" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


سیمای علی و ابوبکر در حادثه لیلة المبیت


حضرت امیرالمومنین(علیه‌السلام) اولین انسانی بود که پیش از همه به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) ایمان آورد و از تمام وجود خویش حتی جان‌ خود برای پیش‌برد اهداف مقدس حضرت گذشتند و در هیچ حادثه و جنگی از یاری پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) و دین خدا فرو گذاری نکرد. جای جای تاریخ و در سیره و زندگی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) ردپایی از فداکاری‌ها و رشادت‌ها و جان‌گدازی‌های امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) است.

قرآن کریم نیز در آیات متعددی این فداکاری‌ها را بازگو کرده است؛ یکی از این آیات، آیه «لیلة المبیت» می‌باشد که از مهم‌ترین آیات در فضایل امیرالمؤمنیین(علیه‌السلام) مى‌‏باشد، فضیلتى كه نظیر آن در اسلام براى هیچ كس ثابت نشده است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ[بقره/207]بعضى از مردم جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است».
تمام مفسران و علمای شیعه و سنّى، اتفاق نظر دارند كه این آیه در شأن فداكارى و ایثار بی‌‏نظیر امیرالمومنین(علیه‌السلام) نازل گشته است.[1]



خلاصه شأن نزول این است که خداوند به وسیله پیك وحى پیامبرش را از توطئه مشركین مبنی بر قتل ایشان آگاه كرد؛ پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) نیز تصمیم گرفت تا از مكّه خارج شود و برای این کار می‌بایست به طور مخفیانه خارج شود، به همین جهت باید شخصى به جاى پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌واله) در بستر او می‌خوابید، تا دشمن متوجّه غیبت و خروج ایشان از مكّه نگردد. به همین منظور علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) تمام خطرات را به جان خرید و به جای پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) در بستر او خوابید و هنگامى كه حضرت به سمت مدینه حركت مى‏‌كند، خداوند متعال در بین راه مكّه و مدینه این آیه را نازل کرد.[2]

حقیقتا لیلة المبیت شب بسیار حسّاس، خطرناك و سرنوشت‏‌سازى براى اسلام بود و فقط امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود که با شجاعت تمام، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) را از کانون خطر دور ساخت و بدین ترتیب خداوند متعال نیز خریدار جان او می‌شود. به راستی چه فضیلتی بالاتر از این كه مالك همه جهان هستى، جان انسانى را به بالاترین قیمت بخرد؟

از آن طرف خلیفه اول زمانی که همراه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) در غار ثور پناه گرفته است-برفرض بپذیریم که ابوبکر همراه پیامبر بوده-[3] به هنگامى كه صداى پاى دشمنان اسلام كه در تعقیب پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) از مكّه خارج شده بودند، را مى‌‏شنود، ترس سراسر وجودش را فرا مى‌‏گیرد و پیامبر دل‌دارى‌‏اش مى‏‌دهد تا مقدارى از وحشت‌ او كاسته شود. 

«بخارى» در «صحیح» خود به نقل از ابوبكر مى‌نویسد:«سراقة بن مالك ما را دنبال كرد، گفتم: اى رسول خدا به دنبال ما آمدند، فرمود: نترس كه خداوند با ماست».[4] هم‌چنین «ابوبكر هیثمى» و «محمد بن على شوكانى» مى‌نویسند: «قریشیان به غاری كه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) و ابوبكر در آن بودند‌، رسیدند و تا دهانه غار نیز پیش رفتند و رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) صدای آن‌ها را شنید، در این هنگام ابوبكر ترسید و بیم و ترس به او روی آورد، رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) به او فرمود: نترس كه خداوند با ماست».[5]

قابل توجه و تأمل است که چه طور اکثر مفسران اهل سنت ادعا كرده‌اند كه حزن ابوبكر براى رسول خدا بوده است! در حالی که برخى از بزرگان‌شان اصرار مى‌‌كنند كه پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) همواره در سكینه و آرامش است و نیاز به نزول دوباره آن از جانب خداوند نیست؛ ولى در این‌جا كه سخن از اندوه و حزن ابوبكر مى‌شود، ادعا مى‌كنند كه چون پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) مصون از ضرر مشركان نبود، ابوبكر براى او نگران شد! و نکته دیگر آن‌که آنان برای گفته خود هیچ سند و مدرکی ارائه نکرده‌اند.

از طرفی اگر وی فقط بر جان رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) ترسیده بود، رسول خدا مى‌فرمود: «لا تحزن ان الله معی؛ تو نگران من نباش كه خدا با من است» نه این كه به صورت جمع بفرماید: خدا با ماست.

اصلا حتى اگر بپذیریم كه نگرانى ابوبكر براى رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) بوده است، پس چرا وقتی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) به وى یادآورى كرد كه خداوند با ماست و او را از حزن و اندوه منع كرد؛ او با این سخن  پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) اطمینان پیدا نکرد و نگرانی او هم‌چنان ادامه داشت. آیا این عدم اطمینان به سخن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) نقیصه بزرگى براى وى محسوب نمی‌شود.

بنابراین یک‌ بار دیگر شاهد فضیلت و برتری امیرالمومنین(علیه‌لسلام) بر شیخین هستیم و همین یک آیه بر ولایت و خلافت و جانشینی حضرت کفایت می‌کند؛ چرا که کسی سزاوار جانشینی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) است که درگذشته شاهد فداکاری و شجاعت و مهم‌تر از همه اعتماد پیامبر به او، بوده باشیم. و امیرالمومنین(علیه‌لسلام) تنها شخصی است که دارای همه این صفات می‌باشد.
______________________________________________
پی‌نوشت
[1]. تاریخ الطّبرى، ج 2، ص 99 تا 101؛ سیره ابن هشام، ج 2، ص 291 ؛ السیرة الحلبیّة، ج 2، ص 29؛ تاریخ الیعقوبى، ج 2، ص 29؛ مسند احمد، ج 1، ص 348 ؛ تذكرة ابن الجوزى، ص 21؛ فصول ابن صباغ المالكى، ص33؛ شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید، ج 13، ص 261.
[2]. مشروح داستان لیلة المبیت را در فروغ ابدیّت، جلد اوّل، صفحه 417 به بعد مطالعه فرمایید.
[3].در این مسأله که آیا ابوبکر در غار ثور همراه پیامبر بوده یا خیر، اختلافات فراوانی بین شیعه و سنی وجود دارد. امّا شواهد بسیاری دلالت می‌کند که خلیفه اول در غار ثور حضور نداشته. برای مطالعه بیشتر به« ابوبکر و غار ثور+سند»با این لینک  http://www.sonnat.net/article.asp?id=713&cat=77  مراجعه شود.
[4]. صحیح البخاری، ج 3، ص 3418، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة – بیروت.
[5]. مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 6، ص 52، ناشر:دار الكتاب العربی بیروت؛ فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، ج 2، ص 364، ناشر: دار الفكر – بیروت.





برچسب ها: علی در لیله المبیت، ابوبکر در لیله المبیت، ترس ابوبکر در غار ثور،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 19 تیر 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو