" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

 وقتی با خداوند متعال مناجات می کنیم و نیازها و احتیاجات خود را به محضر مقدسش عرضه می داریم همسو و متناسب با نیازمان نامها و صفات مقدس او را بر زبان می آوریم بعنوان مثال در مقام طلب مغفرت از ساحت مقدس خداوند متعال او را « یا غفار » و یا در مقام طلب نمودن روزی حلال و فراوان با کلمه یا رزاق و نیز در مقام درخواست ثبات قدم و استوار و پایدار ماندن در راه حق او را با جمله یا « مقلب القلوب و الابصار » و امثال آن می خوانیم .

بنابراین برای اجابت دعا و قبولی مناجات با خداوند متعال , راه و رمز و اوقات و ساعات خاصی وجود دارد که پیامبر اکرم (ص ) و اهل بیت آن حضرت آنها را در میان احادیث و روایات معتبر به ما تعلیم فرموده اند به گونه ای که حتی دعای صبح و شام و دعای اول و آخر هفته و ماه و سال و چند و چون آن را هم یاد داده اند.

حال باید دید که دعای معروف گم شدگان در صحرا و بیابان را که در روایات آمده است و همچنین کنیه معروف اباصالح (ع ) را در کجا و چه وقت باید خواند, از امام باقر(ع ) و  امام صادق (علیهما السلام ) روایت کرده اند که فرموده اند : « اذا ضللت فی الطریق فناد « یا صالح » او « یا ابا صالح » ارشدنا الی الطریق رحمکم الله»{محاسن برقی، ج2، چاپ دوم، ص110، باب ارشاد الضال عن الطریق، حدیث 100، }
یعنی : اگر در دشت و صحرا از جاده منحرف شده و راه گم کردید پس « صالح » و یا « اباصالح » را صدا کن و بگو : « ای صالح » و یا بگو « ای اباصالح » ما را دریابید و راه را بر ما نشان دهید , خداوند شما را رحمت فرماید.
و روی همین اساس است که علمای ربانی و مومنین پیرو اهل بیت (علیهم السلام ) در جلسات و اجتماعات معنوی و پر شورشان , آن هم نه فقط در حال گم شدن در دشت و صحرا , بلکه در همه گمراهیهای فکری و عملی و علمی و نابسامانیهای مادی و معنوی در غیبت کبری , اباصالح (عجل الله تعالی فرجه ) را به کمک و یاری می طلبند.
ممکن است پرسیده شود : چرا در برخی از موارد مانند گم کردن راه و درمانده شدن در صحرا و بیابان امام معصوم (علیهم السلام )  و یا علمای ربانی , ما را به جای گفتن « یاالله » و مانند آن , به گفتن « یا صاحب الزمان » و « یا اباصالح المهدی ادرکنی » و... سفارش کرده اند , حال آن که خداوند متعال در فریادرسی مهربان تر و نیرومندتر از امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه )است

جواب این پرسش را می توان چنین بیان کرد که چون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) خلیفه الله و حجت خداوند متعال در میان مردم و راهنمای ایشان است بدین جهت در مقام گم کردن راه و گم شدن در دشت و صحرا و یا متحیر ماندن در امور دیگر به مدد خواستن از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه ) توصیه و سفارش کرده اند. چرا که خداوند سبحان , ایشان را برای ارشاد و راهنمایی مردم برگزیده است و آن حضرت جهت ارشاد و راهنمایی و صعود به مدارج عالی ایمان و خوشبختی بهترین راه گشا و برترین هدایتگر است

بنابراین کمک خواستن از امام زمان به منزله کمک گرفتن از خداوند متعال است . بر این اساس است که در دوران غیبت کبری , علمای ربانی , در موارد بی شماری برای عرض حاجت و رفع گرفتاری خویش به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه )متوسل می شوند , زیرا ایشان بر این مطلب یقین دارند که امام زمان (ع ) اگر چه بنا به علل و عوامل بیشماری از نظرها غایب است ولی حال و احوال مردم از نظر ایشان پنهان نیست چنانکه در نامه معروف آن حضرت که در سال 410 ق . به شیخ مفید ارسال داشته اند آمده است :
« ما به همه اخبار شما آگاهیم و هرگز احوال و غم و شادی شما بر ما پوشیده و پنهان نیست . »


بنابراین چقدر زیباست که انسان در مقام گرفتاری و گم کردن راه هدایت و یا مسیر مادی و معنوی زندگی به ساحت مقدس حجت حق , امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) متوسل شود و با گفتن جمله های دلنشین و آرام بخشی چون : « یا صاحب الزمان ادرکنی » , « یا فارس الحجاز و یا اباصالح المهدی اغثنی » از آن حضرت کمک و یاری درخواست نماید. چرا که در
حال حاضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه ) , حبل الله و واسطه فیض میان خدا و مردم است , پس متوسل شدن به پیامبر و ائمه اطهار و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه )به معنای دق الباب کردن در رحمت و هدایتگر خداوند متعال است .
البته این نکته را هم باید دانست که گم شدن و از خود بی خود شدن و یا به عبارت دیگر گم کردن راه لازم نیست که فقط راه مادی و دشت و صحرا باشد بلکه اگر کسی از نظر فکر و عقیده و ایمان و اعتقاد هم , جاده و راه را گم کرده باشد , سزاوار است که در این گونه موارد هم به ساحت مقدس آن حضرت توسل جوید و آن حضرت را به کمک و یاری بخواند.

وقتی فرزندان و اهل خانه لیاقت حضور آن پدر را بازیابند و پدر نیز قابلیت حضورش را در آنان احساس کند به منزل خود باز می گردد. بر همین اساس است که گفته می شود : « منتظران مصلح خود باید صالح باشند. » یعنی صلاحیت و قابلیت حضور او را داشته باشند , چرا که بی صلاحیت و بی آن که قابلیت حضور باشد , انتظار بازگشت و مراجعت کسی را داشتن معنا ندارد.





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  برداشت های غلط،  منجی دین،  دوران غیبت، 
برچسب ها: چه وقت امام زمان را اباصالح می خوانیم ؟، یا اباصالح، آیا امام زمان فرزند دارد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()

حدیث ثقلین یعنی این حدیث (پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه و آله ) می فرمایند: به درستی كه من در میان شما دو امانت گرانبها می‎گذارم یكی كتاب خدا و دیگر عترتم و این دو یادگار من هیچ گاه از همدیگر جدا نمی‎شوند، تاحوض (كوثر) به من برسند.) از نظر سندی، از احادیث معتبر و متواتر به شمار‌ آمده كه علماء و محدثین بسیاری از شیعه و اهل سنت، در منابع خود، آنرا، با عبارات و الفاظ گوناگونی نقل نموده‎اند و بنابراین در این روایت جای هیچ خدشه و تردیدی باقی نمی‎ماند.[1] 

مفاد این حدیث در بردارنده نكات مهمی  است که فی الجمله عبارت است از :
1. امامت كه از باورها بنیادین و مسلّمات تشیع است از بعد از رسول اكرم( صلّی الله علیه و آله) ، به عنوان مفسِّر و مبیِّن و مؤیِّد قرآن همواره در كنار این كتاب آسمانی قرار گرفته و با عنایت به عصمت امامت، و لزوم تبیین و تفسیر احكام قرآن، هیچ گاه از قرآن جدا نگشته است تا به حدی كه امامت را قرآن ناطق نامیده‎اند.
2. همراهی و همگامی عترت با قرآن فقط در تفسیر و تبیین آن نیست بلكه با توجه به نصوص بین قرآن و عترت مساوات و موازنه برقرار شده است بدین سان كه این دو در تبیین احكام، برپایی قسط و عدالت در میان مردم، سازندگی‎های معنوی و اخلاقی و دیگر امور با هم مشاركت دارند و همان گونه كه قرآن میزان القسط[2]، موعظه[3]، عظیم[4]، منار حكمت[5]، شفیع[6]، نور[7]، عزیز[8] و ریسمان محكم[9] است، اهل بیت نیز چنین می‎باشند.

بنابراین باعنایت به موازنه و مساوات عترت با قرآن، در صورت عدم بیان امور فوق توسط قرآن و یا صریح نبودن بیان قرآن، این مهم بر عهدة اهل بیت است.
3. با عنایت به آنكه درحدیث آمده است كه: قرآن و عترت هیچ گاه از هم جدا نخواهند گشت، زمان حاضر هم، حوزة وجودی، دوازدهمین امام از رهبران معصوم  امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه)  می‎باشد. و آن حضرت هم، همراه و همگام با قرآن و در كنار قرآن است.
4. مراد از عترت، فقط وجود اهل بیت نیست، بلكه شامل قول، فعل، تقریرهای بجای مانده از ائمه معصومین هم می‎باشد. كه اگر چه در زمان‎های قبل بیان شده‎اند ولی همواره در كنار قرآن، بعنوان مفسّر و مبیّن آن می‎باشند.
همچنین شیخ مفید به نقل از سید بن طاوس می‎فرماید: امام در تبیین احكام شریك قرآن است، از آنجا كه احكام الهی غیرمتناهی و كتاب خدا متناهی است، و برای مجتهد هم علم به احكام میسر نیست برای همین به امام نیاز است.[10]
با این بیانات روشن می‎شود كه همه امامان شریك القرآن بوده و در نتیجه این لفظ بر همه آنها اطلاق می‎شود و البته هر چند در برخی زیارتنامه‎ها، از امام حسین (علیه السّلام )به شریك القرآن تصریح شده است[11] ولی این تصریح دلیل بر آن نیست كه اطلاق این لفظ به حضرت امام حسین (علیه السّلام )اختصاص داشته باشد.
امّا در این زمان، غالباً استعمال شریك القرآن بر، حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) اطلاق می‎شود از آن جهت كه زمان حاضر، حوزة وجودی، آن امام همام بوده و آن حضرت است كه در این دنیا در كنار قرآن است.

..................................................................................................................................

فهرست منابع:
[1] . ابن حجر عقسلانی می‎گوید: حدیث ثقلین با بیش از 20 سند نقل شده است، صواعق المحرقه/ عسقلانی/ ص 135.
مناوی می‎گوید: بیش از 20 صحابه این حدیث را از پیامبر نقل نموده‎اند، فیض القدیر/ ج 3/ ص 14.
میر حامد حسین دانشمند بزرگ شیعه این حدیث را از 502 كتاب كه همگی به قلم دانشمندان اهل تسنن نگارش یافته، نقل كرده است. آیت الله سبحانی/ پرسش‎ها و پاسخ‎ها/ ص 159/ موسسه سید الشهداء/ 1369 و همچنین ر.ك: عبقات المنوار، ج 4ـ3، ص 2ـ 10، كنزالعمال ج 1 ص 173.
مسند احمد: ج 3 ص 14، اُسد الغابه ج 3 ص 147، فیض القدیر ج 3 ص 20ـ19، مستدرك: ج 3 ص 148، طبقات الكبری: ج 2 ص 194، صواعق المحرقه: ص 136، صحیح مسلم: ج 2 ص 362، مجمع الزوائد: ج 9 ص 164، المسندالجامع: ج 5 ص 551.
[2] . جامع الاحادیث شیعه، ج 12، ص 481.
[3] . لواعج الاشجان، ص 26 ـ یونس/ 57.
[4] . بحار ج 98 ص 239 ـ حجر/ 87.
[5] . مفاتیح الجنان ـ الحیاة/ ج 2، ص 120.
[6] . زیارت عاشورا ـ نهج الفصاحة، جملة 662.
[7] . كامل الزیارات ص 200 ـ نساء/ 174.
[8] . لهوف ص 54 ـ فصلت/ 41.
[9] . پرتوی از عظمت حسین ص 6 ـ بحار ج 92 ص 31.
[10] . الالفین/ شیخ مفید/ ص 198.
[11] . بحارالانوار، ج 98، ب 26، ص 336؛ همان، ص 355؛ الاقبال/ سید بن طاوس/ فصل فیما نذكره من لفظ زیارة الحسین/ ص 712/ دارالكتب الاسلامیه/ 1367؛ البلد الامین/ ابراهیم بن علی عاملی كفعمی/ چاپ سنگی/ ص 281؛ مصباح/ الكفهی/ ص 481.





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  دوران غیبت، 
برچسب ها: شریك القرآن، حدیث ثقلین، امام زمان (عج) شریك القرآن، چرا به امام زمان (عج) شریك القرآن می‎گوئیم؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()

برای پاسخ به این سوال نیاز به مقدماتی است که به آن می پردازیم و آن اینکه براى امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) دو غیبت وجود دارد: غیبت صغری و غیبت کبری
 در زمان غیبت صغرى که از سال 260 و یا 255 ه.ق آغاز شد و در سال 329 به پایان یافت مردم پرسش هاى عقیدتی، اجتماعى و مشکلات خویش را به وسیلة نواب خاص با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در میان می گذاشتند و آن حضرت مسائل و پرسش هاى مردم را پاسخ مى دادند. گاهى گروهى از مردم به وسیلة نواب خاص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) به دیدار امام دوازدهممى رفتند؛ از این رو در این مدت امام هم غایب بود و هم نبود و اینکه نواب خاص وظایفی مهمی را بر دوش داشتند از جمله اینکه :
 1) نام و مکان امام زمان را پنهان نگه دارند : گرچه امکان رؤیت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در غیبت صغرى براى مردم و نواب خاص وجود داشت، ولى به دلیل مشکلات سیاسی، هر یک از نواب موظف بودند که نام و مکان امام را افشا نکنند؛ زیرا امام از سوى حکومت تهدید مى شد. البته این پنهان کارى به دستور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) صورت گرفته بود. ارتباط شیعیان نیز بدون اینکه مکان امام را بدانند بر قرار مى شد
 2) پاسخ  به سؤالات فقهى و مشکلات عقیدتی شیعیان : نواب خاص وظیفة پاسخگویى به سؤالات فقهى و مشکلات عقیدتى را نیز بر عهده داشتند. آنان سؤالات فقهى و شرعى شیعیان را به عرض امام می رساندند و پاسخ ها را دریافت مى کردند و به مردم ابلاغ مى نمودند
 3) گرفتن و توزیع اموال متعلق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه): نواب خاص اموال متعلق به امام (مانند بیت المال و سهم امام) را از شیعیان گرفته به هر طریقى به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) مى رساندند
در این دوره نحوه ارتباط با امام زمان ممکن است از یکی از روشهای زیر امکان پذیر گردد: و اما در زمان غیبت کبرى: 
الف) ملاقات حضوری: در خصوص امکان و عدم امکان ملاقات حضورى با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) اختلاف است. برخى عقیده دارند که ملاقات حضورى امکان دارد و انسان با رعایت تقوا و ایجاد شایستگی، مى تواند به حضور امام زمان(ع) برسد. چنان که شخصیت هایى مانند مقدس اردبیلی،(1) علامة‌ حلی(2) و علامة بحرالعلوم(3) به حضور حضرت رسیدند. سید مرتضی،(4) شیخ طوسى و ... از طرفداران این نگرش هستند. شیخ طوسى مى نویسد: ما قطع نداریم که حضرت از تمام اولیاى خود، پنهان باشد، بلکه جایز است که براى بیشتر آنان ظاهر گردد.
 برخى دیگر عقیده دارند که ملاقات حضورى با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) امکان ندارد. محمد بن ابراهیم،‌ معروف به نعمانی،(5) فیض کاشانی،(6) و کاشف الغطا،(7)و از طرفداران این نگرش هستند. اینان به برخى از روایات تمسک نموده اند که هر گونه ارتباط حضورى با امام زمان(ع) را منع کرده است.(8) امام زمان(ع) در توقیع شریف خطاب به آخرین نایب خاص خود، یعنى على بن محمد سمرى فرمود: «به زودى از شیعیان من کسانى خواهند آمد که ادعاى دیدن مرا مى کنند. آگاه باشید، هر کس قبل از خروج سفیانی، و صیحة آسمانی، ادعا کند که مرا دیده دروغگوى افترا زننده است».(9)
 واقعیت آن است که با تقوا و معنویت و قابلیت مى توان به حضور آن امام همام رسید، چنانکه برخى از بزرگان به حضور او رسیده اند. به نظر مى رسد روایاتى که دلالت بر منع ملاقات دارند، ناظر بر این است که جلوى هر گونه سوء استفاده از ادعاى دیدن امام زمان گرفته شود و هر کس ادعاى رؤیت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را نکند.
ب) ارتباط معنوی : بى تردید مى توان با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) ارتباط معنوى بر قرار کرد. البته این ارتباط با بهره گیرى از تقوا، دعا خواندن و توسل به ائمه(ع)، به ویژه به ساحت مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) امکان پذیر است. شاید بر همین اساس باشد که یکى از وظایف شیعیان در زمان غیبت، دعا کردن براى امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) و توسلات بیان شده است.(10) ارتباط معنوى بدان معنا نیست که انسان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را ملاقات حضورى کند، بلکه باید با آن امام ارتباط برقرار کند و همیشه به یاد او بوده و او را در تمام اعمال ناظر بداند. هرگاه چنین لیاقت و شایستگى اى حاصل شد حضرت به انسان عنایت نموده و به رفع مشکلات انسان مى پردازد؛ از این رو امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در توقیعى که براى شیخ مفید صادر نمود فرمود:« ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نمى ماند».(11)
 باز حضرت درهمان توقیع فرمود: «ما در رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشته کن مى کردند».(12)
 ارتباط معنوى انسان با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) سبب مى شود که حضرت میان مردم حضور پیدا کند، اگر چه مردم او را نشناسند. امام علی(ع) فرمود: «سوگند به خدا ، حجت خدا میان آنان هست و در کوچه و بازار گام بر مى دارد و بر خانه هاى آنان وارد مى شود و در شرق و غرب جهان به سیاحت مى پردازد و گفتار مردمان را مى شنود و بر اجتماعات آنان وارد شده سلام مى دهد. او مردمان را مى بیند».(13)
 در دعاى ندبه مى خوانیم: «جانم فدایت! تو آن غایبى هستى که از میان ما بیرون نیستی. جانم فدایت! تو آن دور شده از وطن هستى که از ما دور نیستی».(14)
 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 پی نوشت ها:
 1- منتهى الآمال، ج2، ص 470؛ مهدى موعود، ص 934.
 2- تنکابنی، قصص العلما، ص 259.
 3- بحارالانوار، ج 52، ص 174.
 4- تنزیه الانبیاء، ص 182، به نقل از مجلة حوزه، ویژه نامة امام زمان، ص 99.
 5- کتاب الغیبه، ص 99.
 6- وافی، ج 2، ص 414.
 7- حق المبین، ص 87.
 8- شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 395.
 9- شیخ صدوق، کمال الدین، ص 516.
 10- منتهى الآمال، ص 559و 562.
 11- احتجاج طبرسی، ج 2، ص 596.
 12- همان.
 13- جباری، عاشورى و حکیم، تاریخ عصر غیبت، ص 426، به نقل از الغیبه نعمانی، ص 72.
 14- مفاتیح الجنان، دعاى ندبه.





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  برداشت های غلط،  مدعیان دروغین،  دوران غیبت،  منجی دین، 
برچسب ها: ادعای ملاقات با امام زمان، چگونه برخی ادعای ملاقات با امام زمان را می کنند؟، ادعای ملاقات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()

اولین پاسخی که به این دیدگاههای نادرست پیرامون انتظار  داده می شود این است که اولاً حرکت امام زمان (عجل‌الله تعالی‌فرجه) مانند امور دیگر، روال طبیعی دارد و قرار نیست همه‌ امور معجزه‌آسا صورت پذیرد چنانکه امام صادق علیه‌السلام می فرمایند: «لو قد خرج قائمنا لم یکن الا العلق والعرق والنوم علی السروج» یعنی: قائم ما که قیام کند، جز عرق ریختن و خواب (از فرط خستگی و مبارزه پی‌درپی) بر روی زین‌ها نیست(غیبت نعمانی ص 285) و ثانیاً قیام امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) زمینه‌سازی و آمادگی می‌طلبد. همچنا‌ن که در روایات ما، عده‌ای به عنوان زمینه‌سازان حکومت مهدوی نام برده‌ شده‌اند.
در روایات دیگر در توصیف منتظران واقعی آمده است: «انّ اهل زمان غیبته والقائلین بامامته والمنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان.. اولئک المخلصون حقّاً و شیعتنا صدقاً و الدعاة الی دین الله سرّاً و جهراً…»یعنی : همانا اهل زمان غیببتش و معتقدین به امامتش و منتظرین ظهورش بهتر از اهل هر زمان هستند... آنان به حق، مخلص و شیعه ما هستند و در آشکار و نهان دیگران را به دین خدا فرا می‌خوانند.
کمال الدین و تمام النّعمة، ص 320


لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  برداشت های غلط،  حکومت مهدوی،  دوران غیبت،  منجی دین، 
برچسب ها: برداشت‌های نادرست از انتظار فرج، پاسخ به برداشت غلط، انتظار و مفاهیم آن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 4 مرداد 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()

                     یاران حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف)


برای یاران و همراهان حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) ویژه گی هایی ذکر شده، که مهمترین آنها عبارتند از:

1- خداجویی: امام صادق (علیه السلام) درباره آنان می فرماید: « مردانی که گویا دل هایشان پاره های آهن است. غبار تردید در ذات مقدس خدای، خاطرشان را نمی آلاید، از ناخوشنودی پروردگارشان هراس دارند، برای شهادت دعا می کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند.» (1)

2- عبادت و بندگی: امام باقر (علیه السلام) می فرماید: « گویا، قائم و یارانش را در نجف اشرف می نگرم، توشه هاشان به پایان رسیده و لباس هایشان مندرس گشته است. جای سجده، بر پیشانی اشان نمایان است. شیران روزند و راهبان شب.» (2)

3- شجاعت: یاران حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) دلیر مردند و جنگاوران میدان های نبرد. دل هایشان پاره های آهن است (3)، و از انبوه دشمن هراسی به دل راه نمی دهند. یاران حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) قدرت چهل مرد دارند. شیران میدان رزم هستند و جانهایشان از سنگ خارا، محکمتر. (4)

4- فرمانبری: یاران حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) عاشق مولای خودند و پاکبازان راه او و در انجام دستورهای وی، بر یکدیگر پیشی می گیرند. به فرموده پیامبر (صلی الله علیه و آله) «تلاشگر و کوشا در پیروری از اویند.» (5)

5- زهد و ساه زیستی: زهد، زینت کارگزاران حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشّریف) است. زندگیشان از معیشت درویشان فراتر نمی رود. نمی توانند تن به آسایش و شادکامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام مصلح جهان بر خویش نهند، چرا که آن که با عشرت طلبان همسو می شود و دل در گرو آز و طمع می بندد، نمی تواند مروج دین و کارگزاری شایسته برای حکومت عد و داد باشد.(6)



پی نوشت ها:

1- بحار الانوار 308:52.

2- بحار الانوار 7:53.

3- بحار الانوار 308:52.

4- الخصال 318:2.

5- عیون اخبار الرضا 63:1.

6- نهج البلاغه، کلمات قصار:110.





طبقه بندی: دوران غیبت،  منجی دین، 
برچسب ها: یاران حضرت مهدی، خداجویی، عبادت و بندگی، شجاعت، فرمانبری، زهد و ساده زیستی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1391 | توسط : علی عبادی | نظرات()

یکی از متون پهلوی، دینکرد - دانش نامه ی زرتشتی - هست که شامل نه کتاب میشه که کتاب‌های اول و دوم و نیمی از سوم از بین رفته. در کتاب هفتم دینکرد اول به تولد زرتشت و معجزه‌هاش و در ادامه هم به احیای دین زرتشت توسط فرزندانش پرداخته.

همچنین زند بهمن یسن از متونیه که آموزه ی منجی را شرح داده.

متون اوستایی تنها سه منجی موعود زرتشت رو معرفی می‌کردن، اما متون پهلوی از زمان و مکان ظهور، علائم ظهور و ویژگی‌های دوران ظهور منجی‌ها واضح تر سخن گفته.

توی دوره ساسانی با گسترش آیین زرتشت به سرزمین‌های غربی و نفوذ مکتب زروانیسم باعث شد که آموزه‌ی منجی در متون پهلوی در چارچوب هزاره گرایی (سال کیهانی) مطرح بشه.

(هزاره گرایی اینه که اومدن عمر جهان رو به هزار ساله‌ها تقسیم کردن که هر کدوم یه ویژگی‌هایی داره)

با اینکه متون زرتشتی در تعداد هزاره‌ها اختلاف دارند، برخی نه هزارسال و برخی دوازده هزار سال گفته اند؛ اما عمر جهان از اول تا آخر را به چهار تا «سه هزار سال» تقسیم کرده‌اند.


سه هزار سال اول:

در سه هزاره‌ی اول، اهورامزدا مینوامشاسپندان و ایزدان را خلق می‌کنه و در اواخر همین هزاره‌ها اهریمن حمله می‌کنه و اهورامزدا با خواندن دعای اهونور – مقدس‌ترین دعای زرتشتیان- باعث می‌شه اهریمن بی‌هوش بشه و در طول سه هزار سال دوم در دوزخ بی‌هوش بمونه.


سه هزار سال دوم:

در ابتدای این سه هزاره، اهورامزدا اول امشاسپندان و بعد ایزدان را آفرید و بعدش هم پدیده‌های گیتی را. اون در یک سال و شش مرحله، شش پدیده اصلی را آفریده که عبارتند از: آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور، انسان. اهریمن هم در این دوران دیوان را می‌سازه.

در پایان سه هزاره‌ی دوم همدستان اهریمن که از بی‌هوشی اون عذاب می‌کشیدند اونو بیدارش می‌کنن.


سه هزار سال سوم:

این سه هزاره دوران جنگ میان اهریمن و اهورامزداست. در پایان سه هزاره‌ی سوم، دوره‌ی به کمال رسوندن جهان اتفاق میافته و زرتشت ظهور می‌کنه.


سه هزار سال چهارم:

آخر‌الزمانه که در این سه هزاره، در رأس هر هزار سال فردی از نسل زرتشت (سوشیانت‌ها) خواهد آمد!


منبع:
برداشت از کتاب گونه شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، بهار 1389.





طبقه بندی: دوران غیبت،  منجی دین، 
برچسب ها: سوشیانت، منجی، موعود، مکتب زروانیسم، امشاسپندان، دیوان، اهریمن، زرتشت، آخرالزمان، دوزخ، جهان، متون پهلوی، دینکرد، زند بهمن یسن، هزاره گرایی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 19 تیر 1391 | توسط : قاسمی | نظرات()

در روایتهای مختلفی علت غیبت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) ترس از قتل و شهادت بیان شده. در روایات داریم که خداوند چند چیز رو از شر دشمنان حفظ کرد و دشمنان رو از رسیدن به اهدافشون ناکام گذاشت؛ از جمله خداوند جان امام دوازدهم رو بوسیله غیبت حفظ کرد، اگه مسئله غیبت مطرح نبود معتمد عباسی که به خون اون حضرت تشنه بود مثل پدران بزرگوارشون حضرت رو هم شهید می‌کردند و زمین از حجت خدا خالی می‌شد.
امام باقر(علیه‌السلام) می‌فرماید:
« ان للقائم غیبة قبل ان یقوم  قال: قلت ولم، قال یخاف.» (1)
« برای قائم ما  امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) قبل از اینکه به پا خیزد غیبتی است. راوی سؤال کرد برای چه؟ حضرت فرمود به جهت اینکه ترس از کشته شدن او وجود دارد.»
امام صادق علیه‌السلام فرمودند:« للقائم غیبة قبل قیامه، قلت: ولم؟ قال: یخاف علی نفسه الذبح.»
« امام منتظر پیش ازقیام خود مدتی از چشم ها غایب خواهد شد. از علت آن سوال شد حضرت فرمود : برجان خویش بیمناک است.» (2)

البته ترس امام  (علیه‌السلام) بر جان مبارک خودشون، همچون ترسی که انسان‌های عادی دارند و از کشته شدن می‌ترسند، نیست. امام (علیه‌السلام) به خاطر کسب رضای خداوند و به عنوان انجام یک عبادت بسیار مهم، برحفظ جون خودشون مراقب و نسبت به اون نگرانند. بنابراین امام (علیه‌السلام) از این جهت که خدای متعال، کشته شدن ایشون رو نمی‌پسندد، « خوف از قتل» دارند.
پی نوشت:
1.  بحار ج51  ص132
2.  کمال الدین ج۲ ص۲۳۳






طبقه بندی: دوران غیبت،  منجی دین، 
برچسب ها: ترس، حفظ جان، رضای خداوند، خوف از قتل، كشته شدن، قیام، غیبت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 17 تیر 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 10  صفحات :
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic