" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


حقیقت توحید از وهابیت تا بیان قرآن کریم


مهم‌ترین هدف انبیا و اولیای الهی، مبارزه با شرک و بت‌پرستی و رسیدن به توحید بوده است و اساسا فلسفه وجودی و بعثت پیامبران برای دعوت به توحید و یکتاپرستی بوده است. چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید:« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ [نحل/36] و در حقیقت در میان هر امتى فرستاده‌‏اى برانگیختیم [تا بگوید] خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید».

امّا مسأله‌ای که مورد اختلاف جدی میان مسلمانان و فرقه جعلی وهابیت واقع شده، معیار توحید و شرک چیست؟ این‌که چه چیزی انسان را موحد و چه چیزی او را مشرک می‌کند؟ ما در این نوشتار معیار وهابیت در این امر را بیان نموده، سپس در آیات قرآن کریم و سنت پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) این مسأله را بررسی کرده و حقیقت آن را بیان می‌کنیم تا حقیقت‌جویان به انحراف و گم‌راهی این فرقه جعلی آگاهی پیدا کنند.



توحید از دیدگاه وهابیت
از نظر وهابیت، تنها شهادتین در تحقق توحید کفایت نمی‌کند، بلکه علاوه برآن، غیر خدا هم باید نفی شود. «محمد بن عبدالوهاب» برای این اعتقاد به روایت پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) استناد می‌کند که فرمود: «کسی که «لااله‌الاالله» بگوید و تکفیر کسانی را کند که غیر خدا را می‌پرستند، مال و جانش محترم است و حساب او با خداست».[1]
او  معتقد است باید انسان جز خدا را نخواند و برای او شریک قرار ندهد. و به کفر غیر خدایی که پرستیده می‌شود نیز اقرار کند‌ و اگر شک کند یا اقرار نکند، مال و جان او در امان نیست. در حقیقت مراد او استمداد از غیر‌ خداوند، یعنی همان توسل و درخواست شفاعت از اولیا و انبیاست كه این امور را مخالف توحید می‌داند و آن را شرك می‌پندارد.[2]

آن‌چه که مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد این است که ببینیم ملاک و معیار اسلام و توحید چیست؟ و چه چیزی موجب اسلام و چه چیزی موجب کفر می‌گردد. آن‌چه که از آیات قرآن کریم و  سنت نبوی بدست می‌آید این است که اقرار به شهادتین و انجام اعمالی مانند نماز و اهل قبله بودن بر مسلمان بودن کفایت می‌کند و خون، مال و آبرویش محفوظ است و کسی حق تعرض به او را ندارد‌.چنان که در روایتی از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) آمده است: «کسی که شهادتین را بگوید مسلمان است و هیچ کس حق تعرض به او را ندارد».[3]
در روایت دیگری ابن مسعود ازرسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) نقل کرده که فرمود:«خون مسلمانی که گواهی به وحدانیت خدا و رسالت من می دهد حلال نیست ریخته شود، مگر به یکی از سه کار: نفس در برابر نفس، و مرد زن دار که زنا کند، و کسی که دینش را رها کرده و تارک جماعت شود».[4] 
 هم‌چنین از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) درباره کشتن کسی سؤال کردند، حضرت فرمود‌: «جایز نیست‌، شاید نماز می‌خواند».[5]

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) حتی با منافقینی که اظهار اسلام نموده بودند نیز به همانند مسلمانان رفتار می‌کرد و از قتل و کشتن آن‌ها ممانعت می‌کرد، آن‌چنان که در تاریخ شواهد و نمونه‌های بسیاری برای این امر وجود دارد که به یک نمونه اشاره می‌کنیم:
«عبدالله بن عدی انصاری» می‌گوید: «مردی خدمت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) آمد و در حالی‌که حضرت بین مردم نشسته بود، از او خواست تا چیزی را مخفیانه به او بگوید، او در گوش حضرت درباره کشتن مردی از منافقین سخن گفت، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) صدای خود را بلند کرده و فرمود: آیا او شهادت به وحدانیت خدا نمی‌دهد؟ گفت: آری، ای رسول خدا ولی شهادتش پذیرفته نیست. حضرت فرمود: آیا گواهی به رسالت من از جانب خدا نمی‌دهد؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا! ولی گواهی‌اش پذیرفته نیست. حضرت فرمود: آیا او نماز نمی‌خواند؟ او عرض کرد: آری ای رسول خدا! ولی نمازش پذیرفته نیست. پیامبر فرمود: آن‌ها کسانی هستند که خداوند من‌را از کشتن‌شان نهی کرده است».[6]

بنابراین تعریف و  تفسیر وهابیان از توحید کاملا اشتباه و مخالف نص صریح آیات قرآن کریم می‌باشد و آن‌چه که از آیات و روایات نبوی فهمیده می‌شود آن است که در تحقق توحید و اسلام اقرار به شهادتین و عدم انکار ضروری دین کفایت می‌کند. و هر کسی که شعار اسلام را دهد و بگوید من مسلمانم، مسلمان است و احدی را حق تجاوز به او را ندارد.

حال با این توضیح باید سوال کرد چرا وهابیت خبیث و دست‌نشانده استعمار، که مدعی اسلام اصیل است، از این اصل و سخن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) تبعیت نمی‌کند، چرا به دلایل واهی مسلمانان را تکفیر کرده و واجب‌القتل می‌داند؟ چرا اکثر مسلمانان به خصوص شیعیان را به دلیل توسل به پیامبر عظیم الشان اسلام(صلی‌الله‌علیه‌واله) و درخواست شفاعت از ایشان، کافر و مشرک می‌داند و خون و مال و آبروی آنان را محترم نمی‌شمارد؟ 

مگر شیعیان شهادتین نمی‌گویند، مگر خدا را به وحدانیت قبل ندارد، مگر خدای دیگری را می‌پرستند؟ مگر شیعیان نماز نمی‌خوانند؟ پس چرا آنان شیعه را مشرک و کافر می‌دانند و حکم به کشتن شیعه می‌کنند؟ آیا خود را پیرو پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) می‌نامید و عکس ایشان عمل می‌کنید؟ آیا خود را اسلام اصیل می‌نامید و خلاف دستور پیامبر امت(صلی‌الله‌علیه‌واله) قدم بر می‌دارید؟ آیا هدف شما از بین بردن مسلمانان است؟ این چه دین و آیین ساختگی است که به خورد مردم جاهل می‌دهید؟ قضاوت در این باره را به عقل‌های بیدار و وجدان‌های به دنبال حقیقت می‌سپاریم.
____________________________________
پی‌نوشت
[1]. کتاب التوحید، محمد بن عبدالوهاب، ص40.
[2].همان
[3].صحیح مسلم‌، ج 1‌، ص 29‌.
[4]. صحیح بخاری، ح 6876؛ صحیح مسلم، ح 1676.
[5]. صحیح مسلم، ج 5، ص 207.
[6].مسند احمد، ج 5، ص 432، ح 23665 و 23666؛ صحیح ابن حبان، ج 13، ص 309.





برچسب ها: معیار توحید و شرک، وهابیت، پاسخ به شبهات وهابیت، موحد و مشرک کیست؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 4 تیر 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات