان یکی از نمونه‌های آزادی، وسیله‌ای برای ابراز اعتقادات درونی و زمینه‌ساز رسیدن به حقیقت می‌باشد؛ در حقیقت آزادی بیان قوام دهنده حیات، شخصیت و عقلانیت انسان‌هاست، چرا که انسان موجودی مختار و آزاد آفریده شده است و آزادی، به عنوان یکی از ارزش‌های انسانی، در معارف و آموزه‌های دینی نیز از جایگاه مهمی برخوردار است.

امّا امروزه آزادی بیان، بیش از آن‌که وسیله‌ای برای نیل به صدق و حقیقت باشد و عاملی برای تعالی و شکوفایی شخصیت وجودی آدمیان، وسیله‌ایست برای از بین بردن حقوق و ارزش‌های انسانی و اخلاقی و جای خود را به دروغ، خرافه و توهین به مقدسات ادیان الهی و تخریب بنای ارزش‌ها و باورهای دینی داده است.

از این مسأله نیز نباید غفلت نمود که آزادی بیان، به این معنا نیست که هر کسی بنا بر علائق و سلیقه خود، هر چیزی را که صلاح دید در جامعه بیان کند و موجب فتنه و آشوب گردد، چرا که در هیچ کشوری در دنیا، آزادی بیان به طور مطلق و بدون هیچ محدودیتی وجود ندارد، و تمام عقلا و حقوق‌دانان عالم به آن اذعان دارند.

«فرانتیس نویمان» از اندیش‌مندان غربی می‌نویسد: «هیچ نظام سیاسی وجود ندارد و نمی‌‌تواند وجود داشته باشد که آزادی فرد مطلقا و بدون هیچ قید و شرطی را بپذیرد».[1]

«جان استوارت میل» هم در این باره می‌گوید: «کسی نگفته است که اعمال باید به اندازه‌ عقاید آزاد باشد، به عکس وقتی اوضاع و شرایطی که عقاید در آن ابراز می‌گردد، چنان باشد که اظهار عقیده را به صورت نوعی تحریک برای انجام کاری، مخل مصالح مشروع دیگران درآورد، آن وقت حتی اظهار عقاید هم مصونیت خود را از دست می‌دهد».[2]

در کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، مصوبه 26 دسامبر 1966 نیز به این مسأله تصریح شده است که: « هر گونه ترغیب به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض یا دشمنی و خشونت گردد، ممنوع می‌باشد».[3]

حال سوال این است که چرا غربیان، خود پای‌بند قانونی که خودشان تصویب کرده‌اند نیستند و به اسم آزادی بیان، قانون شکنی می‌کنند؟ مگر طراحی و انتشار کاریکاتور پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌واله) که موجب تنفر، دشمنی و برانگیخته شدن احساسات و عواطف میلیون‌ها مسلمان شده است، نقض قانون بین الملل نیست؟

آن چه که مشهود است این است که گسترش اسلام و نفوذ هر چه بیشتر و روز افزون در غرب، موجب بر هم ریختن معادلات و اهداف سیاسی غرب و استکبار جهانی برای تسخیر دنیا و به بردگی گرفتن تمام ملت‌ها به خصوص ملت‌های مسلمان و تصاحب منابع عظیم کشورهای اسلامی، شده است و به همین دلیل در صدد ایجاد موج اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی با استفاده از این اعمال شوم و پست می‌باشند.

 

___________________________________
پی‌نوشت:
[1]. فرانتیس نویمان، آزادی و قدرت و قانون، ص۷۱ به نقل از آزادی، عقل و ایمان، ص۴۶
[2]. استوارت میل، جان، رساله درباره آزادی، ترجمه جواد شیخ الاسلامی، بی جا، ص۱۴۷.
[3].بند دوم ماده بیست؛ برای مطالعه اینجا کلیک کنید.





برچسب ها: آزادی بیان، سو استفاده، غرب، اهانت، اسلام هراسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 23 بهمن 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات