" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


معیار اسلام و کفر در قرآن و سنت

بزرگ‌ترین و خطرناک‌‌ترین چالشی که امروز جهان اسلام با آن مواجه شده است، مساله تکفیر و کافر دانستن یکدیگر است. که ریشه این آفت شوم و خطرناک را وهابیت با فتواهای تکفیری خود و کافر دانستن دیگر مسلمانان گذاشته است که باعث ریخته شدن خون انسان‌های بی‌گناه و مسلمان شده است. امّا نکته و سوال مهمی که وجود دارد این است که مستندات این نوع فتواهای تکفیری چیست؟ آیا مستند قران و روایی دارد؟ یا علّت‌ آن جهالت، استعمار، مسائل سیاسی و... می‌باشد؟

«احمد زینى دحلان» مفتی مكّه مكرّمه می‌نویسد: «اگر چنان‌چه كسى به مذهب وهّابیّت در مى‌آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود، «محمّد بن عبد الوهّاب» به وى مى‌گفت: باید دوباره به زیارت خانه خدا برود چون حج گذشته تو در حال شرك صورت گرفته است. و به كسى كه مى‌خواست وارد كیش وهّابیّت بشود مى‌گفت: پس از شهادتین باید گواهى دهى كه در گذشته كافر بوده‌اى و پدر و مادر تو نیز در حال كفر از دنیا رفته‌اند. هم‌چنین باید گواهى دهى كه علمای بزرگ گذشته كافر مرده‌اند. اگر چنان‌چه گواهى نمى‌داد وى را مى‌كشتند. آرى او بر این باور بود كه تمام مسلمانان در طول 12 قرن گذشته كافر بوده‌اند، و هر كسى را كه از مكتب وهّابیّت پیروى نمى‌كرد او را مشرك دانسته و خون و مال او را مباح مى‌دانست».[1]



نمونه دیگر گفته خود «ابن تیمیه» در تکفیر مسلمانانی که به زیارت قبور می‌روند که می‌گوید: «هر كس كنار قبر پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) یا یكى از افراد صالح بیاید و از آنان حاجت بخواهد مشرك است، پس واجب است چنین شخصى را وادار به توبه كنند، و اگر توبه نكرد، باید كشته شود».[2]

به راستی چرا وهابیان با وجود روش و معیار قرآن و سنت و صاحب نظران مذاهب دیگر، درباره معیار کفر و اسلام، فتوای کفر و قتل مسلمانان را صادر می‌کنند؟ ما در این نوشتار نگاهی به معیار قرآن کریم و سنت در مسأله تکفیر خواهیم داشت. تا این حقیقت روشن گردد که این‌گونه رفتار و تکفیر کردن دیگران به هیچ وجه جایی در اسلام نداشته و وهابیت خلاف آیات قرآن کریم و سنت رسول اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) عمل نموده و اساسا این فرقه ضاله برای از بین بردن اصل اسلام و قرآن به میدان آمده است.

الف) تکفیر در قرآن کریم
خداوند در قرآن کریم درباره نسبت دادن کفر به دیگری می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا[نساء/94] اى كسانى كه ایمان آورده‌‏اید چون در راه خدا سفر مى‏‌كنید [خوب] رسیدگى كنید و به كسى كه نزد شما [اظهار] اسلام مى‏‌كند، مگویید تو مؤمن نیستى».
امّا آن‌چه که از آیات قرآن کریم استفاده می‌شود این است که چند چیز موجب کفر می‌شود که عبارتند از:

1. برگزیدن غیر خدا و شریک قرار دادن برای او
«لَقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ[مائده/72] كسانى كه گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است قطعا كافر شده‌‏اند». در آیه دیگر می‌فرماید:«لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ[مائده/73] كسانى كه [به تثلیث قائل شده و] گفتند خدا سومین [شخص از] سه [شخص یا سه اقنوم] است قطعا كافر شده‌‏اند».
البته در این مورد وهابیان تهمتی که به شیعیان می‌زنند این است که آن‌ها اهل بیت(علیهم‌اسلام) و اولیای خدا را شریک برای خداوند قرار می‌دهند که دروغ محض است و هیچ شیعهای اهل بیت را شریک خدا نمی‌داند و تنها بنده خوب خدا ولی او می‌داند.

2. انکار خداوند متعال، رسول یا قرآن
«لَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِینٌ[انعام/7] كافران مى‏‌گویند: این [چیزى] جز سحر آشكار نیست». و در جای دیگر می‌فرماید:«فَلَن یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ[توبه/80] هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید، چرا كه آنان به خدا و فرستاده‏اش كفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‏‌كند».

3. انکار معجزات و قیامت
«أُولَئِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائِهِ[کهف/105] آرى] آنان كسانى‏ هستند كه آیات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند».

ب) تکفیر در سنت
پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) درباره نسبت دادن کفر به دیگری مى‌فرماید: «هر كسى نسبت كفر به كس دیگری بدهد و معیار كفر را نداشته باشد، گوینده آن كافر است».[3] بخاری از «انس بن مالک» روایت كرده كه رسول خدا(صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «من مأمور شدم با مردم جنگ كنم تا هنگامى كه كلمه توحید را بگویند، پس اگر كلمه توحید را گفتند و نمازها را انجام داده و به سوی قبله نماز خواندند و مانند ما گوسفند ذبح کردند، اموال و خون آنان بر ما حرام می‌باشد».[4] هم‌چنین در روایت دیگری بخاری از پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌کند که فرمود: «كسى كه گواهى دهد بر وحدانیت خدا و این كه او شریكى ندارد، و محمد بنده و رسول او و عیسى بنده خدا و رسول او است و عیسى از جانب خدا به مریم عطا شده و او روحى از جانب خداست، و بهشت حق است و آتش حق است، این فرد وارد بهشت مى‌شود، اعمال  او هر گونه باشد».[5]

بنابراین معیار و میزان اسلام و کفر در قرآن کریم و سنت حضرت رسول اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) بیان شده است و هر کسی که شعار اسلام را اظهار نماید و بگوید من مسلمانم و شهادتین جاری کند، مسلمان است و هیچ کسی حق هیچ‌گونه تعرضی را به او ندارد و نسبت دادن کفر به دیگری از بزرگ‌ترین گناه و موجبات کفر خود گوینده را به همراه دارد.

______________________________________

پی‌نوشت
[1]. الدرر السنیّة، ج 1،ص46؛ الفجر الصادق لجمیل صدقی الزهاوی، ص17.
[2]. زیارة القبور والاستنجاد بالمقبور، ص 156؛  قریب منه فی الهدیّة السنیّة،40؛ انظر كشف الارتیاب، ص214.
[3]. صحیح بخاری، ج 1، ص 111 ، باب بیان قول النبی(صلی‌الله‌علیه‌واله)
[4]. همان، ج1، ص107، ابواب القبله.
[5]. همان، ج4، ص139.





برچسب ها: وهابیت، تکفیر، تکفیر کردن مسلمانان، وهابیت و تکفیر مسلمانان، تکفیر از نگاه قران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 17 خرداد 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic