" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

تعریف دین:

دین در لغت به معنای ایمان، عقیده، پیمان، کیش و اطاعت و جزا آمده است. از این رو کسانی که مطلقاً معتقد به آفریننده‌ای نیستند و پیدایش پدیده‌های جهان را تصادفی ویا فعل و انفعالات مادی و طبیعی می‌دانند، «بی‌دین» نامیده می‌شوند. اما کسانی که معتقد به آفریننده‌ای برای جهان هستند، هرچند عقاید و مراسم آن‌ها توأم با خرافات و انحرافات باشد، «با دین» شمرده می‌شوند. [۱]

دین از منظر اسلام

واقعیت آن است که برای تعریف دین، باید بدون پیش‌داوری و اعمال سلیقه، به منابع دینی و کسی که دین را نازل کرده است رجوع کنیم. که در این صورت هم تعریف درست دین را متوجه می‌شویم وهم حق بودن ویا باطل بودن آن را متوجه خواهیم شد.

از منظر اسلام، ادیان به دو طیف تقسیم‌بندی می‌شوند:

ادیان توحیدی: ادیان توحیدی و الهی هستند که پایه و اساس آن‌ها بر وحی و پیام الهی استواراست که از سوی خداوند عالم به برای بشریت نازل‌شده است.

ادیان غیرتوحیدی: این قبیل ادیان ریشه در نیازها و خواسته‌های آدمی داشته و مصنوع و مخلوق بشر است. اعم از اینکه ابتدا ریشه الهی داشته و بعداً تحریف‌شده باشد ویا از اول بنای آن بر خرافات و تحریف بوده باشد. از این رو اسلام بر ویژگی «حقانیت» دین تاکید فراوان داشته و در صدد است تا تعریفی درست از دین ارائه بدهد.

علامه طباطبائی؛ در تعریف دین می‌فرماید: «دین عقاید و دستورهای علمی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خدا برای راهنمایی و هدایت بشر آورده‌اند» [۲]

شاخصه‌های حقانیت یک دین

شاخص‌ها و ویژگی‌های اساسی حقانیت یک دین چهار امر است.

۱ – بنیاد الهی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حقانیت یک دین این است که آسمانی و الهی باشد، نه زمینی و بشری و ساخته دست انسانی، که برای شناختن یک دین که آیا بشری است ویا الهی و یا دست بشر در آن دخالت داشته یا نداشته؛ چند امر را باید مدنظر قرارداد:

اول: مراجعه کردن به آموزه‌های آن دین، و سنجش این آموزه‌ها با عقلانیت و منطق بشری است و داشتن هماهنگی و انسجام درونی و پاسخ گوئی به نیازهای بشری و همراه با فطرت و ذات انسان است.

دوم: ازآنجا آموزه‌های دینی از طرف خداوند عالم به بشر رسیده است، همگی دارای یک نوع پیوند عمیق و مؤید و تکمیل‌کننده هم هستند. اگر دین قبلی این دین را تائید کرده باشد و پیشگوئی آن را کرده باشد این دین می‌تواند حق باشد.

سوم: معجزه: برای اثبات پیامبری از پیامبران الهی که از جانب خداوند عالم به‌طرف بشریت آمده‌اند، باید از طرف خداوندی که مدعی است تمام قدرت‌های عالم در اختیار اوست، باید بتواند رشحه‌ای از قدرت خود را برای بشریت به نمایش گذارد که ما به آن معجزه می‌گوییم تمام پیامبرانی که از طرف خداوند عالم آمده‌اند دارای چنین قدرتی بود‌ه‌اند.

چهارم: با رجوع به گزارش‌های تاریخی مستند، و معتبر می‌توان فهمید که آیا این دین دارای این ویژگی‌ها هست یا نه؟

۲ – تحریف ناپذیری

صرف بنیاد الهی بودن یک دین در اثبات الهی بودن آن کافی نیست. بلکه باید وثاقت کتاب آسمانی آن از جهت خطاپذیری نیز مصون باشد. که این ادعا را قرآن کریم در بسیاری از آیات خود دارد. که هیچ دینی چنین ادعائی ندارد.

۳ – نسخ ناپذیری

اگر دینی ادعا دارد که تا ابد نسخ ناپذیر است تمام ادیان قبلی و بعدی باطل خواهند بود. ادیان قبلی با آمدن دین جدید به خاطر کامل‌تر بودن از ادیان قبلی، آن‌ها نسخ خواهند شد. ادیان بعدی هم اگر این دین ادعای نسخ ناپذیری دارد، باطل خواهند بود. چون دین فعلی ادعا دارد که کامل‌ترین دین است. و به تمام پرسش‌های بشریت جواب خواهد داد.

۴ – خاتمیت

ادعای خاتمیت دینی که اصل الهی بودن و تحریف نا شدگی کتاب آسمانی آن اثبات‌شده باشد اگر ادعای خاتمیت کند، به لحاظ صدق قطعی این ادعا نسخ ناپذیری آن برای همیشه ثابت خواهد بود. و این ملاکی برای سنجش صدق و کذب و بطلان ادیان دیگر خواهد بود.

۵ – خردپذیری

یکی دیگر از شاخصه‌های حقانیت یک دین، عقلانیت، خردپذیری، و بالاتر از آن خردپروری آموزه‌های آن است. بسیاری از ادیان به‌رغم دارا بودن پیشینه الهی، در طول تاریخ دچار تحریفات چشمگیری شد‌ه‌اند که اصالت خود را ازدست‌داده‌اند. همین مسئله باعث شده است که آموزهای خردستیز بسیاری در این ادیان رخ نماید. [۳]

دین نبودن بهاییت

اکنون با توجه به تعاریف، و معانی و شاخصه‌های فوق اگر بخواهیم بدانیم که آیین بهاییت، «دین» است یا نه؟ و اگر دین است، آیا دین حق و از ادیان توحیدی است یا دینی باطل و مصنوع بشر؟ باید ابتدا دیدگاه خودمان را در مورد تعریف دین تبین کنیم:

۱ – بنا بر تعاریفی که بر حقانیت و الهی بودن دین تاکید دارند و بر اساس آیه «ان الدین عندالله الاسلام...» [آل عمران/۹۳] که مبین دین حق توحیدی است؛ و همچنین بنا بر تعریف برخی از متکلمین پیرامون دین- که عبارت است از قوانین الهی که وضع‌شده‌اند تا صاحبان عقل را با اختیار خودشان به خیر با لذات نائل سازند- [۴]

آئین بهائیت دین نبوده و امری جدا و بیگانه از دین می‌باشد؛ زیرا بررسی تاریخی و منابع مذهبی آن نشان می‌دهد که خاستگاه و قوانین آن الهی نیست و به هیچ‌وجه شاخص‌ها و ویژگی‌های اساسی حقانیت یک دین را برنمی‌تابد. بلکه آئین بشری است که از سوی استعمارگران و دست‌نشانده‌های آن‌ها در جهت ایجاد افتراق و اختلاف در بین مسلمانان به‌منظور تحقق مقاصد شوم استعمارگری خود آن را تأسیس کرده‌اند. [۵]

۲ – اما بنا بر معنای لغوی و اصطلاحی عام «اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان» یا به معنای «ایمان به یک یا چند نیروی فوق بشری که شایسته اطاعت و عبادت هستند» [۶] وبراساس آیه «لکم دین کم ولی دین» که خداوند مسلک مشرکان را نیز نوعی دین می‌شمارد، هم‌چنین بنا بر تعریف برخی از دانشمندان غربی همچون «درکیم» که دین را دستگاهی از باورها و آداب دانسته در رابطه به مقدساتی که مردم را به‌صورت گروه‌های اجتماعی به یکدیگر پیوند می‌دهد، [۷] آئین بهاییت نیز نوعی دین است و همانند دین مشرکین از ادیان غیر توحیدی و باطل می‌باشد.

پی‌نوشت‌ها:

 [۱]. آموزش عقاید، مصباح یزدی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳، ج ۱ ص ۲۸-۳۳

 [۲]. آموزش دین، علامه طباطبائی، قم، جهان آرا، [بی‌تا]، ص ۹

 [۳]. چرا اسلام؟، حمیدرضا شاکر ین، ماهنامه معارف، آذر ۱۳۸۶، ش ۵۱

 [۴]. کلام جدید، عبدالحسین خسرو پناه، قم، مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۹، ص ۳۷

 [۵]. فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵، ص ۸۷-۹۴

 [۶]. کلام جدید، پیشین، ص ۳۸

 [۷]. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۹، ص ۱۳

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 12 اسفند 1393 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic