" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


از میان فرایض اسلامی، تنها فریضه‏ اى كه مشروط به تأثیر است، همین امر به معروف و نهى از منكر است. از ما خواسته‏ اند تا بى ‏توجه به تأثیر، نماز بخوانیم یا روزه بگیریم. ولی در مورد امر به معروف، یكى از شرایط وجوبش مؤثر واقع شدن آن است. همه شرایط و روش‌هایی كه براى اجراى این فریضه در نظر گرفته‏ اند، چیزى نیست جز كوشش برای مؤثرتر شدن آن. لذا هرگز در این مورد نمى‏‌توان به شعار «بر رسولان بلاغ باشد و بس» بسنده كرد. بنابراین، آن‏ كه در پى امر به معروف و نهى از منكر است، باید طبیب‏‌وار و مشفقانه درد بیمار خود را بشناسد و داروى مناسب آن را تجویز نماید و در این راه روش‌هایی را به‏ كار بندد كه موجبات موفقیتش را فراهم آورد. نوشتار حاضر می‌کوشد با استفاده از سیره امام علی (علیه السلام) برخی از این روش‌ها را بیان کند.

الف) پرهیز از تجسس؛ امر به معروف و نهى از منكر، ناظر به حقوق اجتماعى مسلمانان است و تنها در این حوزه كاربرد دارد. از این‏ رو كشاندن آن به حریم خصوصى مردم جز مسخ این فریضه و مشكل‌سازى نتیجه‏ اى ندارد. اساساً تا ترک معروف یا ارتكاب منكر، آشكار نباشد، كسى را حق پى‏ جویى و تجسس براى احراز آن نیست. اگر كسى در نهان گناهى مرتكب مى‌شود و یا واجبى را فرو مى‏‌گذارد، تنها به خودش زیان مى‏‌زند، نه دیگرى. امام‏ علی (علیه السلام) از رسول ‏خدا (صلی الله علیه و آله) نقل مى‏ كند كه ایشان فرمود: «هرگاه بنده‏ اى در نهان گناهى را مرتكب شود، جز او زیانى نمى‏‌بیند و هرگاه آشكارا آن را مرتكب شود عموم مردم از آن زیان مى‏‌بینند».[۱] بدین‏ ترتیب قلمرو كاربرد امر به معروف و نهى از منكر، اعمال آشكار و جایى است كه ترک معروف یا ارتكاب منكر، آشكار و عیان باشد. در این‏جا تنها یک استثنا وجود دارد و آن‏ هم بازرسى و مراقبت از كردار و اعمال سازمان‏‌ها و مؤسسات است که باید دید آیا در مسیر درست گام برمى‌دارند یا خیر؟ این اصل در مورد مدیران و گردانندگان مؤسسات عمومى نیز صادق است. و باید احراز شود كه تا چه حد به تعهد خویش پایبندند. با همین رویكرد است كه امام على‏ (علیه السلام) از مالک‏ اشتر مى‏‌خواهد كارهاى زیردستان و كارگزاران خود را زیر نظر داشته باشد و مى‏ فرماید: «...تَفَقَّدْ اَعْمالَهُمْ، وَابْعَثِ العُیُونَ مِنْ اَهلِ الصِّدْقِ وَ الوَفاءِ عَلَیْهِم. فَاِنَّ تَعاهُدَکَ فِى السِّرِّ لِاُمُورِهِم، حَدْوَةٌ لَهُم عَلَى اسْتِعْمالِ الاَمانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِیَّةِ...[۲] رفتار كارگزاران را بررسى كن، و جاسوسانى راستگو، و وفا پیشه بر آنان بگمار، كه مراقبت و بازرسى پنهانى تو از كار آنان، سبب امانت دارى، و مهربانى با رعیّت خواهد بود».

ب) اجتناب از ناسزاگویی؛ امر به معروف و نهى از منكر، فریضه و واجب است. اما براى اجراى آن نباید پا از حدود شرع بیرون گذاشت و محرمات دیگر مرتکب شد. یكى از محرمات رایج در اجراى این فریضه، بدزبانى و دشنام‌گویى است، كه آمر و ناهى مى‏‌پندارد چون حق با اوست، مى‌تواند از هر زبانى و واژگانى استفاده كند. در منظومه فكرى امام على‏ (علیه السلام)  جایى براى دشنام دادن وجود ندارد و ایشان روا نمى‌دارد كه مسلمانى دهان خود را بدان بیالاید. امام علی (علیه السلام) چون در جنگ صفین دید كه یارانش به لشكریان معاویه دشنام مى‏ دهند، آنان را از این كار برحذر داشت و فرمود: «إِنِّی أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ إِیَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ.[۳] من خوش ندارم كه شما دشنام‌دهنده باشید، اما اگر كردارشان را تعریف، و حالات آنان را بازگو مى‏‌كردید به سخن راست نزدیك‏تر، و عذر پذیرتر بود، خوب بود به‌جاى دشنام، مى‏‌گفتید: خدایا! خون ما و آن‌ها را حفظ كن، بین ما و آنان اصلاح فرما، و آنان را از گمراهى به راه راست هدایت كن، تا آنان كه جاهلند، حق را بشناسند، و آنان كه با حق مى‌ستیزند پشیمان شده به حق باز گردند.» و به این ترتیب امام (علیه السلام) هم یاران خود را از ناسزاگویی بازداشت و هم آنها را به‌سوی خیرخواهی سوق داد.  

ج) رفاقت و مدارا؛ عصاره آداب امر به معروف و نهى از منكر در لسان معصومان، تحت عنوان رفق آمده است. مقصود از رفق، ملایمت، نرمى، مدارا و رفاقت با تارک معروف و مرتكب منكر است. نه این‏كه با او دوستى و رفاقت به معناى امروزین داشته باشیم، بلكه در برخوردهایمان راه نرمى و مدارا را پیش بگیریم و دوستانه و مشفقانه بكوشیم خطا‌كار را از راه كج بازآوریم. خداوند متعال به پیامبرش‏ (صلی الله علیه و آله) مى‌آموزد تا از منكر بیزار باشد، بدون آن‏ که از عاملان آن بیزارى جوید و به او مى‏ فرماید: «فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنىّ‏ِ بَرِى‏ءٌ مِّمَّا تَعْمَلُون.[شعرا/۲۱۶] پس اگر تو را نافرمانى كردند، بگو: من از آنچه مى‏‌كنید بیزارم». در نتیجه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) از كردار نادرست آنان بیزارى مى‏‌جوید، نه از خود آنان. همچنان كه طبیب از بیمار متنفر نیست و بر آن است تا او را درمان كند. كسانى كه در صدر اسلام مى‏ زیستند و از نزدیك با تعالیم وحیانى و نبوى آشنا بودند، این نكته را نیك دریافته بودند. لذا اگر كسى از آنان مرتكب گناهى مى‏‌شد و براى حد خوردن خود را معرفى مى‏‌كرد، به رسول‏ خدا (صلی الله علیه و آله) یا امام على علیه السلام عرض مى‏‌كرد: «طهرنى» یعنی پاكم ساز! آنان به نیكى مى‏‌دانستند كه هدف از حد زدن، نه كیفر دادن گناهكار، كه پاك ساختن او از گناه است.

د) صبورى در برابر مشکلات؛ مسائل اجتماعى، برآیند عوامل بسیارى است كه همگى در طول زمان شكل مى‏‌گیرند. اگر كسى پندارد كه با امر و نهى او همه چیز به سرعت درست مى‏‌شود، خود را فریفته و ماهیت جامعه و سازوكار آن و روحیات مردم را نشناخته است. از این‏ رو آن كه در پى تحقق این فریضه است، باید صبورانه و پیگیرانه به كار خود ادامه دهد و اگر نتیجه كارش نیز ظاهر نشد، نومید نگردد با همین نگاه است كه امام علی (علیه السلام) به فرزندش امام حسن (علیه السلام) می‌فرماید: «...وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِهِ، وَ أَنْكِرِ الْمُنْكَرَ بِیَدِكَ وَ لِسَانِكَ، وَ بَایِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِكَ، وَ جَاهِدْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ، وَ لَاتَأْخُذْكَ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ و خُضِ الغَمَرَاتِ لِلحَقِّ حَیثُ کان [۴] به نیكى‏ ها امر كن و خود نیكوكار باش، و با دست و زبان بدی‌ها را انكار كن، و بكوش تا از بدكاران دور باشى، و در راه خدا آن‌گونه كه شایسته است تلاش كن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. براى حق در مشكلات و سختى‌ها شنا كن‏».

اگر همچنان در سخنان امام علی (علیه السلام) و سیره عملى ایشان به كاوش ادامه دهیم، آداب بسیار دیگرى را خواهیم یافت، مانند اخلاص در عمل كه همه ‏جا و به ‏ویژه در این مسأله كارساز و حیاتى است. داستان مبارزه امام‏ علی (علیه السلام) با آن پهلوان عرب، یعنى عمرو بن عبدود و اخلاص ایشان در آن جنگ، زبانزد بسیارى از بزرگان است.[۵]

پی نوشت‌ها:

[۱]. ابن بابویه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه غفارى‏، ناشر: كتاب فروشى صدوق‏، چاپ اول، تهران‏، ص‏ ۵۹۶.
[۲]. نهج‏ البلاغه، ترجمه، محمد دشتی، انتشارات پارسایان، چاپ سوم، قم، ۱۳۸۰. نامه ۵۳، ص ۵۷۸.
[۳]. همان. خطبه ۲۰۶، ص ۴۲۸.
[۴]. نهج‏ البلاغه، ترجمه، محمد دشتی، انتشارات پارسایان، چاپ سوم، قم، ۱۳۸۰. نامه ۳۱، ص ۵۲۰.
[۵]. غزالی، محمد بن محمد، کیمیای سعادت، به کوشش: حسین خدیو جم، ناشر: شرکت انتشارات علمی فرهنگی، تهران، ١٣٨٣ .ج‏ ۱، ص‏ ۵۱۷. برگرفته از مقاله امر به معروف و نهی از منکر دکتر سید حسن اسلامی.

منبع




طبقه بندی: زمینه سازی ظهور،  فرهنگ انتظار، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 26 بهمن 1393 | توسط : محمد حسین كاظمی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic