" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


مفهوم موعود، یکی از اصلی‌ترین مباحث در مجموعه ادیان آسمانی محسوب می‌شود. در اسلام نیز احادیث بسیاری در این باب وارد شده است که جای هیچ بحث و شک و انکاری را باقی نمی‌گذارد.



مفهوم موعود و منجی یکی از اصلی‌ترین مباحث در مجموعه ادیان آسمانی محسوب می‌شود. این مولفه، حتی در دیگر ادیان نیز به شکل‌های گوناگونی بیان شده است و حکایت از نجات‌دهنده‌ای دارد که بشر را از چنگال ظلم و ستم رهانیده، انسان را به‌سوی حقیقت راستین وجودی‌اش هدایت می‌کند.[1] اما در حوزه اسلامی اعتقاد به مهدویت نمود دیگری دارد و همه فرق اسلامی به موضوع مهدویت معتقدند چراکه احادیث باب مهدویت آنقدر بسیار است که در تواتر آن هیچ خدشه‌ای وارد نمی‌شود و حتی مغرض‌ترین افراد وهابی نسبت به شیعه به تواتر آن اعتراف نموده و بدان اذعان دارند. بن‌باز مفتی معروف وهابیت دراین باره می‌گوید: «امر مهدی(علیه السلام) امری معلوم بوده و احادیث آن مستفیض بلکه متواتر بوده و همه اهل علم حکم به تواتر آن را بیان کرده‌اند ... احادیث آن بعلت کثرت طرق روایت آن دارای تواتر معنوی می‌باشد و اختلاف در روات و الفاظ دلالت بر آن دارد که امر آن شخص موعود ، ثابت اشت و خروج او حق می‌باشد».[2]
مرحوم علامه شهید صدر در تحقیقی جامع در مورد تواتر احادیث مهدویت و عدم امکان تشکیک در مهدویت می‌فرماید: «به راستی اعتقاد به حضرت مهدی(علیه‌السلام) به عنوان پیشوای منتظر برای تغییر جهان به جهانی بهتر در احادیث پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به طور عموم و به ویژه در روایات اهل بیت(علیهم‌السلام) آمده است. در روایات فراوان به حدی بر این مسئله تاکید شده که جای هیچ شکی را برای انسان باقی نمی‌گذارد و تنها از طرق برادران اهل سنت، حدود چهارصد روایت از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره حضرت مهدی(علیه‌السلام) احصا و شماره شده است؛ همان‌گونه که مجموعه روایات مهدویت که از طرق شیعه و سنی رسیده و احصا شده، بیش از شش هزار روایت برآورد شده است. و این، رقم بزرگی است که در بسیاری از قضایای اسلامی بدیهی برای آن نظیری نیست؛ قضایایی که معمولاً مسلمانان در آن تردید نمی‌کنند».[3]
اما با این حال، باز دو تهدید عمده در حوزه تشکیک در مهدویت وجود دارد: 1- تشکیک در اصل مهدویت. 2- تشکیک در مصداق مهدویت حضرت حجة بن الحسن(عجل‌الله‌فرجه‌الشریف).
اولین کسی که ابراز به تشکیک در مهودیت کرد معاویه بود
در تاریخ آمده است، معاویه به جماعتی از بنی ‏هاشم خطاب کرده گفت: «....این که شما گمان می ‏کنید پادشاهی هاشمی و مهدی قائم از آن شما است عقیده ‏ای باطل است، بلکه مهدی همان عیسی بن مریم است. امر خلافت به دست ما است تا آن را به او تسلیم کنیم».[4] ابن عباس از جمله کسانی بود که در آن جلسه حضور داشت، او در مقابل این تحریف تاریخی و بازی کردن با عقیده اسلامی سخت ایستاده، به معاویه گفت: «...امّا این که گفتی ما گمان داریم که برای ما حکومتی است که مهدی حاکم آن است، جوابش این است که  گمان و پندار[شک] در کتاب خدا، شرک است همان گونه که خداوند متعال می‏‌فرماید: ﴿زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا﴾[تغابن/7]«کافران پنداشته‏اند که هرگز برانگیخته نمی‏شوند»، در حالی که همه شهادت می‌دهند که برای ما ملک و حکومتی است. اگر از عمر دنیا یک روز باقی باشد خداوند متعال کسی را از ما می‏فرستد تا زمین را پر از عدل و داد کند همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد. و امّا این که می‏‌گویی: مهدی همان عیسی بن مریم است، عیسی کسی است که برای مقابله با دجّال فرستاده می‏ شود، و هر گاه دجّال او را ببیند نابود می‏‌شود، ولی امام از ما کسی است که عیسی بن مریم به او اقتدا کرده و نماز می‏‌خواند...».[5] 
برخی از مستشرقان و عده‌ای كه اغلب، سلفیون و وهابیون‌اند سعی دارند اینگونه القا كنند که اصلا موضوعی به نام مهدویت وجود ندارد. آنها به این اندیشه، تهمت خرافی و افسانه‌ای بودن می‌زنند و درباره آن با تمسخر سخن می‌گویند؛ با این که مسأله ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام) در میان دانشمندان اهل سنّت، مشهور و معروف است و عدّه زیادی از بزرگان آنها، اعتراف کرده‌اند که احادیث مزبور از احادیث مشهور و متواتر است، برخی از متعصّبان ایشان، موضوع بدین روشنی را مخدوش نموده، و تعداد بسیار معدودی از آنها _ مانند ابن حزم(م456ه.ق) در بخشی از بخشی از كتاب «الفصل فی الملل و الاهوا و النحل» و «جمهرة انساب العرب»، ابن خلدون(م808ه.ق)در مقدمه‌اش، احمد امین مصری در کتاب «المهدی و المهدویّة فی الإسلام»، سعد محمّد حسن در کتاب «المهدیّة فی الإسلام»، فرید وجدی در کتاب «دائرة المعارف» ماده «سلم»، طنطاوی در «تفسیر الجواهر»، محمّد عبداللّه عنان در کتاب «مواقف حاسمه»، شیخ عبدالله بن‌زید آل‌محمود رئیس محاکم شرعیه قطر در کتاب «لا مهدی ینتظر، بعد رسول‌الله خیر البشر» _ به مسأله مهدویّت با دیده تردید و انکار نگریسته و تمام مطالب کتاب‌های بزرگان و مفاخر خود را نادیده گرفته‌اند تا جایی که اعتقاد به ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام) را افسانه ای پنداشته‌اند که تنها شیعه بدان معتقد است، و گویی اصلاً اهل سنّت در این‌باره نظری ندارند!!
این اندیشمندان اهل سنت در اصل مفهوم کلی مهدویت تشکیک نموده‌اند؛ یعنی در اصل این‌که پیامبر فرموده‌اند: «در آخرالزمان فردی از اولاد من ظهور می‌کند و جهان را پر از عدل و داد می‌کند و نامش مهدی است» یک‌‌سری تشکیکات بلکه انکارات را سازمان‌دهی کرده‌اند؛ که این تشکیک و انکار در اصل مهدویت تا به امروز در بین جمعی از متفکرین اهل‌سنت ادامه دارد.
گرچه تعداد این مشککین در موضوع مهدویت بسیار کم است اما با این حال، بسیاری از عالمان اهل سنت در مقابل این تعداد اندک موضع گرفته و در رد بر خذعبلات و تردیدهای آنان کتاب‌های مفصلی نگاشته‌اند که به چند نمونه از مختصرا اشاره می‌شود: 1- «ابراز الوهم من كلام ابن حزم» از احمدبن صدیق غماری شافعی ازهری مغربی(م1380ق) در رد سخنان ابن حزم. 2- «ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون» از ابوالفیض سید احمد بن محمد بن صدیق غماری. 3- «تحدیق النظر فی اخبار الامام المنتظر» از محمد بن عبدالعزیز بن مانع(م1385ق) در اثبات امام مهدی(علیه‌السلام) و ظهورش و در رد گفته‌هاى ابن خلدون است. نکته‌ی قابل توجه این‌جاست که ابن‌مانع ابتدا از کلمات ابن‌خلدون فریب خورده و کتاب«الکواکب الدریة علی الدرة المضیة» را در رد مهدویت نوشته‌ ولی بعد از مطالعات زیاد از آن نظریه سابق خویش برگشته و کتاب«تحدیق النظر باخبار الامام المنتظر» را در تأیید مهدویت نوشته که در این کتاب جدیدش اثبات می‌کند که من در کتاب الکواکب‌الدریة اشتباه کرده بودم چراکه اخبار امام منتظر متواتر است و لامحاله باید بدان اعتقاد داشته باشیم.
4- «الوهم المکنون فی الرد علی ابن خلدون» از ابوالعباس بن عبدالمومن مغربی. 5- «الاحتجاج بالاثر على من انكر المهدى المنتظر» از شیخ حمّود بن عبداللّه تویجرى استاد دانشگاه اسلامى مدینه، در رد بر شیخ عبدالله بن زید آل محمود در دو جلد ، چاپ جلد اول 1394 و جلد دوم 1396 در ریاض. 6- «الى مشیخة الازهر» از شیخ عبداللّه سبیتى عراقى در رد بر «المهدویة فى الاسلام » سعد محمد حسن، چ 1375هـ دارالحدیث بغداد. 7- «الرد على من كذّب بالاحادیث الصحیحة الواردة فى المهدى» از عبدالمحسن حمد العباد [وهابی] استاد دانشگاه اسلامى مدینه و عضو هیئت تدریسى آن، چاپ مجله دانشگاه شماره 45؛ این رساله كه بیانگر محققانه‌ترین بحث حدیثى و تاریخى پیرامون مهدویت و قیام مهدى منتظر است در رد بر كتاب «لامهدى ینتظر بعد الرسول» شیخ ابن محمود قطرى است. 
نکته در اینجاست که ابن حزم نخستین کسی است که با دیده انکار به مهدویت نگریسته و پس از وی ابن خلودن نیز راه او را پی نمود. اندیشه این دو نفر پایه‌ریز افکار مستشرقین و اندیشمندان سنی پس از آنها شده است. بسیاری از اندیشمندان اهل سنت که با دیده انکار به موضوع مهدویت نگریسته‌اند تحت تاثیر افکار ابن حزم و ابن خلدون واقع شدند و از آنان تقلید نموده‌اند. اما باید توجه داشت که ابن حزم یک فرد اموی است؛ جدّ اعلای او از موالی یزید بن ابی سفیان برادر معاویه بود؛ از این رو او را اموی می گفتند. ابن حجر عسقلانی دانشمند نام‌آور اهل سنّت می‌گوید: «ابن حزم در آغاز کار وزیر خلیفه اموی اندلس بود، سپس منصب وزارت را ترک کرد و به تحصیل علوم دینی پرداخت. نخست پیرو مذهب مالکی بود، سپس شافعی شد و بعد به مذهب داود ظاهری رئیس اخباریان سنی گروید، و سرانجام به واسطه طغیان روحی و استبداد رأی و جمود فکری از همه برید و دم از استقلال و برتری نسبت به رؤسای چهار مذهب زد و در کتابهای خود با همه آن‌ها درافتاد و نظریات و آراء عجیبی اظهار داشت … فقهای اهل تسنن نیز او را گمراه دانستند، و شدیداً مورد سرزنش و تقبیح قرار دادند و مردم را از تماس با وی برحذر داشتند، کتابهایش را تحریم کردند و حتّی در ملاء عام کتاب ها را طعمه حریق ساختند».[6] از سخنان معروف ابن حزم یکی این است که می‌گوید: «ابن ملجم قاتل حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) در کشتن آن حضرت به اجتهاد خود عمل نمود؛ از این رو مسئول و گناهکار نیست!!».
زمزمه مخالفت با احادیث «مهدی موعود اسلام» بیشتر از دو نفر عالم سنی یعنی ابن حزم و ابن خلدون اندلسی سرچشمه گرفته است و این دو تن در قلمرو دولت اموی اندلس [اسپانیا] بسر می بردند، لذا نظرات آنان دستخوش تعصّب و بدبینی نسبت به شیعه و حقایق اسلامی گشته و در نتیجه آن سخنان بی اساس را از خود به جای گذاردند. و گرنه احادیثی که در کتب معتبر اهل سنت راجع به مهدی آل محمد و ظهور وی و دولت جهانی او رسیده، به قدری زیاد و صریح است که جای هیچ بحث و گفتگو و تردید و انکاری را برای کسی باقی نمی‌گذارد. برای نمونه تنها حافظ ابو نعیم اصفهانی(۳۳۶–۴۳۰ق) دانشمند نامی و عالی مقام اهل سنّت، گذشته از روایاتی که در کتابهای «عوالی» و «فوائد» خود راجع به مهدی موعود روایت کرده کتاب مستقلی به نام «الاربعون حدیثا فی امر المهدی» مشتمل بر چهل حدیث صحیح و معتبر و مورد اتفاق علمای اهل سنت تحت عنوان چهل حدیث نوشته است.
گنجی شافعی(۶۵۸ق) نیز در کتاب «البیان فی اخبار صاحب الزمان» ضمن بیست و پنج باب، روایاتی از منابع اهل سنت در باره مهدی موعود اسلام نقل کرده و می‌نویسد: «مطالب این کتاب را فقط از طرق و مدارک اهل تسنن جمع آوری کرده ام تا استناد به آن محکم تر باشد!».
صدیق حسن خان قنوچی بخاری(م1307ق) عالم سلفی مسلک اهل تسنن در کتاب «الاذاعه لما کان و یکون بین یدی الساعة» چنین می‌گوید : «احادیث وارد شده در مورد مهدی(علیه السلام ) – با احتساب اختلاف روایات – بسیار زیاد و در تواتر معنوی می باشد و این روایات در کتب سنن و دیگر کتب معاجم و مسانید آمده اند. هیچ شکی در خروج مهدی (علیه السلام) در آخر الزمان – بدون تعیین ماه و سال خروج او – وجود ندارد زیرا اخبار این باب متواتر بوده و جمهور امت از قبل تا کنون بر این امر اتفاق داشته و بر خلاف آن هیچ اعتنایی نیست». همچنین این عالم ، در رد ابن خلدون [که اصل مهدویت را عقیده‌ای بی‌ریشه اسلامی می‌دانست] این چنین می‌گوید: «پس هیچ شکی در امر این مرد فاطمی موعود منتَظَر که دلالت ادله بر وجود او می‌باشد وجود ندارد بلکه انکار این مطلب یعنی جسارت و جرات داشتن در مخالفت با نصوص مستفیض مشهور که به حد تواتر می‌رسد».[7]
حتی برخی از علمای اهل سنت و وهابی به وجوب اعتقاد به مهدویت فتوی داده‌اند: استاد عبدالمحسن بن حمد العباد وهابی می‌گوید: «تصدیق و اعتقاد به قضیه مهدویت، داخل در ایمان به رسالت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است زیرا از آثار ایمان به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تصدیق اوست در اموری که به آنها خبر داده و نیز داخل در ایمان به غیبی است که خداوند متعال مؤمنین را به جهت ایمان به آن مدح کرده است، آنجا که می‌فرماید: ﴿ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب﴾[بقره/2-3]«این کتاب، شک در آن نیست (و) متقیان را هدایت می‌کند؛ آنان که به غیب ایمان دارند و...».[8]
شیخ ناصر الدین البانی وهابی می‌گوید: «همانا عقیده به خروج مهدی، عقیده‌ای است ثابت و متواتر از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که ایمان به آن واجب است زیرا این عقیده از امور غیب است که ایمان به آن، در قرآن کریم از صفات پرهزگاران شمرده شده است. خداوند می‌فرماید: «این کتاب، شک در آن نیست [و] راهنمای پر هیزکاران است آن کسانی که به جهان غیب ایمان آوردند» همانا، انکار این عقیده، جز از فرد جاهل زورگو صادر نمی‌گردد. از خداوند متعال می‌طلبم که ما را بر ایمان به این عقیده و به هر امری که به طور صحیح از کتاب و سنت ثابت شده بمیراند».[9]
احمد بن محمد بن صدیق می‌گوید: «....ایمان به خروج مهدی واجب، و اعتقاد به ظهور او به جهت تصدیق خبر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حتمی و ثابت است، همان‌گونه که در عقاید اهل سنت وجماعت از جمیع مذاهب اسلامی تدوین شده و نیز در دفاتر علمای امت با اختلاف طبقات ومراتب آنان تقریر گردیده است».[10] سفارینی حنبلی می‌گوید: «ایمان به خروج مهدی واجب است، همان گونه که نزد اهل علم تقریر یافته و در عقائد اهل سنت و جماعت تدوین شده است».[11]
_________________________________________
[1]. ر.ک. علی موحدیان- گونه‏ شناسی اندیشه موعود در ادیان مختلف- مجله هفت آسمان- ش 12 و 13؛/ و سید هادی خسروشاهی- مصلح جهانی- صفحه 59-60 ؛/ و ادیان و مهدویت یا آرا و عقائد درباره مهدی(علیه السلام)، محمد بهشی، انتشارات مرآتی، تهران.
[2]. مجله «الجامعه الاسلامیه بالمدینه المنوره» شماره 3، ضمن «عقیده اهل السنه و الاثر».
[3]. بحث حول المهدی، ص 63- 64.
[4]. بحارالأنوار، ج 33، ص 256. 
[5]. همان، ص 257
[6]. لسان المیزان جلد ۴، صفحه ۱۹۸
[7]. محمد صدیق خان بن حسن علی الحسینی البخاری القنوجی، الإذاعة لما كان وما یكون بین یدی الساعة، قاهره، 1391ه.ق، المكتبة العلمیة بالمدینة [مطبعة المدنی]، ص 112 ؛ 145 ؛ 146 
[8]. مجله الجماعه الاسلامیه، سال نخست، شماره 3،ذیقعده 1388، چاپ حجاز.
[9]. مجله التمدن الاسلامی. شماره 22. ص 643، چاپ دمشق.
[10]. ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون، ص 433- 436.
[11]. الاذاعة، ص 146.





طبقه بندی: برداشت های غلط،  فرهنگ انتظار،  دوران غیبت،  منجی دین، 
برچسب ها: تشکیک و انکار مهدویت، مهدویت نزد اهل سنت، وهابیت و مهدویت، فتوی وهابیون به وجوب اعتقاد به مهدویت، تشکیک کنندگان و منکرین مهدویت،
مطالب مرتبط: نادرستی تشکیک در «مهدویت»، تواتر احادیث مهدویت نزد اهل تسنن، ائمه اطهار، طلایه‌دار مبارزه با انحراف در مهدویت، آیا شک و انکار در موضوع مهدویت ممکن است؟؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394 | توسط : - عباسی | نظرات()
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو