" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

از دیدگاه شیعیان امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) فرزند بلافصل امام حسن عسکری(علیه‌السلام) است، از این‌رو آن حضرت در زمان حیات خویش تلاش کردند، ایشان را به یاران خویش معرفی کنند؛ در ادامه به تعدادی از این افراد اشاره می‌کنیم.

1. ابو نصر طریف‏، می‌گوید: بر صاحب الزمان(علیه‌السلام) وارد شدم. فرمود: «برایم صندل سرخ بیاور». برایش آوردم. سپس فرمود: «آیا مرا مى‏شناسى؟» گفتم: آرى. فرمود: «من كیستم؟». گفتم: تو سَرور من و فرزند سَرور من هستى. فرمود: «در این باره از تو نپرسیدم». گفتم: خدا مرا فدایت كند! پس برایم توضیح بده. فرمود: «من آخرین وصیّم و خداوند به وسیله من، بلا را از خانواده و شیعیانم دور مى‏‌گرداند.»
لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


ملاقات کنندگان حضرت حجت(عج) در زمان امام حسن عسکری(ع)




طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی، 
برچسب ها: ملاقات امام زمان، مهدویت، حضرت مهدی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 22 اسفند 1397 | توسط : میهن بلاگ | نظرات()

هر اندیشه نابی در طول تاریخ از سوی افراد شیاد و جاهل مورد تعرض و آسیب قرار می‌گیرد که در میان این آسیب‌ها، معمولاً سخت‌ترین ضربه‌ها از سوی دوستان جاهل به یک اندیشه وارد می‌شود.

اندیشه ظهور امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) نیز از این قاعده مستثنا نیست، به همین خاطر در طول تاریخ دوستان جاهل ضربات مهلکی به این اندیشه ناب زده‌اند[1] به همین خاطر در این نوشتار به یکی از آسیب‌ها رایج در دوران معاصر اشاره می‌کنیم، و آن را مورد وآکاوی قرار می‌دهیم.

یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که به اندیشه مهدوی وارد شده است، این نکته می‌باشد که امور فرعی و کم‌اهمیت جایگزین امور اصلی و محوری می‌شود، به گونه‌ای که گاه مسائل اصلی فراموش شده و مسائل فرعی جایگزین آنان می‌شود، که در ادامه به چند مورد فرعی و کم‌اهمیت که در دوران کنونی رواج دارد اشاره می‌کنیم.

لطفا برای مطالعه ادامه مطلب ینجا کلیک کنید



مهم‌ترین آسیب مهدویت، دور شدن از وظایف اصلی




طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی، 
برچسب ها: مهدویت، آسیب های مهدویت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 5 اسفند 1397 | توسط : میهن بلاگ | نظرات()

در نیمه شعبان سال سیصد و بیست و نه  هجری قمری  پس از رحلت چهارمین نایب خاص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) که علی بن محمد سمری نام داشت ، غیبت كبری آغاز شد ، و این غیبت تا ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ادامه دارد و باید گفت که در این عصر ، دیگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) نایب خاصی ندارد و امور مردم به فقهای جامع الشرائط كه ما از آن به ‹‹ولایت فقیه›› تعبیر می كنیم ، سپرده شده است چنانچه اسحاق بن یعقوب می گوید :

از عثمان بن سعید نخستین نایب خاص امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) خواستم تا نامه مرا به آن حضرت برساند ، در آن نامه پرسیده بودم : در عصر غیبت كبری به چه كسی مراجعه كنیم ، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)با خط خودشان ، در پاسخ سوال من ، چنین فرمودند: و اما الحودث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا ، فانهم حجتی علیكم و انا حجه الله علیهم یعنی در حوادث و رخدادها به راویان حدیث ما (که منظور فقها هستند) مراجعه كنید ، كه آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها می باشم.(1)
و همچنین از امام حسن عسكری (علیه السلام) این روایت آمده که حضرت فرمودند: فاما من كان من الفقهاء صائناً لنفسه ، حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه ، مطیعاً لامر مولاه ، فللعوام ان یقلدوه یعنی هر كدام از فقهاء كه نگهدارنده نفس خود از انحراف و گناه ، و نگهبان دین خود و مخالف هوای نفس خود و مطیع فرمان مولایش خداست ، بر مردم لازم است كه از او تقلید كنند.(2)

یكی دیگر از دلایل تبعیت از ولایت فقیه در زمان غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه)، حدیث مقبوله عمربن حنظه است كه مورد قبول علما و فقها می باشد ، در این حدیث ، امام صادق (علیه السلام) در مورد متابعت از فقیه جامع الشرائط می فرمایند:فانی قد جعلته علیكم حاكماً ، فاذا احكم بحكمنا فلم یقبله منه فانما استخف بحكم الله، و علینا رد والراد علینا الراد علی الله ، و هو علی حد الشرك بالله یعنی :من او (فقیه جامع الشرائط) را حاكم شما قرار دادم ، هنگامی كه او طبق حكم ما ، حكم كرد ، ولی حكم او پذیرفته نشد ، قطعاً حكم خدا سبك شمرده شده است ، و ما را رد كرده است ، آن كس كه ما را رد كند خدا را رد كرده و چنین كسی در مرز شرك به خدا است.(3)
با توجه به دلایل مذکور ثابت گردید که در دوران غیبت کبری ما باید از فقیه جامع الشرایط که همان ولی فقیه می باشد تبعیت نموده تا در پیچ و خم مشکلات و مسایل گمراه نگردیم و ایشان همچون فانوسی تابنده، چراغ راه ما در مسیر صراط مستقیم می باشند.

...................................................................................................................................

پی نوشت

1-وسائل الشیعه، ج 27، ص 140

2-احتجاج طبرسی، ج2، ص263

3-وسائل الشیعه، ج18، ص98





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  دوران غیبت، 
برچسب ها: غیبت کبری، ولایت فقیه، دلایل تبعیت از ولایت فقیه، دلایل تبعیت از ولایت فقیه در دوران غیبت کبری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 24 شهریور 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()
علت بیان نشدن توقیت توسط اهلبیت (علیهم‌السلام)
[الغیبة للنعمانی] «عن أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى خُرُوجُ الْقَائِمِ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه فَقَالَ یَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ لَا نُوَقِّتُ وَ قَدْ قَالَ مُحَمَّدٌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ.»(1)
«ابی بصیر گفت: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: فدایت شوم حضرت قائم (
عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) چه وقت خروج می‌کند؟ فرمود: ای ابومحمد ما اهل بیت (علیهم‌السلام) وقت تعیین نمی‌کنیم محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: وقت‌گذاران دروغ گویند.»
چرا اهلبیت (علیهم‌السلام) برای ظهور امام زمان وقتی رو تعیین نکردن و برای توقیت(2) حرمت قائل شدن؟
چند دلیلی که در جواب این سوال ممکنه به ذهن ما خطور کنه:
1. اگه اهلبیت (علیهم‌السلام) برای ظهور آقا امام زمان(
عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) وقتی رو تعیین می‌کردن، راه رو برای سوءاستفاده شیادان باز می‌ذاشتن. ولی با مشخص نشدن وقت برای ظهور شاهد این امر هستیم که در طول تاریخ انحرافی از بابت توقیت توسط  شیادان صورت نگرفته.
2.  همونطوری که مردم در غیبت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) نقش داشتن باید در ظهور ایشون هم نقشی رو ایفا کنند، اگه تعیین وقت توسط ائمه اطهار (علیهم‌السلام) صورت می‌گرفت دیگه برای ایجاد شرایط ظهور و ایفای نقش، مردم خودشون رو موثر نمی‌دونستند و این با فرهنگ اهلبیت (علیهم‌السلام) سازگار نیست.
3.  دلیل مهمتر اینه که شیعه سالها رنج و مرارت کشیده و این رنج‌ها رو به امید ظهور و فرج امام زمانش تحمل کرده، اگه برای ظهور وقتی تعیین می‌شد و شیعیان علم به این داشتن که امام تا سالی که برای ظهور مشخص شده، ظهور نمی‌کنه، اثری منفی از لحاظ  روحی و روانی برای شیعیان داشت و باید اونها این رنج‌ها رو تا زمان مشخصی به جون می‌خریدن ولی با عدم توقیت، امید برای اینکه امام زمان (
عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) هر لحظه ممکنه ظهور کنه و شیعیان از این مرارت‌ها نجات پیدا کنن بیشتر می‌شد و باعث پویایی شیعه می‌گشت.

پی نوشت:
1. بحارالأنوار ج52، ص119، باب21
2. توقیت به معنای تعیین وقت است.
لینک مرتبط:

حرمت توقیت




طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  زمینه سازی ظهور،  فرهنگ انتظار، 
برچسب ها: فرهنگ اهلبیت(علیهم‌السلام)، توقیت، كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، شیعه، امید ظهور، پویایی شیعه، غیبت امام زمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 18 شهریور 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()

 وقتی با خداوند متعال مناجات می کنیم و نیازها و احتیاجات خود را به محضر مقدسش عرضه می داریم همسو و متناسب با نیازمان نامها و صفات مقدس او را بر زبان می آوریم بعنوان مثال در مقام طلب مغفرت از ساحت مقدس خداوند متعال او را « یا غفار » و یا در مقام طلب نمودن روزی حلال و فراوان با کلمه یا رزاق و نیز در مقام درخواست ثبات قدم و استوار و پایدار ماندن در راه حق او را با جمله یا « مقلب القلوب و الابصار » و امثال آن می خوانیم .

بنابراین برای اجابت دعا و قبولی مناجات با خداوند متعال , راه و رمز و اوقات و ساعات خاصی وجود دارد که پیامبر اکرم (ص ) و اهل بیت آن حضرت آنها را در میان احادیث و روایات معتبر به ما تعلیم فرموده اند به گونه ای که حتی دعای صبح و شام و دعای اول و آخر هفته و ماه و سال و چند و چون آن را هم یاد داده اند.

حال باید دید که دعای معروف گم شدگان در صحرا و بیابان را که در روایات آمده است و همچنین کنیه معروف اباصالح (ع ) را در کجا و چه وقت باید خواند, از امام باقر(ع ) و  امام صادق (علیهما السلام ) روایت کرده اند که فرموده اند : « اذا ضللت فی الطریق فناد « یا صالح » او « یا ابا صالح » ارشدنا الی الطریق رحمکم الله»{محاسن برقی، ج2، چاپ دوم، ص110، باب ارشاد الضال عن الطریق، حدیث 100، }
یعنی : اگر در دشت و صحرا از جاده منحرف شده و راه گم کردید پس « صالح » و یا « اباصالح » را صدا کن و بگو : « ای صالح » و یا بگو « ای اباصالح » ما را دریابید و راه را بر ما نشان دهید , خداوند شما را رحمت فرماید.
و روی همین اساس است که علمای ربانی و مومنین پیرو اهل بیت (علیهم السلام ) در جلسات و اجتماعات معنوی و پر شورشان , آن هم نه فقط در حال گم شدن در دشت و صحرا , بلکه در همه گمراهیهای فکری و عملی و علمی و نابسامانیهای مادی و معنوی در غیبت کبری , اباصالح (عجل الله تعالی فرجه ) را به کمک و یاری می طلبند.
ممکن است پرسیده شود : چرا در برخی از موارد مانند گم کردن راه و درمانده شدن در صحرا و بیابان امام معصوم (علیهم السلام )  و یا علمای ربانی , ما را به جای گفتن « یاالله » و مانند آن , به گفتن « یا صاحب الزمان » و « یا اباصالح المهدی ادرکنی » و... سفارش کرده اند , حال آن که خداوند متعال در فریادرسی مهربان تر و نیرومندتر از امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه )است

جواب این پرسش را می توان چنین بیان کرد که چون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) خلیفه الله و حجت خداوند متعال در میان مردم و راهنمای ایشان است بدین جهت در مقام گم کردن راه و گم شدن در دشت و صحرا و یا متحیر ماندن در امور دیگر به مدد خواستن از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه ) توصیه و سفارش کرده اند. چرا که خداوند سبحان , ایشان را برای ارشاد و راهنمایی مردم برگزیده است و آن حضرت جهت ارشاد و راهنمایی و صعود به مدارج عالی ایمان و خوشبختی بهترین راه گشا و برترین هدایتگر است

بنابراین کمک خواستن از امام زمان به منزله کمک گرفتن از خداوند متعال است . بر این اساس است که در دوران غیبت کبری , علمای ربانی , در موارد بی شماری برای عرض حاجت و رفع گرفتاری خویش به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه )متوسل می شوند , زیرا ایشان بر این مطلب یقین دارند که امام زمان (ع ) اگر چه بنا به علل و عوامل بیشماری از نظرها غایب است ولی حال و احوال مردم از نظر ایشان پنهان نیست چنانکه در نامه معروف آن حضرت که در سال 410 ق . به شیخ مفید ارسال داشته اند آمده است :
« ما به همه اخبار شما آگاهیم و هرگز احوال و غم و شادی شما بر ما پوشیده و پنهان نیست . »


بنابراین چقدر زیباست که انسان در مقام گرفتاری و گم کردن راه هدایت و یا مسیر مادی و معنوی زندگی به ساحت مقدس حجت حق , امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) متوسل شود و با گفتن جمله های دلنشین و آرام بخشی چون : « یا صاحب الزمان ادرکنی » , « یا فارس الحجاز و یا اباصالح المهدی اغثنی » از آن حضرت کمک و یاری درخواست نماید. چرا که در
حال حاضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) , حبل الله و واسطه فیض میان خدا و مردم است , پس متوسل شدن به پیامبر و ائمه اطهار و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه )به معنای دق الباب کردن در رحمت و هدایتگر خداوند متعال است .
البته این نکته را هم باید دانست که گم شدن و از خود بی خود شدن و یا به عبارت دیگر گم کردن راه لازم نیست که فقط راه مادی و دشت و صحرا باشد بلکه اگر کسی از نظر فکر و عقیده و ایمان و اعتقاد هم , جاده و راه را گم کرده باشد , سزاوار است که در این گونه موارد هم به ساحت مقدس آن حضرت توسل جوید و آن حضرت را به کمک و یاری بخواند.

وقتی فرزندان و اهل خانه لیاقت حضور آن پدر را بازیابند و پدر نیز قابلیت حضورش را در آنان احساس کند به منزل خود باز می گردد. بر همین اساس است که گفته می شود : « منتظران مصلح خود باید صالح باشند. » یعنی صلاحیت و قابلیت حضور او را داشته باشند , چرا که بی صلاحیت و بی آن که قابلیت حضور باشد , انتظار بازگشت و مراجعت کسی را داشتن معنا ندارد.





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  برداشت های غلط،  منجی دین،  دوران غیبت، 
برچسب ها: چه وقت امام زمان را اباصالح می خوانیم ؟، یا اباصالح، آیا امام زمان فرزند دارد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()
حرمت توقیت
یکی از آسیب‌های فرهنگ مهدویت تعیین زمان برای ظهور امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) هست. مثلا بعضی افراد در زمان حال برای ظهور امام عصر وقت تعیین کردند به این صورت که:
- امام زمان ارواحنا له الفداء در 21 دسامبر سال 2012 میلادی مطابق با اول دی 1391 برابر با روز جمعه 7 صفر 1434 سال روز میلاد حضرت امام موسی کاظم (علیه‌السلام) ظهور می‌کنن!!!
در این نوع موارد که شبهه‌ای ممکنه برای ما پیش بیاد ائمه اطهار (علیهم‌السلام) مثل همیشه به این امر نیز پاسخ دادند و اون اینه که، هر موقعی که دیدیم برای ظهور امام زمان
(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) وقت تعیین میشه وقت گذاران رو درغگو بشمریم برای اینکه زمان ظهور بر انسانها مخفی خواهد موند و جز خدای متعال کسی از اون خبر نداره.
از امام باقر (علیه‌السلام) سؤال شد، آیا براى ظهور وقت (معینى) است؟
فرمودند: «آنها که براى ظهور تعیین وقت می‌کنند دروغ می‌گویند.» (و سه بار این جمله رو تکرار کردند.)[1]
با توجه به این حدیث تعیین وقت ظهور، برای امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) امکان نداره و همانگونه که اشاره کردیم وقت ظهور حضرت نامشخصه و ممکنه هر لحظه اتفاق بیافته و ما هرگز نمی‌تونیم برای این اتفاق مهم وقتی رو از قبل تعیین کنیم.
 با این حال بعضى آگاهانه یا ناآگاهانه براى ظهور وقت تعیین می‌کنن که کمترین اثر اون احساس یأس و ناامیدى براى کسانیه که این وعده‏‌هاى دروغین رو باور کردن ولى خلاف اون رو مشاهده می‌کنن.
پی نوشت:
1. غیبت طوسى، ح 411، ص 426. «أخبرنا محمد بن یعقوب، عن الحسین بن محمد، عن معلی بن محمد، عن الحسن ابن علی الخزاز، عن عبدالکریم [بن عمرو] الخثعمی، عن الفضیل بن یسار، عن أبی جعفر (علیه‌السلام) قال: قلت له: لهذا الامر وقت؟ فقال کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون »





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  برداشت های غلط،  فرهنگ انتظار، 
برچسب ها: توقیت، تعیین وقت، درغگویان، آسیب فرهنگی مهدویت، وعده‌های دروغین، وقت ظهور، شبهه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 10 شهریور 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()

حدیث ثقلین یعنی این حدیث (پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه و آله ) می فرمایند: به درستی كه من در میان شما دو امانت گرانبها می‎گذارم یكی كتاب خدا و دیگر عترتم و این دو یادگار من هیچ گاه از همدیگر جدا نمی‎شوند، تاحوض (كوثر) به من برسند.) از نظر سندی، از احادیث معتبر و متواتر به شمار‌ آمده كه علماء و محدثین بسیاری از شیعه و اهل سنت، در منابع خود، آنرا، با عبارات و الفاظ گوناگونی نقل نموده‎اند و بنابراین در این روایت جای هیچ خدشه و تردیدی باقی نمی‎ماند.[1] 

مفاد این حدیث در بردارنده نكات مهمی  است که فی الجمله عبارت است از :
1. امامت كه از باورها بنیادین و مسلّمات تشیع است از بعد از رسول اكرم( صلّی الله علیه و آله) ، به عنوان مفسِّر و مبیِّن و مؤیِّد قرآن همواره در كنار این كتاب آسمانی قرار گرفته و با عنایت به عصمت امامت، و لزوم تبیین و تفسیر احكام قرآن، هیچ گاه از قرآن جدا نگشته است تا به حدی كه امامت را قرآن ناطق نامیده‎اند.
2. همراهی و همگامی عترت با قرآن فقط در تفسیر و تبیین آن نیست بلكه با توجه به نصوص بین قرآن و عترت مساوات و موازنه برقرار شده است بدین سان كه این دو در تبیین احكام، برپایی قسط و عدالت در میان مردم، سازندگی‎های معنوی و اخلاقی و دیگر امور با هم مشاركت دارند و همان گونه كه قرآن میزان القسط[2]، موعظه[3]، عظیم[4]، منار حكمت[5]، شفیع[6]، نور[7]، عزیز[8] و ریسمان محكم[9] است، اهل بیت نیز چنین می‎باشند.

بنابراین باعنایت به موازنه و مساوات عترت با قرآن، در صورت عدم بیان امور فوق توسط قرآن و یا صریح نبودن بیان قرآن، این مهم بر عهدة اهل بیت است.
3. با عنایت به آنكه درحدیث آمده است كه: قرآن و عترت هیچ گاه از هم جدا نخواهند گشت، زمان حاضر هم، حوزة وجودی، دوازدهمین امام از رهبران معصوم  امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه)  می‎باشد. و آن حضرت هم، همراه و همگام با قرآن و در كنار قرآن است.
4. مراد از عترت، فقط وجود اهل بیت نیست، بلكه شامل قول، فعل، تقریرهای بجای مانده از ائمه معصومین هم می‎باشد. كه اگر چه در زمان‎های قبل بیان شده‎اند ولی همواره در كنار قرآن، بعنوان مفسّر و مبیّن آن می‎باشند.
همچنین شیخ مفید به نقل از سید بن طاوس می‎فرماید: امام در تبیین احكام شریك قرآن است، از آنجا كه احكام الهی غیرمتناهی و كتاب خدا متناهی است، و برای مجتهد هم علم به احكام میسر نیست برای همین به امام نیاز است.[10]
با این بیانات روشن می‎شود كه همه امامان شریك القرآن بوده و در نتیجه این لفظ بر همه آنها اطلاق می‎شود و البته هر چند در برخی زیارتنامه‎ها، از امام حسین (علیه السّلام )به شریك القرآن تصریح شده است[11] ولی این تصریح دلیل بر آن نیست كه اطلاق این لفظ به حضرت امام حسین (علیه السّلام )اختصاص داشته باشد.
امّا در این زمان، غالباً استعمال شریك القرآن بر، حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) اطلاق می‎شود از آن جهت كه زمان حاضر، حوزة وجودی، آن امام همام بوده و آن حضرت است كه در این دنیا در كنار قرآن است.

..................................................................................................................................

فهرست منابع:
[1] . ابن حجر عقسلانی می‎گوید: حدیث ثقلین با بیش از 20 سند نقل شده است، صواعق المحرقه/ عسقلانی/ ص 135.
مناوی می‎گوید: بیش از 20 صحابه این حدیث را از پیامبر نقل نموده‎اند، فیض القدیر/ ج 3/ ص 14.
میر حامد حسین دانشمند بزرگ شیعه این حدیث را از 502 كتاب كه همگی به قلم دانشمندان اهل تسنن نگارش یافته، نقل كرده است. آیت الله سبحانی/ پرسش‎ها و پاسخ‎ها/ ص 159/ موسسه سید الشهداء/ 1369 و همچنین ر.ك: عبقات المنوار، ج 4ـ3، ص 2ـ 10، كنزالعمال ج 1 ص 173.
مسند احمد: ج 3 ص 14، اُسد الغابه ج 3 ص 147، فیض القدیر ج 3 ص 20ـ19، مستدرك: ج 3 ص 148، طبقات الكبری: ج 2 ص 194، صواعق المحرقه: ص 136، صحیح مسلم: ج 2 ص 362، مجمع الزوائد: ج 9 ص 164، المسندالجامع: ج 5 ص 551.
[2] . جامع الاحادیث شیعه، ج 12، ص 481.
[3] . لواعج الاشجان، ص 26 ـ یونس/ 57.
[4] . بحار ج 98 ص 239 ـ حجر/ 87.
[5] . مفاتیح الجنان ـ الحیاة/ ج 2، ص 120.
[6] . زیارت عاشورا ـ نهج الفصاحة، جملة 662.
[7] . كامل الزیارات ص 200 ـ نساء/ 174.
[8] . لهوف ص 54 ـ فصلت/ 41.
[9] . پرتوی از عظمت حسین ص 6 ـ بحار ج 92 ص 31.
[10] . الالفین/ شیخ مفید/ ص 198.
[11] . بحارالانوار، ج 98، ب 26، ص 336؛ همان، ص 355؛ الاقبال/ سید بن طاوس/ فصل فیما نذكره من لفظ زیارة الحسین/ ص 712/ دارالكتب الاسلامیه/ 1367؛ البلد الامین/ ابراهیم بن علی عاملی كفعمی/ چاپ سنگی/ ص 281؛ مصباح/ الكفهی/ ص 481.





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  دوران غیبت، 
برچسب ها: شریك القرآن، حدیث ثقلین، امام زمان (عج) شریك القرآن، چرا به امام زمان (عج) شریك القرآن می‎گوئیم؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3