" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "
انصارالله

رهروان ولایت ـ مدتی‌ست که تحولات یمن تحت نفوذ یک  جنبش به نام «انصارالله» است در نام محلی به آن «حوثی‌ها» نیز گفته می‌شوند. در خصوص این گروه یا جنبش، اطلاعات بسیار کمی در فضای اندیشه‌ای و رسانه‌ای ایران وجود دارد. این گروه به‌ لحاظ فکری، سیاسی و مذهبی چه عقایدی دارد؟ گفتمان هستند یا جنبش؟ اگر گفتمان هستند اصول مرکزی آن‌ها چیست و شیوه مواجهه اجتماعی‌شان چگونه است؟

بقیه مطلب را اینجا بخوانید:   http://www.jonbeshnet.ir/news/61832





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 24 فروردین 1394 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
چکیده: نمایندگان باذان با حكمی كه در دست داشتند، حضور پیغمبر رسیده؛ و ماموریت خود را به اطلاع حضرت رساندند. حضرت فرمودند؛ امشب به من مهلت بدهید. روز بعد كه نمایندگان ایرانی خدمت پیامبر آمدند، حضرت -با خبری که از عالم غیب به ایشان رسید- فرمودند: «شیرویه دیشب پدرش خسرو پرویز راكشته است».
یمن
رهروان ولایت ـ در سال ششم هجری پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) طی نامه‌ای خسرو پرویز پادشاه ایران را به اسلام دعوت كرد، اما خسروپرویز نامه‌ حضرت‏ را پاره كرد و برای باذان(حاکم ایرانی یَمَن) نوشت كه محمد را نزد وی بفرستد. باذان نیز دو نفر ایرانی به نام خسرو و بابوَیه را به مدینه فرستاد. نمایندگان باذان با حكمی كه در دست داشتند، حضور پیغمبر رسیده و قصد خود در آمدن به آن‌جا را شرح دادند.

بقیه را اینجا مطالعه كنید:  http://www.jonbeshnet.ir/news/61014






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 23 فروردین 1394 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
مسیح

رهروان ولایت ـ یکی‌ از موضوعات‌ بحث‌برانگیزی‌ که‌ تا زمان‌ نزول‌ قرآن‌ هیچ‌ سند و مدرکی‌ مبنی‌ بر رد آن‌ وجود نداشت‌، مصلوب‌ شدن‌ عیسی‌ مسیح‌ بود. بنابر آن‌چه‌ که‌ در اناجیل‌ ذکر شده‌ یهودیان‌ حضرت‌ عیسی‌ را به‌ صلیب‌ کشیده‌ و کشتند و پس‌ ازمرگ‌، او زنده‌ شد و از قبر خارج‌ گردید.

اما قرآن‌ در سوره‌های‌ آل‌ عمران‌ و نسأ و مائده‌ تصریح‌ می‌کند که هرگز او را به صلیب‌ نکشیدند و نکشتند؛ بلکه‌ او به‌ سوی‌ خداوند عروج‌ کرد. قرآن در این رابطه می‌فرماید:« وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ [نساء/157]  و گفتارشان‌ که‌ ما کشتیم‌ مسیح‌ عیسی‌ ابن‌ مریم‌ پیغمبر خدا را در حالی‌که‌ نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه‌ مشبه‌ شد برایشان‌ و همانا آنان‌که‌ در او اختلاف‌ کردند». در ادامه نیز می‌فرماید: «بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزیزاً حَكیماً»[آل عمران/158] بلکه‌ خداوند متعال او را به سوی خویش بالا بردو خداست‌ عزتمند حکیم‌».

به‌ وضوح‌ در این‌ آیات‌ مشاهده‌ می‌شود که‌ قرآن‌ به طور کلی‌ به‌ قتل‌ رساندن‌ مسیح‌ را رد می‌کند و تاکید می‌کند که‌ او به‌ سوی‌ خدا عروج‌ کرده‌ است‌. همچنین‌ از مواردی‌ که‌ قرآن‌ به‌ ابطال‌ آن‌ پرداخته‌ و بر گفته‌ خود تصریح‌ دارد این‌ است‌ که‌ عیسی‌ فرزند خدا نبوده‌ و کسانی‌که‌ را که‌ به‌ این‌ موضوع‌ اعتقاد و پافشاری‌ دارند را کافر خطاب‌ می‌کند.

عـروج عـیـسـى(علیه‌السلام) بـه آسـمـان از دیـدگـاه روایـات
امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: «عیسى(علیه‌السلام) در هنگام عصر آن شبى که خداى تعالى او را به آسمان بالا برد، یاران خود را که دوازده نفر بودند، نزد خود خواند و ایشان را داخل خانه‌اى کرد و سپس از چشمه‌اى که در کنج آن خانه بود در آمد، در حالى که آب از سر و رویش مى ریخت، فرمود: خداى تعالى به من وحى کرد که همین ساعت من‌را به سوى خود بالا می‌برد. سپس فرمود: بعد از من در اندک زمانی به سه فرقه متفرق می‌شوید، دو فرقه به خداى تعالى افتراء می‌بندند و در آتش خواهند بود و یک فرقه اهل نجات است، و آن فرقه‌اىست که از شمعون صادقانه پیروى می‌کند و به خدا دروغ نمی‌بندد که آن فرقه در بهشت خواهند بود، این را که گفت در جلو چشم همه اصحابش از زاویه خانه به طرف آسمان بالا رفت و ناپدید شد».[1]

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمودند: خداوند عیسی بن مریم(علیه‌السلام) را مبعوث کرد و به او نور، علم، حکم و همه دانش پیامبران گذشته را عطا کرد و افزون بر آن انجیل را نیز بر او نازل کرد و او را به سوی بیت‌المقدس به جانب بنی‌اسرائیل فرستاد تا آنان را به ایمان به خدا و رسول و عمل به کتاب و حکمتش دعوت کند. بیشتر بنی‌اسرائیل در برابر دعوت او راه طغیان و کفر در پیش گرفتند و چون ایمان نیاوردند عیسی(علیه‌السلام) آنان را نفرین کرد.
خداوند گروهی از اشرار آنان را مسخ کرد تا نشانه‌ای برای دیگران شده عبرت گیرند، ولی متاسفانه آنان طغیان و کفر را بیشتر کردند. عیسی (علیه السلام) در بیت المقدس ماند و مدت 33 سال آنان را دعوت و به نعمت‌هایی که نزد خداست ترغیب می‌کرد تا وقتی که یهود او را جستجو کرده بالاخره مدعی شدند که او را معذب کرده و زنده در زمین دفن کردند. برخی دیگر مدعی کشته شدن و به دار آویختنش گشتند، ولی قطعا خدا آنان را بر عیسی(علیه‌السلام) مسلط نکرد، بلکه موضوع برای‌شان مشتبه گردید و اصلا یهودیان به عذاب و کشتن و به دار آویختن حضرت مسیح(علیه‌السلام) قدرت پیدا نکردند؛ زیرا قدرت پیدا کردن‌شان تکذیب قول خداوند است که می‌فرماید: خدا عیسی را پس از توفی و اخذ تام به سوی خود بالا برد».[2]

 

...............................................
پی‌نوشت
[1]. تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 345
[2]. همان، ص 346.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 فروردین 1394 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()

چرا امیرالمومنین از فاطمه دفاع نكرد؟

چکیده: امیرالمومنین(علیه‌السلام) در حد وظیفه شرعى، از حریم عصمت خود دفاع كرده است. لیكن دفاع در آن روزها، به صورت جنگ و خون‌ریزى، به مصلحت اسلام نبود و اگر شمشیر مى‌كشید و بنى‏‌هاشم و گروهى از صحابه، كه پاى‏‌بند به بیعت على در غدیر خم بودند، یك طرف و هواداران خلافت طرف دیگر، در این صورت مسلمانان به دو گروه تقسیم مى‏‌شدند.
فاطمه

رهروان ولایت ـ یکی از سوالاتی که وهابیون بسیار آن را مطرح می‌کنند و روی این مانور زیادی می‌دهند این سوال است: اگر شما می‌گویید: امیرالمومنین(علیه السلام) بسیار دلاور و شجاع بود، چرا از همسرخود دفاع نکرد؟ که جواب کوتاه این سوال این است که شجاعت این نیست که همه جا انسان شمشیر بکشد.

جواب بیشتر را در ذیل بیان می‌کنیم: ‏
در این پرسش، دفاع نكردن امام اصل مسلم گرفته شده، در حالى كه دلیلى بر این مطلب وجود ندارد.

امیرالمومنین(علیه‌السلام) در حد وظیفه شرعى، از حریم عصمت خود دفاع كرده است. لیكن دفاع در آن روزها، به صورت جنگ و خون‌ریزى، به مصلحت اسلام نبود و اگر شمشیر مى‌كشید و بنی‌‏هاشم و گروهى از صحابه، كه پای‏‌بند به بیعت على در غدیر خم بودند، یك طرف و هواداران خلافت طرف دیگر، در این صورت مسلمانان به دو گروه تقسیم می‌شدند و اصل اسلام به خطر می‌افتاد. اتفاقاً منافقان در لباس دل‌سوزى سراغ امیرالمومنین(علیه‌السلام) آمدند و به او گفتند: «یَا أَبَاالْحَسَن، أَبْسِط یَدَكَ حَتَّى أُبَایِعَكَ: اى ابو الحسن، دستت را دراز كن تا با تو بیعت كنیم». گوینده این سخن ابوسفیان، دشمن دیرینه اسلام است.

امیرالمومنین(علیه‌السلام) به خوبی می‌دانست که هدف او ایجاد جنگ درونى در مدینه است، از این‏‌رو، به او چنین فرمود: «به خدا سوگند تو با این گفتار، انگیزه فتنه‏‌گرى دارى، تو پیوسته بدخواه اسلام و مسلمانان بوده‏‌اى، ما نیازى به خیرخواهى تو نداریم».[1] بنابراین دلیر و شجاع کسی نیست که در همه جا شمشیر بكشد و جنک کند؛ بلکه شجاع، كسى‌ست كه به وظیفه خود عمل كند.

روزى پیامبر گرامى اسلام(صلى‌الله‌علیه‌وآله) گروهى را دید كه بر گرد شخصى جمع شده‏‌اند. پرسید: این كیست؟ گفتند: فردى دلاور است كه سنگین‏‌ترین وزنه‌ها را برمی‌دارد. پیامبر در پاسخ فرمودند: «دلاور كسى‌ست كه بر خواسته‏‌هاى نفسانى خود چیره شود».[2]

تاریخ اسلام گواهى می‌دهد در صدر اسلام نهال نو بنیاد اسلام در دل بسیاری از افراد جامعه هنوز ریشه ندوانیده بود و امكان داشت که با نسیمى یا بادى از جاى كنده شود. پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) به عایشه فرمود: «لَوْ لَا أَنَّ قَوْمَكِ حَدِیثُ عَهْدِهِمْ بِالْجَاهِلِیَّة لَهَدمْتُ الْكَعْبَةَ ثُمَ‏ لَجَعَلْتُ لَهَا بَابَین: اگر قریش تازه مسلمان نبودند، من وضع كعبه را دگرگون می‌‏كردم. سپس به جاى یك در، دو در براى آن قرار مى‏‌دادم».[3]
بدون شک پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) شجاع‌ترین فرد بود، ولى آن حضرت وضعیت را براى همه كار مساعد نمی‌بیند.

آنان كه انتظار دارند قهرمانى مانند امیرالمومنین(علیه‌السلام) شمشیرى را كه بر گردن كافران در بدر و احد و احزاب كشید، پس از رحلت پیامبراکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) همان شمشیر را بر گردن مسلمانان فرود آورد، تاریخ اسلام را بررسى نكرده و از وضعیت آن روزگار آگاه نیستند. آنان نه اسلام را می‌شناسند و نه امیرالمومنین(علیه‌السلام) را.

 

--------------------------------------------
 پی‌نوشت
[1]. تاریخ طبرى، ج 2، ص 449؛ حوادث سال پانزدهم هجرى.
[2]. بحارالانوار، ج 1، صص 77 و 112
[3].مسند احمد، ج 6، ص




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 18 فروردین 1394 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()

دین و خدا یا زندگی و دنیا؟

چکیده: «تعلیمات کلیسا، بشر را در میان دو بدبختی و حرمان قرار داد؛ یا بدبختی دنیا و حرمان و محرومیت از نعمت‌های آن و یا بدبختی و محرومیت از آخرت و حور و قصور آن».[1] منظور او این است که دنیا و آخرت در آموزه‌های کلیسا قابل جمع نیستند، یا باید آخرت و حور قصور آن را انتخاب کرد یا دنیا را.
دنیا

رهروان ولایت- بشر ناگذیر باید از غرائز خود پیروی کند، در وجود بشر غرائزی نهاده شده تا او را به سوی هدفی که در متن خلقت منظور است بکشاند. البته مقصود این نیست که بشر باید چشم بسته تابع غرائز خود باشد، بلکه مقصود این است که وجود غرائز عبث و بیهوده نیست.

مثلا در انسان تمایل به فرزند هست. این تمایل امر کوچکی نیست. اگر این تمایل نبود خلقت ادامه نمی‌یافت. این تمایل توسط خالق هستی به صورت یک امر لذیذ و شیرین در کام هر حیوانی ریخته شده است تا هر نسلی در خدمت نسل آینده خود باشد و از این خدمت لذت نیز ببرد. یکی دیگر از غرائز بشری، حس حقیقت‌جوئی و دانش‌طلبی و کاوش است؛ یکی دیگر از غرائز انسان، دوست داشتن نعمت‌های دنیایی است.

ادامه مطلب را اینجا بخوانید: http://www.jonbeshnet.ir/news/60241





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
تسبیهات


امام صادق(علیه السلام) نیز به فضیلت تسبیح بعد از نمازهاى واجب چنین اشاره كرد: «هر كس بعد از نماز واجب تسبیح فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را به جا آورد، قبل از اینكه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده مى‏‌شود».[3]

خواص و آثار فراوان دیگرى براى گوینده تسبیحات آن حضرت ذكر شده كه به برخى از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
ناكام و ناامید نشدن؛[4] دور كردن شیطان؛[5] برطرف نمودن سنگینى گوش؛[6]نجات یافتن از شقاوت و بدبختى؛[7] باعث‏ سنگینى اعمال، خوشنودى خداوند و رفتن به بهشت مى‏‌شود.

ادامه مطلب:  http://www.jonbeshnet.ir/news/58883




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
آسمان


«وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى‏؛[نجم/۴۹َ] و اوست پروردگار ستاره شِعرى‏». تکیه بر خصوص «ستاره شعری» یا « شعرای یمانی» اسراری در آن نهفته است كه به برخی از آنها می پردازیم طبق تحقیقاتی که در رصدخانه‌های معروف دنیا به عمل آمده است، حرارت عظیمی که در سطح شعری حکم فرماست تا ۱۲۰ هزار درجه سانتی‌گراد برآورده شده؛ در حالی‌که حرارت سطح کره خورشید را فقط ۶۵۰۰ درجه می‌دانند و این تفاوت عظیم گرمای ستاره شعری را نسبت به خورشید نشان می‌دهد
ادامه مطلب را اینجا مطالعه كنید:    http://www.jonbeshnet.ir/news/58605




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393 | توسط : علی احمدی فریدنی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 9  صفحات :
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic