" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


توحید از منطق وهابیت و پاسخ قرآن کریم


توحید مهم‌ترین اصول مشترک همه ادیان الهی است. خداوند متعال پیامبران را به سوی مردم گسیل داشت تا یکتاپرستی و توحید را تبلیغ و به جای گذارند. این اصل، در قرآن کریم و سنت نبوی به روشنی و وضوح تبیین شده است و هر انسانی می‌بایست برای یافتن حقیقت توحید به این منابع زلال مراجعه کند.

اعتقاد و اندیشه‌های وهابیون نسبت به توحید آن‌قدر خدشه‌دار و بی‌پایه و اساس است که با اندکی تأمل، فساد و بی‌منطق بودن آن کاملا مشخص می‌شود. آنان درواقع از قرآن کریم و سنت به‌کلی دور افتاده‌اند و به کج‌راه‌های سیاسی و قدرت‌طلبی و .... افتاده‌اند.


وهابیان توحید را به سه نوع تقسیم کرده‌اند: 1.ربوبیت 2. الوهیت 3.توحید اسماء و صفات

ابن عثیمین می‌گوید:« توحید ربوبی، یعنی اختصاص دادن خلق، ملک و تدبیر به خداوند. توحید الوهی همان توحید عبادت است یعنی این‌که عبادت تنها مخصوص خداوند است. توحید اسماء و صفات یعنی اثبات هر صفتی که در ادله بر خداوند ثابت شده ، البته بدون در نظر گرفتن نظیر و شبیهی برای خداوند».[1]
محمدبن عبدالوهاب نیز همین تقسیم را در کتاب توحیدش  بصورت مفصل بیان کرده که به دلیل اختصار از بیان آن اجتناب می‌کنیم.

برسی و نقد دیدگاه
این تعریف و تقسیم وهابیان از توحید با اشکالات جدّی روبرو است؛ زیرا آنان توحید ربوبی را با توحید در خالقیت یکی دانسته‌اند، در حالی که ربوبیت به معنای خالقیت نیست و توحید در خالقیت امریست که حتی مشرکان و بت‌پرستان نیز بدان اعتقاد داشته‌اند، چنان که قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید:« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ[لقمان/25] و هرگاه از آنان(مشرکان) سؤال کنی چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است، به یقین می‌گویند خداوند یگانه». در واقع مشکل آن‌ مشرکان در توحید ربوبیّت و الوهیت و عبودیت است نه توحید خالقیت. زیرا آنان، خالقیت را از آنِ خدا و ربوبیت را از آنِ بت‌ها می‌دانستند.
اشکال دیگر این است که «اله» به معنای معبود و توحید الوهیت به معنای توحید عبودیت نیست. شاهد این مدعا کلمه« لا اله الا الله» است که اگر اله را به معنای معبود بگیریم جمله کذب محض می‌شود، زیرا در خارج می‌بینیم که مردم معبودانی غیر از خدا را پرستش می‌کنند.

قرآن کریم در آیات مختلف به انواع و مراتب توحید اشاره کرده است‌:
1. توحید ذات: «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ[توحید/1] بگو او خدای یگانه است».
2. توحید در ربوبیّت: ، چه در توحید صفات‌، چه در توحید ربوبیت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ[حمد/1] حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که تربیت کننده عالمیان است».
3. توحید در خالقیت: «قُلِ اللهُ خالِقُ کُلِ شَیء[رعد/16] بگو خداوند خالق همه چیز است»
4. توحید در عبودیت:« وَقَضی رَبُّکَ أَلّا تَعبُدُوا الّا اِیّاهُ[اسراء/23] و حک کرده پروردگار تو این که غیر او را عبادت نکنید».

بنابراین اگر بخواهیم توحید را در یک جمله تعریف کنیم می‌توان آن‌را این‌گونه تعریف کرد: «اعتقاد قطعی به یکتایی خداوند در ذات، صفات و افعال و عمل‌کردن بر اساس این اعتقاد».[2]

از نظر قرآن در توحید ربوبی اگر کسی معتقد باشد که انبیا و اولیای الهی با اجازه خداوند تعالی عهده‌دار امری هستند‌، این مساله منافاتی با توحید ربوبی ندارد‌ و آیات متعددی وجود دارد که تدبیر غیر خداوند را با اذن او مورد تأیید قرار می‌دهد. از جمله « وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ كَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَكُونُ طَیْرًا بِإِذْنِی...[مائده/110] آنگاه كه به اذن من از گل [چیزى] به شكل پرنده مى‏ساختى پس در آن مى‏دمیدى و به اذن من پرنده‏اى مى‏شد....» که در این آیه حضرت عیسی به اذن خداوند خلق می‌کند و شفا می‌دهد. و یا این‌که قرآن، ملائکه را نیز در تدبیر امور دخیل می‌داند مثلا در یک جا می‌فرماید: «اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها[زمر/42] خداوند جان را درهنگام مرگ می‌گیرد» و در جای دیگر این کار را به ملک خود نسبت می‌دهد و می‌فرماید: «یَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ[سجده/11] ملک الموت است که جان را می‌ستاند» و این بدان معناست که فرشتگان با اذن خدا این عمل را انجام می‌دهند‌، نه این‌که کار بین فرشتگان و خداوند متعال تقسیم شده باشد.

وهابیان بدون ‌آن‌که توجهی به مأذون بودن انبیا و اولیای الهی داشته باشند، هر گونه توجه و توسل به پیامبر الهی را مردود، و آن را شرک در ربوبیت می‌دانند. و اساسا کاری به نیت افراد ندارند و به روایاتی هم‌چون «انما الاعمال بالنیات»[3] که ملاک در عمل را قصد و نیت افراد می‌دانند، کاری ندارند و به سادگی مسلمانان دیگر را متهم به شرک می‌کنند و حکم به قتل آنان می‌کنند. این است منطق جاهلانه وهابیون که از اسلام قرآن بسیار فاصله دارند.
______________________________________
پی‌نوشت
[1]. القول المفید علی کتاب التوحید، ج1، ص16.
[2]. تفسیر المیزان، طباطبایی، ج4، ص 353.
[3]. صحیح بخاری، ج 1، ص2‌.





برچسب ها: توحید، وهابیت، عقاید وهابیت، پاسخ به شبهات وهابیت، موحد کیست،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 7 تیر 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو