" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

«حبابه والبیه» زنى بود یمنی، که در کوفه به خدمت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) رسید و گفت: «یا امیرالمؤمنین، خدا تو را رحمت کند، دلیل امامت چیست؟ امام سنگى را نشان داد و فرمود: آن سنگ را پیش من آور؛ زن سنگ را پیش امام آورد، حضرت مهر خودش را به سنگ زد (اثر مهر در سنگ آشکار شد) بعد فرمود: یا حبابه! وقتى که یک نفر ادعاى امامت کرد و توانست مانند من این سنگ را مهر کند بدان او امام و واجب‌الاطاعه است.
این زن تا زمان امام رضا(علیه‌السلام) زنده ماند، با معجزه امام سجاد(علیه‌السلام) جوانى به او بازگشت و سنگ را تا مهر امام هشتم(علیه‌السلام) رسانید. آن‌گاه فرزندان وى در زمان امامان دیگر این کار را ادامه دادند».
«داود ‌بن قاسم جعفری» می‌گوید: نزد امام حسن عسکرى(علیه‌السلام) بودم که به امام عرض شد: مردى از اهل یمن اجازه ورود مى‌خواهد، امام اجازه فرمود، دیدم مردى بلند قامت و قوى بازو داخل شد، به امام(علیه‌السلام) سلام داد، حضرت جواب داده و امر به نشستن کرد.
او در نزد من و چسبیده به من نشست، من به خود گفتم: «اى کاش مى‌دانستم این شخص کیست؟» امام(علیه‌السلام) فرمود: «این از فرزندان آن زنى است که پدران من سنگى که او داشت مهر کرده‌اند، و اثر مهرشان در آن نقش بسته است، آن را آورده است تا من نیز مهر کنم». بعد فرمود: «سنگ را بیاور، او سنگ را بیرون آورد». دیدم جایى از آن صاف است و مهر نخورده.
حضرت آن را گرفت، مهر خویش را بیرون آورد و آن را مهر کرد، و مهر به راحتی در سنگ نشست. من به مرد یمانى گفتم: تا به حال امام را دیده بودى؟ گفت: نه واللّه، ولى مدتى بود که به دیدارش اشتیاق داشتم.
سپس مرد یمانى برخاست و مى‌گفت: «رحمت خدا و برکات خدا بر شما اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) باد. شهادت می‌دهم که شما اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نسل اندر نسل تا به حال، امام بعد از امیرالمومنین(علیه‌السلام) هستید. آن‌گاه رفت و دیگر او را ندیدم.
ادامه مطلب:




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 7 بهمن 1394 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic