" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


شیخین از نگاه علی بن ابی طالب


یکی از نسبت‌های ناروایی که اهل سنت با اسناد پوچ و بی‌مایه به علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) نسبت می‌دهند و ادعا می‌کنند، این است که حضرت حکومت و خلافت شیخین را پذیرفته و عمل‌کرد آن‌ها مورد تایید ایشان بوده و امیرالمومنین(علیه‌السلام) در دوران خلافت‌شان، مشاور و یاور آن‌ها بوده است. در حالی که این مساله کاملا اشتباه و خلاف واقع می‌باشد و حتی با منابع معتبر خود اهل سنت در تضاد است.

امیرالمومنین(علیه‌السلام) نه تنها با سیره و عمل‌کرد ابوبکر و عمر مخالف بود و آن را مورد تایید قرار نداده است، بلکه نسبت به خود شخص‌شان نیز از تعابیر و کلماتی استفاده می‌کند که نشان دهنده‌ی شدت مخالفت و عدم مقبولیت آنان دارد.


 


نارضایتی امیرالمومنین(علیه‌السلام) از خلفا در منابع اهل سنت

این مسأله را «حاکم نیشابوری» در صحیح خود که از معتبرترین و صحیح‌ترین کتاب در نزد اهل سنت است آورده که عمر پس از وفات رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) این‌چنین می‌گوید: «ابوبكر گفت: من جانشین رسول خدا هستم،‌ شما دو نفر(علی و عباس) اعتقاد داشتید كه او دروغ‌گو، گناه‌كار، حیله‌گر و خیانت‌كار است؛ پس از مرگ ابوبكر،‌ من جانشین پیامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغ‌گو حیله‌گر و گناه‌كار خواندید».[1]

«ابن ابی شیبه» یکی از بزرگ‌ترین علمای اهل سنت نیز این چنین می‌نویسد: عمر گفت: «چون رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) از دنیا رفت ابوبكر گفت: من ولی و جانشین پیامیرم ؛ اما شما اعتقاد داشتید كه ابو بكر ظالم و فاجر است ... سپس من بعد از ابوبكر دو سال حكومت كردم؛ اما شما اعتقاد داشتید كه من ظالم و فاجر هستم».[2]

نفرت و انزجار امیرالمومنین(علیه‌السلام) از خلیفه دوم تا حدی بود که حتی از هم‌نشینی با خلیفه دوم ابا داشت. به طوری که این مساله را نیز بخاری نقل می‌کند: «علی(علیه‌السلام) كسی را پیش ابوبكر فرستاد كه پیش من بیا ولی هیچ با تو نیاد. چون از هم‌نشینی با عمر خوشش نمی‌آمد. وقتی ابوبكر آمد، علی(علیه‌السلام) به او گفت: تو در باره حكومت بر ما استبداد كردی».[3]

به راستی چرا امیرالمومنین(علیه‌السلام) نسبت به ابوبکر این‌گونه خطاب می‌کند؟ مگر جناب خلیفه اول چگونه استبدادی در امر حکومت بر امیرالمومنین(علیه‌السلام) روا داشتند که این‌گونه مورد سرزنش قرار می‌گیرد؟

رد سیره خلیفه اول و دوم توسط امیرالمومنین(علیه‌السلام)

سیره و روش خلیفه اول و دوم آن‌قدر از سیره رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌واله) و کتاب خدا دور بود که وقتی در قضیه شوراى شش نفره، سه بار به حضرت پیشنهاد قبول خلافت به شرط عمل به سیره شیخین مطرح مى‏‌شود، حضرت با قاطعیت تمام رد نموده و  معیار و ملاك حكومت خود را فقط كتاب خدا و سنّت پیامبر معرفی می‌نماید. این جریان بدین شرح است:

عبد الرحمن بن عوف با علی(علیه‌السلام) به طور خصوصی به گفتگو نشست، پس گفت: تو را در مورد خودمان به خدا قسم می‌دهم که آیا در بین ما به کتاب خدا و سنت رسول او و روش ابو بکر و عمر عمل می‌کنی؟ علی(علیه‌السلام) فرمود: کتاب خدا و سنت پیامبر او تا می‌پذیرم، ولی سنت شیخین را نه. پس با عثمان خلوت کرده و به او نیز همین را گفت اما او پاسخ داد: برای شما تضمین می‌کنم که به کتاب خدا و سنت پیامبر او و روش ابو بکر و عمر عمل نمایم. دوباره با علی خلوت کرده و کلام اول را تکرار کرد، اما حضرت مانند دفعه‌ی قبل به او پاسخ داد؛ و سپس فرمودند : با کتاب خدا و سنت پیامبرش به نظر هیچ‌کس احتیاج پیدا نمی‌کنیم. تو می‌کوشی که خلافت را از من دور کنی (و گرنه سیره ابوبکر و عمر را شرط نمی‌کردی). پس دوباره به نزد عثمان رفته و همان کلام را تکرار کرد؛ پس همان جواب اول را داد؛ او نیز با عثمان بیعت کرد.[4]

بنابراین باید از برادران اهل سنت سوال کرد که با تمام این مدارک صحیح و بدون خدشه چه طور و با کدام سند و مدرکی، ادعا می‌کنند که عمل‌کرد شیخین مورد تایید امیرالمومنین بوده است. و اگر هم حضرت در مسائل جاری حکومت به خلفا مشورت می‌داد، به خاطر صلاح جامعه و حکومت اسلامی بود، هم‌چنان که 25 سال در کنج خانه خود سکوت کرد و با قاتلین همسرش هیچ برخوردی نکرد، تا حیات نهال نوپای اسلام به مخاطره نیافتد.

-------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. متن حدیث:« فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ  قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ... فَرَأَیْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا... ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَیْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا». صحیح مسلم، ج3، ص1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّیَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَیْءِ.
[2].متن حدیث:« فلما قبض رسول الله قال أبو بكر أنا ولی رسول الله بعده ... وأنتما تزعمان أنه فیها ظالم فاجر ... ثم ولیتها بعد أبی بكر سنتین من إمارتی... وأنتما تزعمان أنی فیها ظالم فاجر ...». المصنف فی الأحادیث والآثار ، ابن أبی شیبه، ج5، ص 469 ، ح9772.
[3]. متن حدیث:« فَأَرْسَلَ إلى أبی بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا یَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ ... وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالْأَمْرِ». صحیح البخاری، ج4، ص1549، ح3998، كِتَاب الْمَغَازِی، بَاب غَزْوَةِ خَیْبَرَ.
[4]. مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج1، ص560؛ تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 162؛أسد الغابة، ج 4، ص 32؛ تاریخ الطبری، ج 3، ص 297،؛ تاریخ ابن خلدون ق‏1، ابن خلدون، ج 2 ص 126؛ والشافی فی الامامة، ج 4، ص 209؛ شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، ج 1 ص 188، ج 9 ص 53، ج 10 ص 245 .





برچسب ها: شیخین، ابوبکر و عمر، خلفا، حضرت علی، نارضایتی امیرالمومنین، سقیفه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic