" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


امیرالمومنین همتای قرآن در منابع اهل سنت


یکی از ویژگی‌ها و شئون اهل بیت(علیهم‌السلام) و خاصه امیرالمومنین(علیه‌السلام) این است که عِدل قرآن کریم و همتای آن هستند. چنان‌که پیامبر اکرم(صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله) در روز غدیر بعد از بیان حدیث ثقلین، با گرفتن دست علی(علیه‌السلام) و معرفی او خواستند تا با مشخص کردنِ مصداق، جای هیچ‌گونه شک و شبه‌ای باقی نماند و بیان نمایند که علی(علیه‌السلام) همان ثقلی است که از قرآن جدا شدنی نیست.[1]

روایت معتبر و صحیحی را اهل سنت و شیعه از رسول اکرم(صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله) در شان امیرالمومنین(علیه‌السلام) نقل کرده‌اند؛ و همین یک روایت برای اثبات حقانیت و افضلیّت حضرت بر دیگران کفایت می‌کند؛ پیامبر اکرم(صلّى‌اللَّه‌علیه‌وآله) فرمودند: «علی با قرآن است و قرآن با علی است، هیچ‌گاه از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا بر من بر حوض وارد شوند».[2]



ادامه مطلب


برچسب ها: حضرت علی، قرآن، اهل سنت، منابع اهل سنت، حدیث ثقلین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 | توسط : علی سیدی | نظرات()

حدیث ثقلین یعنی این حدیث (پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه و آله ) می فرمایند: به درستی كه من در میان شما دو امانت گرانبها می‎گذارم یكی كتاب خدا و دیگر عترتم و این دو یادگار من هیچ گاه از همدیگر جدا نمی‎شوند، تاحوض (كوثر) به من برسند.) از نظر سندی، از احادیث معتبر و متواتر به شمار‌ آمده كه علماء و محدثین بسیاری از شیعه و اهل سنت، در منابع خود، آنرا، با عبارات و الفاظ گوناگونی نقل نموده‎اند و بنابراین در این روایت جای هیچ خدشه و تردیدی باقی نمی‎ماند.[1] 

مفاد این حدیث در بردارنده نكات مهمی  است که فی الجمله عبارت است از :
1. امامت كه از باورها بنیادین و مسلّمات تشیع است از بعد از رسول اكرم( صلّی الله علیه و آله) ، به عنوان مفسِّر و مبیِّن و مؤیِّد قرآن همواره در كنار این كتاب آسمانی قرار گرفته و با عنایت به عصمت امامت، و لزوم تبیین و تفسیر احكام قرآن، هیچ گاه از قرآن جدا نگشته است تا به حدی كه امامت را قرآن ناطق نامیده‎اند.
2. همراهی و همگامی عترت با قرآن فقط در تفسیر و تبیین آن نیست بلكه با توجه به نصوص بین قرآن و عترت مساوات و موازنه برقرار شده است بدین سان كه این دو در تبیین احكام، برپایی قسط و عدالت در میان مردم، سازندگی‎های معنوی و اخلاقی و دیگر امور با هم مشاركت دارند و همان گونه كه قرآن میزان القسط[2]، موعظه[3]، عظیم[4]، منار حكمت[5]، شفیع[6]، نور[7]، عزیز[8] و ریسمان محكم[9] است، اهل بیت نیز چنین می‎باشند.

بنابراین باعنایت به موازنه و مساوات عترت با قرآن، در صورت عدم بیان امور فوق توسط قرآن و یا صریح نبودن بیان قرآن، این مهم بر عهدة اهل بیت است.
3. با عنایت به آنكه درحدیث آمده است كه: قرآن و عترت هیچ گاه از هم جدا نخواهند گشت، زمان حاضر هم، حوزة وجودی، دوازدهمین امام از رهبران معصوم  امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه)  می‎باشد. و آن حضرت هم، همراه و همگام با قرآن و در كنار قرآن است.
4. مراد از عترت، فقط وجود اهل بیت نیست، بلكه شامل قول، فعل، تقریرهای بجای مانده از ائمه معصومین هم می‎باشد. كه اگر چه در زمان‎های قبل بیان شده‎اند ولی همواره در كنار قرآن، بعنوان مفسّر و مبیّن آن می‎باشند.
همچنین شیخ مفید به نقل از سید بن طاوس می‎فرماید: امام در تبیین احكام شریك قرآن است، از آنجا كه احكام الهی غیرمتناهی و كتاب خدا متناهی است، و برای مجتهد هم علم به احكام میسر نیست برای همین به امام نیاز است.[10]
با این بیانات روشن می‎شود كه همه امامان شریك القرآن بوده و در نتیجه این لفظ بر همه آنها اطلاق می‎شود و البته هر چند در برخی زیارتنامه‎ها، از امام حسین (علیه السّلام )به شریك القرآن تصریح شده است[11] ولی این تصریح دلیل بر آن نیست كه اطلاق این لفظ به حضرت امام حسین (علیه السّلام )اختصاص داشته باشد.
امّا در این زمان، غالباً استعمال شریك القرآن بر، حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) اطلاق می‎شود از آن جهت كه زمان حاضر، حوزة وجودی، آن امام همام بوده و آن حضرت است كه در این دنیا در كنار قرآن است.

..................................................................................................................................

فهرست منابع:
[1] . ابن حجر عقسلانی می‎گوید: حدیث ثقلین با بیش از 20 سند نقل شده است، صواعق المحرقه/ عسقلانی/ ص 135.
مناوی می‎گوید: بیش از 20 صحابه این حدیث را از پیامبر نقل نموده‎اند، فیض القدیر/ ج 3/ ص 14.
میر حامد حسین دانشمند بزرگ شیعه این حدیث را از 502 كتاب كه همگی به قلم دانشمندان اهل تسنن نگارش یافته، نقل كرده است. آیت الله سبحانی/ پرسش‎ها و پاسخ‎ها/ ص 159/ موسسه سید الشهداء/ 1369 و همچنین ر.ك: عبقات المنوار، ج 4ـ3، ص 2ـ 10، كنزالعمال ج 1 ص 173.
مسند احمد: ج 3 ص 14، اُسد الغابه ج 3 ص 147، فیض القدیر ج 3 ص 20ـ19، مستدرك: ج 3 ص 148، طبقات الكبری: ج 2 ص 194، صواعق المحرقه: ص 136، صحیح مسلم: ج 2 ص 362، مجمع الزوائد: ج 9 ص 164، المسندالجامع: ج 5 ص 551.
[2] . جامع الاحادیث شیعه، ج 12، ص 481.
[3] . لواعج الاشجان، ص 26 ـ یونس/ 57.
[4] . بحار ج 98 ص 239 ـ حجر/ 87.
[5] . مفاتیح الجنان ـ الحیاة/ ج 2، ص 120.
[6] . زیارت عاشورا ـ نهج الفصاحة، جملة 662.
[7] . كامل الزیارات ص 200 ـ نساء/ 174.
[8] . لهوف ص 54 ـ فصلت/ 41.
[9] . پرتوی از عظمت حسین ص 6 ـ بحار ج 92 ص 31.
[10] . الالفین/ شیخ مفید/ ص 198.
[11] . بحارالانوار، ج 98، ب 26، ص 336؛ همان، ص 355؛ الاقبال/ سید بن طاوس/ فصل فیما نذكره من لفظ زیارة الحسین/ ص 712/ دارالكتب الاسلامیه/ 1367؛ البلد الامین/ ابراهیم بن علی عاملی كفعمی/ چاپ سنگی/ ص 281؛ مصباح/ الكفهی/ ص 481.





طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  دوران غیبت، 
برچسب ها: شریك القرآن، حدیث ثقلین، امام زمان (عج) شریك القرآن، چرا به امام زمان (عج) شریك القرآن می‎گوئیم؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1391 | توسط : فرهاد فرهادی مسجدسلیمانی | نظرات()
در ادامه بحث قبلی، نظر یکی از علماء شیعه را جویا می‌شویم.
حضرت آیت الله العظماء صافی گلپایکانی از مراجع تقلید شیعه، می‌گویند: از این حدیث ثقلین شش مطلب مهم استفاده می‌شود. ( که به خاطر اختصار فقط بند مربوط به این بحث را می‌آورم، و آن عبارت است از اینکه ) زمین از وجود حجت الهی خالی نمی‌ماند. یعنی این عالم در هیچ زمانی تا قیامت  از وجود یک نفر از اهل بیت علیهم‌السلام خالی نیست، که سخنان آنان مانند قرآن حجت است.
و سپس برای اثبات این فقره از مطالب، این‌گونه استدلال می‌کنند:
جمله «انى تارك فیكم الثقلین»، دلالت مى كند كه رسول خدا در میان امتش كسانى را جانشین باقى گذاشت تا مرجع در امور امت باشند. و روشن است كه احتیاج امت به آنها منحصر به یك زمان نیست. پس اگر آن مرجع مدت زمانى در میان مردم نباشد، این كلام رسول خدا مصداق پیدا نخواهد كرد، و صدور این تعبیرات از رسول خدا صحیح نمی‌باشد.
فرق بین این دو عبارت روشن است كه بگوید: من آن را باقى گذاشتم تا مرجع و جانشین در همه امور باشد كه اگر به آن تمسك كنید گمراه نمى‌شوید و یا این كه بگوید: من آن را در بعض امور مرجع و جانشین قرار دادم، تمام این عبارات حدیث صریح در گفتار نخست است نه دومی.




طبقه بندی: پاسخ به شبهات مهدوی،  برداشت های غلط،  دوران غیبت، 
برچسب ها: علماء شیعه، حضرت آیت الله العظماء صافی گلپایکانی، حدیث ثقلین، نى تارك فیكم الثقلین، حجت الهی، مرجع در امور،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 3 تیر 1391 | توسط : ناصر قلی زاده | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic