" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

نیاز به نبوت در طریق حقیقت

انسان برای رسیدن به غایت آفرینش خود، نیازمند به یک برنامه عملی و جامع از سوی آفریدگار خود است و از آن‌جا که ابلاغ این برنامه و پیام آسمانی به صورت مستقیم برای همه انسان‌ها میسر نیست، لاجرم نیازمند به انسان‌های والا و تکامل یافته هستیم که همان پیامبران الهی هستند.

هدف از خلقت و آفرینش انسان فقط همین چند صباح زندگی دنیایی و مادی نیست و ما فقط برای دنیا به دنیا نیامده‌ایم، بلکه آفرینش انسان هدفی والاتر و فراتر از عالم ماده دارد و آن وصول به مقام الوهی و رسیدن به سعادت و خوش‌بختی در زندگی جاودانه و ابدی است. که چگونگی وصول به آن از قلمرو عقل خارج است.

انسان برای رسیدن به غایت آفرینش خود، نیازمند به یک برنامه عملی و جامع از سوی آفریدگار خود است و از آن‌جا که ابلاغ این برنامه و پیام آسمانی به صورت مستقیم برای همه انسان‌ها میسر نیست، لاجرم نیازمند به انسان‌های والا و تکامل یافته هستیم که همان پیامبران الهی هستند.

امام صادق(علیه‌السلام) در خصوص فلسفه بعثت پیامبران فرموده است: «...هنگامی‌که ثابت کردیم خالق و آفریدگاری داریم و آن آفریدگار هرگز به چشم دیده نمی‌شود و قابل لمس نیست تا بندگانش با او تماس مستقیم داشته باشند، ثابت می‌شود که او سفیرانی میان بندگانش دارد که دستورهای او را به آن‌ها می‌رسانند و آن‌ها را به آن‌چه مصالح و منافع‌شان در آن است و مایه بقای آن‌ها و ترک آن مایه فنای آنان می‌شود رهنمون می‌شوند».[1]

امّا عده‌ای گمان کرده‌اند که برای شناخت خداوند متعال و دریافت پیام او نیازی به نبوت و بعثت نیست و می‌توان به کمک عقل، راه سعادت و خوش‌بختی را پیمود و این چنین استدلال کرده‌اند که پیام پیامبران یا موافق حکم عقل است یا مخالف آن، در صورت اول با وجود ره‌یابی عقل دیگر نیازی به پیامبر نیست و در صورت دوم نیز به حکم عقل چنین پیامبری مورد پذیرش نیست.[2]

در پاسخ و نقد این نظریه باید گفت اگر حیات بشری را منحصر به همین حیات مادی بدانیم، شاید بتوان ادعا کرد که عقل بشر خود کفایت می‌کند، اما از آن‌جایی که حیات انسانی منحصر به همین حیات مادی نیست و ما با عالمی فراتر از این جهان و حقیقتی فراتر از ماده به نام روح سرو کار داریم، چنین پنداشتی خیال و توهمی بیش نیست. چرا که خود عقل در عرصه‌های مختلف معرفت شناختی از قبیل شناخت مبدأ، صفات خدا، قیامت و تشخیص مصالح حقیقی  و کامل، نیازمند به پیام آسمانی و آفریدگار هستی می‌باشد.[3]

از طرفی اهل حکمت نیز بر این مسأله اتفاق نظر دارند که عقل انسانی قادر به درک شناخت راه صحیح برای رسیدن به حقایق هستی و تدارک یک برنامه جامع و صحیح برای تعالی روح نمی‌باشد.[4]

بنابراین به حکم عقل، انسان در هر امری به متخصص آن امر رجوع می‌کند، هم‌چنان که انسان در آموزش یک علم و فن به یک استاد و متخصص نیازمند است، در پیمودن راه هدایت و طریق قرب الهی نیز نیازمند به یک راهنما و مربیانی الهی می‌باشد. چنان‌که در پست گذشته اثبات شد، انسان برای رسیدن به خوش‌بختی و سعادت، نیازمند به هفت دسته اطلاعات تخصصی می‌باشد که عقل و قدرت انسان عاجز از دستیابی به حتی یکی از این هفت دسته اطلاعات می‌باشد. و تنها پیامبران الهی و معصومین هستند که به اذن خداوند دارای این اطلاعات تخصصی می‌باشند.

نتیجه این‌که انسان برای رسیدن به هدف خلقت خود نیازمند به یک انسان کامل و یک پیام‌آور الهی می‌باشد و برای آن‌که به درک و شناخت صحیحی از عالم هستی برسد و به یک برنامه درست و کاملی برای طی طریق دست‌یابد، نیازمند نبوت و یک پیام‌آور آسمانی می‌باشد.

 

__________________________________
پی‌نوشت:
[1]. اصول کافی، ج1، ص 168.
[2]. ایان باربو، علم و دین، ص25.
[3]. برگرفته از: دین و نبوت، قراملکی، ص149.
[4]. فصل نامه علمی پژوهشی دانشگاه قم، سال یازدهم شماره دوم. عنوان مقاله: عقل و محدودیت آن در آثار ملاصدراو

*برای مطالعه بیشتر به کتاب دین و نبوت، نوشته محمد حسن قدردان قراملکی مراجعه شود.





برچسب ها: نبوت، پیامبران، بعثت، پیام آور، رسالت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 27 بهمن 1393 | توسط : علی سیدی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic